حاشیه های ناآرام
⚡ خلاصه سریع
شکاف مرکز و پیرامون در پاکستان به قدمت خود این کشور است. خطوط آن ممکن است در طول زمان تغییر کرده باشد، اما به اندازه هر یک از بحرانهای ساختاری بزرگی که ما را مبتلا میکند، حاد باقی میماند.
شکاف مرکز و پیرامون در پاکستان به قدمت خود این کشور است. خطوط آن ممکن است در طول زمان تغییر کرده باشد، اما به اندازه هر یک از بحرانهای ساختاری بزرگی که ما را مبتلا میکند، حاد باقی میماند.
در زمان نگارش مقاله، حداقل سه حاشیه در حال جوشیدن هستند. بلوچستان، خیبر پختونخوا و AJK همگی مناطق جغرافیایی منحصربهفردی هستند که روابط تاریخی آنها با دولت را نمیتوان به یکدیگر تقلیل داد، اما حتی معذرتخواهان تشکیلات نیز به سختی میتوانند وضعیت کنونی هر سه منطقه را به سادگی به دست بیگانه تقلیل دهند.
کمربند سرایکی، سند و گیلگیت-بالتستان ممکن است در حال حاضر تحت کنترل ناآرامی قرار نگیرند، اما در حاشیه جریان اصلی سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و فکری باقی مانده اند. به طور خلاصه، اکثریت مردم این مناطق در بهترین حالت برای بقا و عزت اقتصادی مبارزه می کنند و در بدترین حالت تحت حکومت ظالمانه قرار دارند.
زیربنای شکاف مرکز و پیرامون، مدلی از حکومتداری استعماری است که همه مردم عادی را بهعنوان رعایایی میبیند که باید توسط هویج و چوب اداره شوند، نه شهروندانی که از حق رای برخوردارند و میتوانند از دولت ادعا کنند و از آنها پاسخگویی بخواهند. از این نظر، با وجود نقش مسلط خود در برابر سایر مناطق پاکستان، پنجاب دارای مناطق و جمعیت پیرامونی خود نیز می باشد. کشاورزان کوچک و جمعیت عظیم بی زمین در روستاها یا ساکنان کاتچی آبادی در شهرهای بزرگ را در نظر بگیرید.
در بازی مدلی از حکومت داری استعماری است.
داستان مرکز پیرامون نیز درباره استخراج به سبک استعماری است. گاز طبیعی را مثال بزنید که توسط Sui Northern یا Sui Southern به بسیاری از خانه ها و صنایع در سرزمین اصلی پاکستان عرضه می شود. این منبع ارزشمند از دهه 1950 از شهر کوچک سوئی در درا بوگتی استخراج شده است، اما هنوز هم تا به امروز تا حد زیادی از مزایای آن محروم مانده است. درا بوگتی، در واقع، در میان فقیرترین منطقه در کل کشور باقی مانده است.
این یک مثال مجزا نیست، داستان اکنون به ذخایر عظیم معدنی مانند مس و طلا و همچنین منابع دریایی در مناطق ساحلی کشیده شده است. جنگزدهترین بخشهای خیبر پختونخوا همچنین دارای انواع منابعی هستند که اگر هنوز استخراج نشدهاند، همچنان مورد توجه قرار میگیرند. همچنین جریان های بسیار ارزشمندی مانند آب وجود دارد که به یخچال های طبیعی GB متکی هستند و در دلتاهای ساحلی سند به اوج خود می رسند.
علیرغم هذلگویی اخیر در مورد یارانههای ظاهراً بزرگی که دولت به مناطقی مانند AJK میدهد، نکته گستردهتر در مورد استخراج و انتقال ارزش از حاشیههای تاریخی به مراکز زمانی وجود دارد که منابع ارزشمندی مانند آب را در نظر بگیریم. به این موضوع، جریان عظیم نیروی کار از KP، GB و AJK را اضافه کنید و این استدلال پوچ که آنها باری بر دوش مرکز هستند، به گل نشسته است.
البته تمایلات متقابلی وجود دارد. قرارداد ضعیف فدرال، عدم تعادل قدرت و منابع را تا حد محدودی جبران کرده است. برخی از مفسران در واقع علیه اصلاحیه هجدهم به این دلیل استدلال میکنند که این اصلاحیه به نخبگان «استانی» قدرت داده و در عین حال وضعیت بد ارائه خدمات عمومی را بدتر کرده است. قبلاً اشاره کرده ام که ایالت واقعاً فقط به ثروتمندان و قدرتمندان از جمله در پنجاب پاسخ می دهد. جای تعجب نیست که یک اصلاحیه قانون اساسی منطق طبقه بندی شده قدرت استعماری بزرگتر را اصلاح نکرده باشد.
برخی از جمعیت های پیرامونی به دلیل مهاجرت به مراکز شهری، تحرک اجتماعی را تجربه کرده اند. نمونه بارز آن جوامع تجاری پختون در شهر سند و پنجاب است. اما این باعث خنثی شدن بسیاری از مهاجران پختون نمی شود که حتی در شهرهای بزرگ نیز سلب مالکیت را تجربه می کنند، چه رسد به کسانی که در بازی های استراتژیک پایان ناپذیر در مناطق دورافتاده روستایی کشته شده اند.
و سپس داستان آنچه «توسعه» معاصر در واقع مستلزم آن در پس سرزمین است وجود دارد. ساخت جاده ها، بنادر و سدها ممکن است به نفع برخی از مردم محلی بوده باشد، اما در نهایت منطق زیربنایی استخراج را تغییر نداده و در عین حال اکولوژی های شکننده را نیز از بین برده است. گردشگری همچنین یک «تغییرگر بازی» نامیده میشود، اما این ترس واقعی در مورد کنترل منابع محلی توسط خارجیها و در عین حال تغییر مناظر محیطی را نشان میدهد.
در طول هشت دهه گذشته در پاکستان چیزهای زیادی تغییر کرده است و مناطق حاشیه ای که در سال 1947 وجود داشت ثابت نمانده است. بسیاری از جمعیت های پیرامونی در حال حاضر به دور از اقامتگاه های تاریخی خود زندگی می کنند، الگوهای توسعه تکامل یافته اند و جغرافیاها تغییر یافته اند.
اما دولت همچنان به زور بر هر کسی که خواهان آزادی های اقتصادی، فرهنگی و سیاسی است، به ویژه آنهایی که در حاشیه تاریخی هستند، باز می دارد. کلید از بین بردن قرارداد اجتماعی استعماری، شناخت منافع در هم تنیده جمعیت های پیرامونی در همه جا، از جمله پنجاب است. دستگاه دولتی نظامی شده ترجیح می دهد مانند سلف خود با تفرقه و حکومت ادامه دهد.
این نویسنده در دانشگاه قائد اعظم اسلام آباد تدریس می کند.
منتشر شده در سپیده دم، 17 ژوئیه 2026
← بازگشت