IT دوباره اتفاق افتاده است. کراچی - بزرگترین شهر، مرکز مالی و تولیدکننده درآمد پاکستان - توسط واحد اطلاعات اکونومیست (EIU) به عنوان یکی از کم‌توان‌ترین شهرهای جهان در رتبه‌بندی قرار گرفت - مایه شرمساری حاکمان این کشور. همه در کراچی می دانند که رتبه بندی صادقانه ترین چیزی است که هر سال در مورد این شهر گفته می شود. اگر شهر می توانست صحبت کند، فریاد استیصال آن در چندین کهکشان شنیده می شد. ترکیب آشفته گرمای شدید، قطع برق، کمبود آب و فساد به این معنی است که هر قدمی که ساکنان کراچی برمی دارند مملو از خطر و عدم اطمینان است. بیدار شدن در کراچی در تابستان 2026 به معنای آماده شدن برای نبرد با شهری است که به قدری مورد سوء استفاده و غفلت قرار گرفته است که از کسانی که جرأت می کنند خانه های خود را ترک کنند و وارد جاده های کنده شده و آشغال شده آن شوند، سوء استفاده می کند. خوابیدن در این شهر به معنای دراز کشیدن روی ملحفه‌های عرق‌ریز زیر بادبزن‌های بی‌حرکت در اتاق‌های بدون هوا است - زخم‌های تازه روز که سوزش دارند، زخم‌های قدیمی به سختی پوسته پوسته شده‌اند. در حوالی زمان انتشار آخرین شاخص زیست پذیری جهانی EIU، خط لوله ای برای چندمین بار در جاده دانشگاه منفجر شد. ساخت و ساز در این جاده شریانی ادامه دارد و حفاری همیشه بیشتر از اینکه فایده داشته باشد، خسارت می‌زند. این بار هم جاده پر آب بود. مردم - در ماشین‌ها، موتورسیکلت‌ها و اتوبوس‌ها - در گرمای شدید گیر کرده بودند. گیر افتادن یک شرط همیشگی در کراچی است. همه کسانی که در یک زمان خاص در کراچی هستند در آنجا گیر کرده اند. شهری غیرقابل زندگی را تحمل می‌کنند، و از آن لذت نمی‌برند - اما اکنون حتی آن‌هایی که بیشترین استقامت را دارند، برای تسکین فریاد می‌زنند. ثروتمندان منطقه خود را در کنار اقیانوس ایجاد کرده اند، جایی که تمام تلاش خود را می کنند تا باقی مانده شهر را انکار کنند. در آن مکان خوش شانس، جاده های سیل زده در واقع به فاضلاب می ریزند و منهول ها اغلب دارای پوشش هستند. خرابی های ارائه خدمات عمومی، کمبود برق و آب و همه این مسائل با سرمایه خصوصی قابل حل است. این خدمات اولیه که بقیه شهر تصور می‌کنند به دلیل پرداخت مالیات دریافت می‌کنند، اینجا از طریق تانکرهای اجاره‌ای که آب را تحویل می‌دهند، تهیه می‌شود. از قطع برق توسط ژنراتورهای بزرگی که در ساختمان های خود قرار دارند جلوگیری می شود. کراچی متعلق به همه است و بنابراین به هیچ کس تعلق ندارد. قبل از اینکه بنشینم این ستون را بنویسم، یکی از دوستان پرسید که آیا فکر می کنم نوشتن یک نوحه بی پایان در مورد وضعیت کراچی وضعیت شهر را تغییر دهد؟ این سوال جدی بود، اما به عنوان یک شوخی مطرح شد - به دلیل این ایده که کلمات می توانند باعث تغییر یا الهام بخشیدن به نوعی دگرگونی شوند که برای مثال در لاهور یا اسلام آباد رخ داده است. طنز کوچکی نیست که قطعه ای در مورد اینکه کراچی پنج نقطه با کمترین قابلیت زندگی شدن در جهان فاصله دارد (و آن نقاط دیگر عمدتاً توسط شهرهای جنگ زده مانند دمشق گرفته شده است) همراه با اعلامیه اختصاص چند صد میلیون روپیه به یک قطار سریع السیر در لاهور و - منتظر آن - یک قطار شیشه ای راولپندی - موره آمده است. مطمئناً پیشرفت در توسعه شهری در این شهرهای دیگر نشان می دهد که هیچ چیز خاصی در روحیه پاکستانی وجود ندارد که مسئولان را از برنامه ریزی و اداره یک شهر باز دارد. مشکل، همانطور که افراد بی‌شماری اشاره کرده‌اند، مشکل ندانستن نیست، بلکه در اثر عوامل ساختاری مانع می‌شود. بزرگ‌ترین آنها این واقعیت است که پاکستان کشوری است که در آن، به طور کلی، قانون‌گذاران هنوز برای تأمین بودجه حوزه‌های انتخابیه‌شان، که اغلب توسط سیاست قومی دیکته می‌شود، مبارزه می‌کنند. پس بزرگترین تراژدی کراچی این است که یک شهر چند قومیتی است. این متعلق به همه است و بنابراین به هیچ کس تعلق ندارد. مشکلی که این موضوع ایجاد می کند این است که همه انتظار دارند که شخص دیگری برای کراچی بجنگد، برای تخصیص بودجه ای که مشکلات ساده را حل کند، برای رفع فسادی که بخش بزرگی از جاده های اصلی را برای سال ها کنده نگه می دارد، برای باز کردن چالش هایی که شرکت هایی مانند K-Electric را در چنان آشفتگی نگه می دارد که سرمایه گذاران خارجی ابراز علاقه می کنند و سپس از آن دوری می کنند. برخی استدلال می کنند که این شهر که متعلق به همه است، بزرگتر از آن است که شکست بخورد. یک شهر 22 میلیونی را هرگز نمی توان پاک کرد. کشش مغناطیسی آن برای خودش نیرویی است. اما این یک آرامش کوچک برای کسانی است که در اطراف آن رنج می برند. شهری به بزرگی کراچی نمی‌تواند وجود خود را از دست بدهد، اما می‌توان آن را گرسنه نگه داشت و در گاز گرفت. شرایط امروز این مکان است: شهر مهاجران، شهر امید، شهر بازماندگان، از هر نظر محدود شده است - مردم آن را لایق قطارهای شیشه‌ای و ریل‌های پرسرعتی که به پاکستانی‌های خوش‌شانس اعطا شده است، نمی‌دانند. و به این ترتیب است که هر روز صبح، 22 میلیون نفر در کراچی به این فکر می‌کنند که بیدار شدن در شهری که هر ساعت از روز با آنها مبارزه نمی‌کند، چگونه باید باشد. نویسنده وکیل دادگستری حقوق اساسی و فلسفه سیاسی است. [email protected] منتشر شده در سپیده دم، 11 جولای 2026