پاکستان در فدرالیسم مالی پیشرفت "معناداری" داشت، اما انحرافات همچنان باقی است: WB
⚡ خلاصه سریع
پاکستان از سال 2010 پیشرفت "معناداری" در زمینه فدرالیسم مالی داشته است.
پاکستان از سال 2010 پیشرفت "معناداری" در زمینه فدرالیسم مالی داشته است. بانک جهانی در گزارشی که روز سه شنبه منتشر شد، گفت: با این حال، انحراف از "هنجارهای بین المللی" و "روش های خوب" از جمله در ترتیبات انتقال فعلی فدرال-استانی همچنان باقی مانده است.
بانک جهانی در گزارش خود با عنوان "تقویت فدرالیسم مالی در پاکستان" چهار بعد مهم را که پاکستان از نظر فدرالیسم مالی فاقد آن بود، برجسته کرد.
این گزارش میگوید: «اول، تکالیف هزینهها به طور ناقص اجرا شده و در برخی زمینهها بهطور ناکافی تعریف شده است» و تأکید میکند که دولت علیرغم اصلاحیه هجدهم قانون اساسی به «عملیات» در مناطق واگذارشده براساس قانون اساسی ادامه داد.
این سازمان افزود که این مشارکت باعث هدر رفت و «مسئولیتپذیری» مبهم شده است، در حالی که دولتهای محلی فاقد دستورات عملکردی مشخص یا دارای منابع کافی هستند.
همچنین اشاره کرد که اصلاحیه هجدهم باعث "تجزیه" سیستم مالیاتی شده است.
این گزارش افزود: «در حالی که این اصلاحیه مقامات مالیاتی استانی را به ویژه در مورد مالیات فروش عمومی (GST) بر خدمات تقویت میکند، همچنین پایه مالیاتی را بین پنج حوزه قضایی رقیب تقسیم میکند و میافزاید که پیچیدگی منجر به افزایش هزینههای انطباق، دلسردی تجارت بین استانی و محدود شدن عملکرد درآمد کل شد.
این سازمان خاطرنشان کرد که پایههای مالیاتی، بهویژه درآمد و دارایی کشاورزی، "به میزان قابل توجهی مورد استفاده قرار نگرفته است".
این گزارش اشاره کرد که ترتیبات انتقال فدرال-استانی موجود، مانند کمیسیون مالی ملی (NFC)، نتوانسته است به "اهداف مهم سیاستی" دست یابد.
آن اشاره کرد که در حالی که NFC "قابلیت پیش بینی و محافظت از سهم درآمد استانی" را ارائه می دهد، این تامین مالی به نتایج عملکردی تبدیل نشده است.
در این گزارش آمده است: «چارچوب فعلی منابع فدرال را بدون تعدیل متناسب در مسئولیتهای مخارج کاهش داد و باعث ایجاد کسری ساختاری مالی فدرال شد».
در این گزارش آمده است که توزیع افقی NFC به «یکسان سازی مالی واقعی» دست نیافته است.
همچنین افزود که این فرمول "هیچ انگیزه معناداری برای تلاش درآمد استانی یا عملکرد ارائه خدمات" ارائه نمی کند.
«ترتیبات کنونی احتمالاً از تلاشهای درآمدی فدرال جلوگیری میکند و سهم بزرگی از درآمدها به طور خودکار به استانها منتقل میشود.»
در این گزارش با تاکید بر حوزه نهایی، آمده است که علیرغم به رسمیت شناختن ماده 140 الف - که تصریح می کند هر استان به موجب قانون باید یک سیستم حکومت محلی ایجاد کند و مسئولیت و اختیارات سیاسی، اداری و مالی را به نمایندگان منتخب دولت های محلی واگذار کند، دولت محلی همچنان "وابسته مالی، از نظر نهادی ناپایدار و عملاً تابع استان" است.
این سازمان گفت: «جوایز کمیسیون مالی استانی (PFC) به ندرت و غیرالزام آور است، نقل و انتقالات موقتی است، و درآمد منابع شخصی حداقل است،» و تأکید کرد که واگذاری پیشنهادی «به طور معناداری زیر سطح استانی گسترش نیافته است».
این گزارش همچنین خاطرنشان کرد که انحراف از رویههای خوب منجر به نتایج منفی نیز شده است، از جمله کسری بودجه ساختاری فدرال، عملکرد ضعیف درآمد، تأثیر محدود بر همسویی هزینههای عمومی و ارائه خدمات با نیازها، و شکست در حفاظت از عملکرد سیستم فدرالیسم مالی.
در این گزارش آمده است: «درآمدهای استانی، از جمله نقل و انتقالات فدرال، از کمتر از 4 درصد تولید ناخالص داخلی (GDP) به میانگین 6.5 درصد در سال مالی 2010 (سال مالی 10) تا سال مالی 24 افزایش یافته است، اما هزینه های فدرال به طور متناسبی تعدیل نشده است.
این بیانیه ادامه داد: «از دست دادن درآمدهای فدرال ناشی از نقل و انتقالات (1.9 درصد تولید ناخالص داخلی) تقریباً معادل افزایش کسری اولیه فدرال پس از واگذاری (1.7 درصد از تولید ناخالص داخلی) بود».
این گزارش می افزاید که «تناسب» بین تأمین مالی فدرال و نیازهای عملکردی به «کسری مالی پاکستان و انباشت بدهی عمومی» کمک کرده است. در مورد عملکرد ضعیف درآمد ناشی از چارچوب فدرالیسم مالی موجود، این گزارش میگوید: «تجزیه پایه مالیاتی در پنج حوزه قضایی، انگیزهها را نادرست کرده، هزینههای انطباق را افزایش داده و فرصتهایی برای اجتناب ایجاد کرده است.
«درآمدهای فدرال به طور قابل توجهی ضعیف عمل کرده است. علیرغم افزایش تخصیص درآمدهای استانی، درآمد مالیات از منابع خود به سختی افزایش یافته است.
این گزارش خاطرنشان کرد که مالیات بر درآمد کشاورزی "تا حد زیادی وصول نشده" است، حتی اگر این بخش بیش از 20 درصد از تولید ناخالص داخلی کشور را به خود اختصاص دهد.
در این گزارش آمده است: «مالیات بر اموال غیرمنقول شهری تنها 0.13 درصد از تولید ناخالص داخلی تولید میکند که بسیار کمتر از استانداردهای کشوری 0.3 تا 0.6 درصد است.
علاوه بر این، گزارش بانک جهانی تأکید کرد که فدرالیسم مالی «تأثیر محدودی در همسویی هزینههای عمومی و ارائه خدمات با نیازها داشته است، که برخلاف نتایج مورد انتظار واگذاری است.
در این گزارش آمده است: «در حالی که ولایات هزینه خدمات اساسی را از هجدهمین متمم قانون اساسی افزایش داده اند، بیشترین افزایش واحد مربوط به هزینه های اداری بوده است».
بر اساس این گزارش، حدود 80 درصد از کل هزینههای استان صرف «هزینههای مکرر» میشود که بیشترین سهم هزینههای افزایشی به جای آموزش یا بهداشت، توسط خدمات عمومی و هزینههای اداری جذب میشود.
این سازمان افزود: "هزینه ها از نظر جغرافیایی نیز ناعادلانه باقی مانده است، به طوری که تخصیص های منطقه به دلیل سابقه تاریخی به جای سطح فقر یا شکاف های ارائه خدمات انجام می شود."
در این گزارش آمده است که برای دولت محلی، کل هزینه های دولت از 10 درصد در سال 2005 به 4.7 درصد در سال 2024 کاهش یافته است.
همچنین مشاهده کرد که نهادهای مسئول تضمین فدرالیسم مالی نتوانسته اند از عملکرد سیستم از طریق نظارت و هماهنگی مؤثر محافظت کنند.
در این بیانیه آمده است: «چارچوب نهادی زیربنای فدرالیسم مالی ضعیف عمل کرده است»، و توضیح داد که «شورای منافع مشترک (CCI) تنها 11 جلسه را بین سالهای 1973 و 2010 برگزار کرد، علیرغم الزام قانون اساسی برای جلسات سه ماهه و جایزه NFC جانشین اکنون بیش از یک دهه و نیم به تعویق افتاده است.
اولویت های کلیدی اصلاحات
این گزارش اولویت های کلیدی را برای اصلاحات با هدف چارچوب فدرالیسم مالی مناسب تر مشخص کرده است.
نخست، بر لزوم رسیدگی به ناهماهنگی موجود بین تأمین مالی و وظایف دولتهای فدرال و استانی تأکید کرد.
در ادامه این بیانیه آمده است: «تمرین حقوقی فدرال در حال انجام (کاهش هزینه های بیهوده که با دستورات استانی همپوشانی دارد) باید بدون توجه به اصلاحات گسترده تر در اولویت قرار گیرد.
در این گزارش آمده است: «هنگامی که پساندازهای قابل دستیابی محقق شد، ارزیابی بالقوه درآمد فدرال باید تعیین کند که آیا تعادل عمودی بیشتر مورد نیاز است یا خیر.
در ادامه این بیانیه آمده است که بقیه شکافها باید از طریق مکانیسمهایی از جمله: «کسرهای عملکردی خاص از استخر تقسیمپذیر میتواند بار هزینههای مستمر فدرال برای کالاهای عمومی ملی مانند زیرساختهای حملونقل ملی، هزینههای امنیتی خاص، خدمات بدهی، حفاظت اجتماعی، برنامههای زیستمحیطی، زیرساختهای آب استراتژیک بین استانی و هماهنگی سیاست ملی را به اشتراک بگذارد.»
ثانیاً، این گزارش پیشنهاد میکند که برای پرداختن به موضوع توزیع افقی، راهحلی اتخاذ شود که «به یکسانسازی و در عین حال ایجاد مشوقهای مالی مثبت» باید اتخاذ شود.
یک رویکرد شکاف مالی شفاف - جایگزین فرمول پیچیده چند عاملی کنونی - میتواند منابع مجموعه قابل تقسیم را بر اساس ارزیابیهای استاندارد نیازهای هزینهها در مقابل ظرفیت درآمد منابع خود تخصیص دهد، و عوامل بازدارنده برای تلاش درآمدها را حذف کند و از مجازات استانها برای کارایی مالی اجتناب کند.
این گزارش افزود که چنین رویکردی «استقالل مالی استان را حفظ خواهد کرد» و نمونههایی از چندین کشور اتخاذ مدلهای مشابه از جمله استرالیا، کانادا، چین، نیجریه و آفریقای جنوبی را ذکر کرد. این چارچوب برابری را میتوان با انتقالهای مشروط مرتبط با نتایج قابل اندازهگیری ارائه خدمات در بخشهای واگذارشده مانند آموزش و بهداشت، با پرداختهایی که توسط یک شخص ثالث مستقل تأیید شده و توسط سیستمهای آماری فدرال و استانی تقویت شده پشتیبانی میشود، تکمیل کرد.»
این گزارش همچنین پیشنهاد میکند که اولویتهای ملی مانند جمعآوری درآمد، کالاهای زیستمحیطی، حکومتداری و دولت محلی مؤثر میتوانند به طور مشابه با انتقالهای مشروط مرتبط باشند.
در این بیانیه آمده است که فرمول موجود را می توان با توجه به شاخص های فقر، عقب ماندگی و معکوس تراکم جمعیت برای تقویت بازتوزیع نیز بهبود بخشید. اعطای پاداش به استان ها برای بستن شکاف بین جمع آوری درآمدهای بالقوه و بالفعل از منابع خود، از جمله مالیات های دارایی و کشاورزی کم استفاده؛ و پیوند دادن سهمی از انتقال استخر قابل تقسیم به سرمایه گذاری در خدمات عمومی حیاتی، انضباط مالی و شفافیت بودجه، سازگاری با آب و هوا، آمادگی در برابر بلایا، و واگذاری بیشتر به دولت های محلی، به جای بازنگری کامل.
یکی دیگر از اولویت های کلیدی که توسط بانک جهانی تاکید شده است، خواستار رسیدگی به "مسائل اختصاصی مشکل ساز درآمد" است.
«تجزیه GST بین کالاها و خدمات باعث میشود آژانسهای جمعآوری متعدد نرخها، تعاریف، قوانین کسر مالیات، مکانیسمهای تعدیل ورودی و سیستمهای بازپرداخت را اعمال کنند، که به گفته آنها یک محدودیت «اولیه» در عملکرد درآمد است و خواستار آن شد که به عنوان «اصلاح اولویت اول» تلقی شود.
این وام دهنده بین المللی پیشنهاد کرد که NFC باید بتواند "هماهنگ سازی پایه GST را از طریق تعاریف مشترک بر اساس یک لیست منفی مشترک، قوانین هماهنگ محل عرضه، گسترش سریع سیستم یکپارچه بایگانی و پرداخت دیجیتال و ترتیبات به اشتراک گذاری اطلاعات جامع تشویق کند".
علاوه بر این توصیه میکند، «بهطور جایگزین، NFC میتواند یکپارچهسازی کامل پایه GST را تحت مدیریت متمرکز، با مفاد قانون اساسی تقسیم درآمد که از طریق فرمول تخصیص توافق شده اجرا میشود، دنبال کند».
در مورد درآمد کشاورزی، این گزارش پیشنهاد میکند که «NFC همچنین میتواند اجرای رژیمهای مالیات بر درآمد کشاورزی استانی را که اخیراً برای همسویی با سیستم فدرال اصلاح شده است، و ایجاد ترتیبات تبادل اطلاعات خودکار در جایی که اختلافها برای جلوگیری از فرار وجود دارد، ترویج کند».
برای مقابله با اموال، این گزارش توصیه میکند که NFC میتواند از «هماهنگی همه عوارض مربوط به اموال غیرمنقول - مالیات، عوارض، هزینهها و هزینهها - از طریق یک سیستم ارزشگذاری مشترک و روششناسی یکسانی که بهطور مداوم در بین ابزارها اعمال میشود، پشتیبانی کند».
همچنین توصیه میکند که چارچوبی برای تقسیم بار مالی حمایت اجتماعی ایجاد شود که میتواند از طریق «کسرهای توافق شده از استخر تقسیمپذیر یا از طریق کمکهای بودجه استانی متناسب به مؤسسات حمایت اجتماعی فدرال» انجام شود.
چهارم، این گزارش خواستار توانمندسازی دولت محلی شد و پیشنهاد کرد که دستورالعملهای روشنی برای «ساختارهای دولت محلی و حداقل استانداردها برای واگذاری تصمیمگیری اداری و مالی و در عین حال حفاظت از خودمختاری استانی از طریق رویکردهای متفاوت» ایجاد شود.
این گزارش بر ارزش سیستمهای انتقال PFC «شفاف، عینی و مرتباً بهروز شده» تأکید میکند که میتواند تخصیص منابع را بر اساس نیازهای مخارج تعریف شده و ظرفیت درآمد تضمین کند.
در این تخصیص منابع محلی، گزارش توصیه می کند که اولویت های ملی کلیدی مانند بهداشت و آموزش باید در نظر گرفته شود.
این سازمان افزود: "کمک های مالی مبتنی بر عملکرد باید باعث بهبود ارائه خدمات و ایجاد درآمد محلی شود."
این گزارش، در توصیههای خود برای اصلاحات، همچنین تأکید کرد که نمایندگان دولت محلی باید به طور «معنادار» در فرآیند PFC شرکت کنند. با این حال، آن اشاره کرد که توانمندسازی دولت محلی مستلزم اصلاحات گستردهتری است، از جمله «بازنگری در سطوح حاکمیتی موجود و طراحی قضایی آنها، تقویت نقش مراکز کلان شهرها، سادهسازی نظارت شهرداری بر نهادهای خودمختار، شفافسازی نقشها و تصدیهای مربوطه، تدوین چارچوب کاملاً منطبق بر درآمدها و هزینههای منسجم، تخصیص منابع و مخارج منسجم. شکاف ها و تقویت تساوی افقی».
گزارش بانک جهانی در توصیه اصلاحی نهایی خود خواستار تلاش برای احیای نهادهای فدرالیسم مالی شد و بیان کرد که یک NFC تجدید نظر شده "می تواند نهادهای هماهنگ کننده را تقویت کند، وظایف و وظایف آنها را روشن کند و انگیزه هایی برای مشارکت فعال ایجاد کند".
این سازمان افزود که این اصلاحات از طریق تصمیمات سیاسی و قوانین قابل دستیابی است.
طبق این گزارش، «اصلاحات بلندپروازانهتر آینده میتواند دستورات الزامآوری را برای اطمینان از وضوح نقش، کاهش همپوشانی در عملکردهای موجود و تعیین حداقل استانداردها برای منابع و نمایندگی ایجاد کند».
در نهایت، مشاهده کرد که برگزاری NFC «به خودی خود یک هدف اصلاحی مهم بود» و تأکید کرد که تجدیدنظرهای منظم «مخاطرات سیاسی هر مذاکره واحدی را کاهش میدهد، درک برگشت ناپذیری را کاهش میدهد و فرصتهای مستمری برای گفتگو، آزمایش و ایجاد اجماع در مورد مسائل مهم فدرالیسم مالی ایجاد میکند».
← بازگشت