حتی قبل از اینکه پهلوان ها در گل و لای قرار بگیرند، هوا از قبل با مخلوطی از خاک کبود و روغن زیتون دست و پنجه نرم می کند. مردانی در هر سن و هیکلی که از سر تا پا مانند مدل های مجله می درخشند، برای یک روز زیر آفتاب جولای در ادرنه آماده می شوند. برای بیش از شش قرن، مردان در این شهر شمال غربی ترکیه برای کیرکپینار، یاغلی گورش یا جشنواره کشتی روغنی برای ورزش ملی گرد هم آمده اند. این مدت زمان زیادی وجود داشته است که تا زمان احیای المپیک در سال 1896 قدیمی بود. یاکوپ کایا 59 ساله در حالی که تاکسی را از میان خیابان های سنگفرش شده ادیرنه و مسیرهای دوران عثمانی به سمت Sarayiçi Er Meydani، جایی که Kirkpinar زنده می شود، می گوید: "مردم می گویند همه داستان های بلند درباره تاریخ این جشنواره است. اما چه باور کنید یا نه، همه اینها درست است." در افسانه ها آمده است که در سال 1361 سلیمان پاشا، پسر دومین سلطان عثمانی، اورهان اول، و لشکر چهل سربازش، از استان ادیرنه تراکیا شرقی لشکر کشی کردند. برای از بین بردن زمان، مردان جفت شدند تا کشتی بگیرند. اما یکی از آن دو، که گفته می شود برادر بودند، روزها و حتی شب ها با نور مشعل به جنگ ادامه دادند تا اینکه هر دو نفر از خستگی جان خود را از دست دادند. هم رزمانشان آنها را زیر یک درخت انجیر کهنسال دفن کردند و وقتی سربازان در فصل بعد برگشتند، متوجه شدند که آب در آن نقطه سرازیر شده است. نام این نقطه را کیرکپینار یا چهل چشمه گذاشتند. رکوردهای جهانی گینس آن را به عنوان یکی از قدیمی ترین جشنواره های در حال اجرا ثبت می کند و یونسکو آن را در فهرست میراث فرهنگی ناملموس بشریت ثبت کرده است. فیلیز جنجان آکین، شهردار ادیرنه، می گوید: «این میراث فرهنگی 665 ساله نه تنها برای ترکیه اهمیت دارد، بلکه برای کل جهان نیز اهمیت دارد.» "مردان فروتن" گوخان توزلا، روزنامه‌نگار گوخان توزلا، امسال نیز مانند دهه‌ها برای پوشش این جشنواره آمده است که این بار 840 کشتی‌گیر را به خود اختصاص داده است. مردان ماه‌ها در برنامه‌های تنبیهی تمرین می‌کنند، یک سال تمام منتظر می‌مانند و با احترام زائران می‌رسند. قبل از شروع هر مسابقه، پهلوان به میدان میدان می رود و زمین آن را می بوسد تا تصدیق کند که از این زمین آمده و در نهایت به آن باز خواهد گشت. توزلا می گوید: «کرکپینار قهرمان نمی سازد. «کیبار آدملار» (مردان متواضع یا باصفا، بسته به معنای شما) تولید می‌کند. نمی‌توانید سه روز پشت سر هم زیر آفتاب زیر گل و لای با روغن و چرم کشتی بگیرید و مغرور را ترک کنید، زمین اجازه نمی‌دهد.» خارج از میدانی، اردوگاه ها پر از پهلوانانی است که از سراسر ترکیه سفر کرده اند. روزنامه نگار توضیح می دهد: «آنها می توانستند در هتل ها اقامت کنند. آنها زمین و هوای آزاد را انتخاب می کنند. آنها معتقدند این دقیقاً همان جایی است که به آنها تعلق دارند. محمد علی کاراکوش از آنتالیا 21 ساله است و به تازگی در چهارمین کرک پینار خود شرکت کرده است. پدربزرگ و پدرش در همین میدان کشتی می گرفتند. او می گوید: «گورش (کشتی) من را به عنوان یک شخص تغییر داده است. من صبورتر شده‌ام، به طبیعت نزدیک‌تر شده‌ام. این به من آموخت که قدرت در واقع به چه معناست. امسال شهرداری ادیرنه به قهرمان 26 ساله ارکان تاش مبلغ 1,655,000 پوند (تقریباً 35,000 دلار) اعطا کرد. برنده همچنین باج پادشاهی را از کیرکپینار آغاسی دریافت می کند، «آقا» عنوان یک مرد صاحب اقتدار، ثروت یا مقام است. این یک سنت عثمانی از حمایت مدنی است که در آن یک مرد ثروتمند مسئولیت حمل ردای میراثی را بر عهده می گیرد که جامعه نمی تواند از دست بدهد. Kirkpinar Ağası هر ساله حامی این جشنواره است. او نه انتخاب می‌شود و نه منصوب می‌شود، بلکه از طریق مزایده در زمینی که کشتی‌گیران در آن رقابت می‌کنند، انتخاب می‌شود، زیرا جمعیت برای پیشنهادهای بالاتر تشویق می‌کنند. آغاسی جای خودش را در جعبه تشریفات گذاشته و همه در ادرنه آن هفته نام او را می‌دانند. اوفوک اوزونلو، تاجر ترک، سه سال متوالی آغای کرک پینار بوده است. امسال، اوزونلو مبلغ 46666666 پوند، کمی بیش از یک میلیون دلار، پیشنهاد داد تا آغالیک را برای 666 کرکپینار سال آینده تضمین کند. سومین برد متوالی او در سال 2026 مالکیت دائمی کمربند طلایی آغالیک را برای او به ارمغان آورده است، عنوانی که کیرکپینار فقط برای کسانی که سه سال متوالی این کار را انجام می دهند، حفظ می کند. توزلا توضیح می‌دهد: «در فرهنگ عثمانی، این بالاترین کاری بود که یک مرد ثروتمند می‌توانست انجام دهد، نه اینکه چیزی با نام خود بر روی آن بسازد، بلکه چیزی را حمل کند که قبلاً وجود داشته است.» این رویداد یک مشارکت بین شهرداری است که چشم انداز و زیرساخت را فراهم می کند و آقا که تماشایی را به نمایش می گذارد. هیچ کدام بدون دیگری کار نمی کند. دولت ترکیه کشتی‌گیران را مستقیماً در شهرداری‌ها، ادارات فرمانداری و ادارات دولتی استخدام می‌کند، نه برای انجام کارهای اداری، بلکه برای تمرین، رقابت و انتقال سنت به نسل بعدی. توزلا می‌گوید: «بدون حمایت دولتی، بدون افزایش شهرداری، حتی نمی‌توانید لباس کشتی‌گیر را بخرید، چه برسد به اینکه به او غذا بدهید. "پهلوان باید بخورد - شیر، عسل، تخم مرغ، گوشت. او باید هر روز خوش فرم بماند." از اخرا تا قبرستان البته، هر پاکستانی کلمه پهلوان را نیز می داند، زیرا این ورزش از طریق دادگاه مغول به شبه قاره رسیده است. از بریتانیایی‌ها که سعی در جایگزینی آن با کریکت داشتند جان سالم به در برد و در سال 1947 با تقریباً سیصد آخارا در سراسر کشور به تقسیم‌بندی رسید. با این حال، این تعداد از آن زمان کاهش یافته است. غلام فرید، مربی تیم کشتی پاکستان در لاهور می گوید: «این کاملاً طعنه آمیز است. بیشترین مدال هایی که پاکستان پس از هاکی به دست آورد، در کشتی است. کشتی با 47 مدال، 21 مدال طلا، پرافتخارترین رشته بازی های مشترک المنافع پاکستان است. در المپیک، این هاکی است که از لحاظ تاریخی هویت بین‌المللی پاکستان را مشخص کرده است. اما در بازی های مشترک المنافع، همیشه پهلوان ها بوده اند. کشتی کُشتی، دنگال یا گل در آخاراهای خصوصی زنده می ماند، جایی که یک پهلوان که جمعیتی را به خود جذب می کند، بسته به تناسب اندام و شهرت خود، می تواند از یک مسابقه بین 500،000 تا 1،000،000 روپیه به خانه ببرد. لاهور زمانی قلب تپنده سنت کوستی شبه قاره بود. پهلوان‌ها اکنون در قبرستان‌هایی تمرین می‌کنند که زمین نرمشان جایگزین گل و لای آخاره‌هایی است که کمتر و دورتر هستند. در کشوری که کریکت تمام توجهات را به خود جلب می کند و حتی ورزش ملی، هاکی، زمان کمتری برای پخش دارد، آخارا هیچ توهمی در مورد اولویت بودن ندارند. هر مستعمره ای در مولتان زمانی یک آخارا داشت که در آن زنان فرزندان خود را برای ایجاد نظم، سلامت و شخصیت می فرستادند. آن دنیا با تلفن های همراه و باشگاه های ورزشی جایگزین شده است. پس جای تعجب نیست که والدینی که زمانی پسران خود را به گودال گلی می آوردند، اکنون آنها را به سمت تشک سوق می دهند، جایی که فرمت المپیک به رسمیت شناخته شده در سطح بین المللی مبارزه می شود. فرید می‌گوید: «والدین بچه‌هایشان را می‌آورند، اما در مورد بازی آنها در گل یا لباس سنتی کشتی شک دارند». در ترکیه، توزلا بیست سال است که کشتی گیران جدیدی ندیده است. او می گوید: «این موضوع باید جدی گرفته شود. "استادها ناپدید می شوند. هیچ کس دیگر تدریس نمی کند. نه مثل قبل." باز نگه داشتن درهای آخارای خود چالشی برای محمدعلی پاککا پهلوان است که نماینده پاکستان در هند، ترکیه و دبی بود و اکنون همین آینده را برای پسرش می بیند. آکادمی 70 ساله او تقریباً سی مرد از همه سنین و پیشینه ها را در عام خاص باغ با جوان ترین پهلوان که تنها هفت سال سن دارد، آموزش می دهد. بیشتر آنها به دنبال مشاغل سهمیه ورزشی در ارتش هستند (از زمانی که در WAPDA و راه آهن پاکستان نابود شدند). دیگران ممکن است برای پول در دنگال های خصوصی بجنگند. پاککا می‌گوید: «اخیراً MDA [مرجع توسعه چندگانه] آمد تا این مکان را ببندد. او با کنایه از مأموران پرسید فکر می کنید پهلوان ها کجا تمرین می کنند؟ در جاده؟ متأسفانه، آخارا در زمین دولتی است و یک قطعه 20 میلیون روپیه ای چیزی نیست که یک پهلوان از عهده آن برآید. افسر MDA در نهایت عقب نشینی کرد و اجازه داد آنها بمانند، اما ناامنی شروع شده است. چند بلوک دورتر، پهلوان دیگر، حمید خان، زمانی را به یاد می آورد که کوشتی هنوز در شکوه و جلال بود. پدرش، زمان خان پهلوان، دریافت کننده سیتارای پاکستان بود و به قول انجمن کشتی پنجاب، شاید آخرین روح زنده که واقعاً در هنر خود ماهر بود. او نام خانوادگی را به خارج از کشور برده بود و در سال های 1968-1969 مربی کشتی گیرانی در استرالیا و نیوزلند بود. زمان در سال 2008 در 85 سالگی درگذشت، قبل از اینکه بتواند مسابقه پسرش را در فینال رستم پاکستان تماشا کند. حمید در حال حاضر باشگاه کشتی و سلامت زمانا را اداره می‌کند که یکی از بزرگترین آخاراهای پنجاب است و دانش‌آموزانی را از سراسر منطقه جذب می‌کند. در همین حال، زمین بیرون Er Meydanı با چادرهای رنگارنگ پوشیده شده است. موسیقی و سوت های بلند ترکی فضا را پر کرده است. با رایحه تند راکی ​​تازه دم شده و گوشت برشته دونر ترکیب می شود. مردم دست می گیرند و در یک دایره می رقصند. احمد اوستا هفتاد و نه ساله در 25 سال گذشته بدون شکست با دوستش دوغاجان از بورسا سفر کرده است. روی چهارپایه کنار میز پایینی می نشیند که پر از بیاز پینیر، برش های نازک هندوانه، لواش و یک لیوان نیمه پر راکی ​​است. او هر از گاهی تکه های دونر را به سمت گربه اش که به این سفرها آمده است می اندازد. در ادرنه، کلمه پهلوان دارای اعتبار، میراثی چند صد ساله و به نوعی حتی امنیت مالی است. در لاهور، وام مسکن آخارایی را دارد که ممکن است در اطلاعیه بعدی شهرداری دوام نیاورد. همین کلمه همان ورزش، همان قوانین. اما زمین زیر آنها نمی توانست متفاوت تر از این باشد.