تعقیب اهداف بلندپروازانه اقتصادی بدون چارچوب سیاست منسجم مانند راه رفتن در زمین کریکت بدون خفاش است – با این حال این دقیقاً همان چیزی است که ما بر آن اصرار داریم. ما مدت زیادی است که به دنبال سرمایه گذاری هستیم و به ویژه به سرمایه گذاری مستقیم خارجی (FDI) علاقه داریم. ما معتقدیم - و به درستی - که پاکستان طیف وسیعی از فرصت های جذاب را برای سرمایه گذاران ارائه می دهد. با این حال، واقعیت این است که نسبت سرمایه‌گذاری به تولید ناخالص داخلی ما، که به‌طور متوسط برای تقریباً 40 سال (دهه 1980 تا 2018) 18 درصد بوده است، به شدت از 17.2 درصد در سال 2018 به 15.5 درصد در سال 2019 در اولین سال برنامه «پایین‌ترین وضعیت» صندوق بین‌المللی پول (IMF) کاهش یافت. 13.1 درصد تولید ناخالص داخلی در سال 2024. در همین حال، سرمایه گذاری مستقیم خارجی از 1 درصد به 0.5 درصد تولید ناخالص داخلی در مدت مشابه کاهش یافت. دولت‌ها عمدتاً از طریق سیاست‌های خود با سرمایه‌گذاران و کسب‌وکارها ارتباط برقرار می‌کنند، که آنها را قادر می‌سازد تا با پیش‌بینی جهت‌گیری سیاست‌ها در آینده قابل پیش‌بینی تصمیم‌گیری کنند. با توجه به گفتگوی سیاست پاکستان 2026 به میزبانی شورای تحقیق و مشاوره سیاست (PRAC) در غیاب یک محیط سیاستی روشن، سازگار و قابل پیش بینی، تنها فعالیت های اقتصادی سوداگرانه تمایل به شکوفایی دارند در حالی که افق سرمایه گذاری بلندمدت و ریسک پذیری سرمایه گذاران و مشاغل به طور قابل توجهی محدود شده است. مشکل فقدان فرصت های سرمایه گذاری نیست. چالش واقعی در ایجاد یک محیط سیاستی نهفته است که این فرصت ها را از نظر تجاری قابل دوام و جذاب می کند مانع اصلی در تحقق جاه طلبی های اقتصادی ما قطع ارتباط بین برنامه ها و سیاست های ما است. اسناد برنامه‌ریزی کلیدی دولت، اوران پاکستان (30-2024) و برنامه تحول اقتصادی نخست‌وزیر و برنامه اجرایی (2024-2029) رشد اقتصادی 7-6 درصد در سال را هدف قرار داده و درآمد سرانه را تا سال 30-2029 به میزان 43 درصد بر حسب دلار افزایش می‌دهد. از سوی دیگر، تیم اقتصادی از نظر مذهبی از سیاست پولی انقباضی برنامه صندوق بین المللی پول مبنی بر نرخ های بهره واقعی بالا (4 تا 5 درصد بالاتر از تورم) و سیاست مالیاتی بسیار بالا، نسبتا تنبیهی و انقباضی پیروی می کند. با چنین قطع ارتباط، جای تعجب نیست که این برنامه ها تا کنون از اهداف رشد خود فاصله زیادی داشته اند. یکی دیگر از مسائل مهم در درک ما از چالش های اقتصادی کشور، تأثیر گاز سوز وعظ و تبلیغ خیرین ما بر پیروان سرسخت آنها در کشور است. بسیاری از ما به این باور رسیده ایم که سیاست های انقباضی دیکته شده توسط صندوق بین المللی پول ثبات بسیار مورد نیاز را برای اقتصاد ما به ارمغان آورده است. اگر کسی تصمیم بگیرد که تأثیر مخرب بر بسیاری از شاخص‌های اجتماعی-اقتصادی را نادیده بگیرد، درست است. در ماه مه 2019، قبل از ترک سمت خود به عنوان وزیر دارایی و بازنشستگی پیش از موعد، ملاقات کردم و به نخست وزیر درباره برنامه ضعیف صندوق بین المللی پول که با مذاکرات ضعیفی انجام شد، که رشد اقتصادی را متوقف می کند، فقر را تسریع می کند و بیکاری را افزایش می دهد، ملاقات کردم. متأسفانه، این هشدارها در همه موارد محقق شد و از سال 2019 هیچ نشانه ای از تسکین وجود نداشته است. نسبت سرمایه گذاری به تولید ناخالص داخلی پاکستان که برای تقریباً 40 سال (دهه 1980 تا 2018) به طور متوسط 18 درصد بود، در سال 2019 در اولین سال اجرای برنامه صندوق بین المللی پول به شدت به 15.5 درصد کاهش یافت و به پایین ترین سطح تاریخی 13.1 درصد تولید ناخالص داخلی در سال 2024 رسید. بررسی صندوق بین‌المللی پول که ماه گذشته منتشر شد، بیان کرد که اجرای سیاست‌های قوی برای حمایت از بهبود اقتصادی پاکستان، ایجاد اعتماد، و تقویت انعطاف‌پذیری آن در برابر شوک‌ها، با شتاب رشد تولید ناخالص داخلی در نیمه اول سال مالی 26 ادامه یافته است. با این حال، «بازیابی اقتصادی» پاکستان میانگین رشد اقتصادی 2.7 درصد از سال 2019 و دو سال رشد منفی است، در مقایسه با میانگین 5.5 درصد در دوره 2003-2018. در همین حال، بانک جهانی گفت که مسیر کاهش فقر که زمانی نویدبخش پاکستان بود، به طرز نگران کننده ای متوقف شده است و سال ها دستاوردهای سخت را معکوس کرده است. پس از کاهش چشمگیر فقر از 64.3 درصد در سال 2001 به 21.9 درصد در سال 2018، اکنون به 25.3 درصد رسیده است. در حالی که بانک از سرزنش برنامه صندوق بین‌المللی پول، که خودش این نتایج را پیش‌بینی کرده بود - با استفاده از خط فقر بین‌المللی با درآمد متوسط ​​پایین‌تر از 4.20 دلار در روز (PPP 2017) بانک جهانی اجتناب کرد، تقریباً 45 درصد از جمعیت پاکستان زیر آستانه فقر قرار دارند. گزارش شده است که بیکاری کلی به 7.1 افزایش یافته است، اما نرخ NEET جوانان (سنین 15 تا 29 سال) (نه در زمینه اشتغال، تحصیل یا آموزش) به 37 درصد رسیده است که از 29.7 درصد در سال 2019 افزایش یافته است. در حالی که صندوق بین‌المللی پول ادعا می‌کند که برنامه‌اش اعتماد ایجاد کرده است، آخرین نظرسنجی اتاق بازرگانی و صنعت سرمایه‌گذاران خارج از کشور (OICCI) گزارش می‌دهد که اعتماد تجاری به شدت ضعیف شده است، به طوری که 70 تا 80 درصد از شرکت‌ها تصمیمات سرمایه‌گذاری را به تعویق می‌اندازند یا در بحبوحه عدم اطمینان اقتصادی افزایش می‌دهند. این کشور با سطوح بالایی از بدهی مواجه است که از 29.9 تریلیون روپیه در سال 2018 به روپیه افزایش یافته است. 95.5 تریلیون، تا حدی به دلیل کاهش ارزش روپیه، اما بیشتر به دلیل نرخ های بهره واقعی بی دلیل. با توجه به اینکه پرداخت های بهره تقریباً 70 درصد از درآمد خالص فدرال ما را از بین می برد، فضای بسیار کمی برای مقاومت در برابر شوک ها با هر استانداردی وجود دارد. در فضای سیاستی رکود اقتصادی، نرخ بهره بالا و نرخ مالیات بسیار بالا، رهبری ما به دنبال جذب سرمایه گذاری خارجی است. تا همین چند ماه پیش (قبل از جنگ با ایران) شاهد خروج منظم سرمایه از کشور بودیم که توسط وزیر کشورمان نیز تایید شده بود. مشکل فقدان فرصت های سرمایه گذاری نیست. چالش واقعی در ایجاد یک محیط سیاستی نهفته است که این فرصت ها را از نظر تجاری قابل دوام و جذاب می کند. نویسنده سابقاً منشی فدرال و وزیر موقت استان بود. وی در حال حاضر رئیس شورای مشورتی و تحقیقات سیاستی است. این اولین مقاله از یک مجموعه دو قسمتی است. منتشر شده در داون، هفته نامه تجارت و امور مالی، 29 ژوئن 2026