روند انتخابات در گیلگیت-بالتستان با وجود نگرانی های اولیه ناشی از اعتراضات خشونت آمیز که پس از حملات ایالات متحده و اسرائیل به ایران آغاز شد، به طور مسالمت آمیز به پایان رسید. در مقابل، تحولات در کشمیر پاکستان نگران کننده است، به ویژه با نزدیک شدن به انتخاباتی که قرار است در 27 ژوئیه برگزار شود. پرونده GB با ترکیبی از تعامل سیاسی و اقدامات قهری مدیریت شد. با این حال، کشمیر به عنوان یک پرونده با مدیریت ضعیف ظاهر شد که در آن گفتگو و فرآیندهای سیاسی در نهایت به حالت تعلیق درآمدند و دولت به اقدامات قهری متکی بود. اگرچه هر دو منطقه پیرامونی بخشی از چارچوب قانون اساسی مشابهی هستند، کشمیر از نظر ژئوپلیتیک و استراتژیک بسیار حساس است. رسیدگی به اختلافات سیاسی در چنین منطقه ای نهایت هوشیاری، صبر و دقت را می طلبد. رویارویی جاری پیرامون کمیته اقدام مشترک عوامی جامو کشمیر نشان می دهد که چگونه شکست مدیریت سیاسی می تواند به سرعت موضوع قانون اساسی را به یک بحران گسترده تر تبدیل کند. تقاضای مرکزی JAAC مربوط به 12 کرسی است که برای پناهندگان از جامو و کشمیر تحت اشغال هند که پس از 1947 در سرزمین اصلی پاکستان مستقر شده‌اند، در نظر گرفته شده است. کشمیری‌های محلی و JAAC استدلال می‌کنند که این کرسی‌ها دموکراسی محلی را مخدوش می‌کنند زیرا رای دهندگان این حوزه‌ها در واقع در کشمیر آزاد ساکن نیستند. اگرچه هیچ یک از احزاب سیاسی جریان اصلی در پاکستان یا AJK از موضع JAAC مبنی بر لغو 12 کرسی پناهجویان حمایت نمی کنند، این تقاضا از حمایت عمومی برخوردار است. در طول مذاکرات بین دولت و JAAC، این کرسی‌ها به عنوان مانع اصلی باقی ماندند. تیم مذاکره کننده دولت فدرال شامل نمایندگانی از هر دو شریک ائتلافی، PML-N و PPP بود که هر دو مخالف لغو لغو بودند. زمانی که دادگاه عالی AJK، به نظر خود در مورد مرجع ریاست جمهوری، مواضع دولت را تأیید کرد، وضعیت پیچیده تر شد. دادگاه سیاست اعتراضات خیابانی را رد کرد و هرگونه تغییر قانونی را به مجلس منتخب مرتبط کرد و عملاً حکم داد که مجلس تازه منتخب در مورد آینده این کرسی ها تصمیم خواهد گرفت. دولت علیرغم اصرار بر حل و فصل اختلاف از طریق راه‌های دموکراتیک، عملاً گفتگو را کنار گذاشت و در عوض، JAAC را در این ماه ممنوع کرد، اقدامی که تنش‌ها را تشدید کرد. راهپیمایی طولانی JAAC ادامه دارد و ده ها تلفات در میان معترضان و پرسنل اجرای قانون قبلا گزارش شده است. اگر اراده سیاسی برای یافتن راه حل وجود داشته باشد، گزینه های متعددی را می توان بررسی کرد. به نظر می‌رسد رهبری JAAC متقاعد شده است که نه دولت و نه تشکیلات قصد لغو کرسی‌های مورد مناقشه را ندارند، و مذاکرات چیزی فراتر از تضمین‌ها و وعده‌ها نتیجه نخواهد داد. جالب است که رای دهندگان مرتبط با 12 کرسی پناهجویان که بسیاری از آنها در مناطق مختلف سرزمین اصلی پاکستان مستقر هستند، مخالفت شدیدی با پیشنهاد لغو این کرسی ها نشان نداده اند. این امر JAAC را بیشتر جسورتر کرده است، و همچنین حمایت مهاجران کشمیری، که بخش‌هایی از آن از نظر سیاسی با حزب تحریک انصاف همسو هستند. تظاهرات مجدد در AJK بار دیگر به دیاسپورای کشمیری انرژی بخشیده است، تحولی که باعث وحشت مقامات شده است. همچنین این تصور در داخل دولت وجود دارد که هند تلاش می کند از ناآرامی ها سوء استفاده کند و این موضوع را بین المللی کند. سوالی که ارزش پرسیدن دارد این است که آیا یک ترتیب جایگزین می تواند به طور رضایت بخشی به اختلاف رسیدگی کند؟ فرض کنید دولت کرسی های پناهندگان را لغو کرد و در عین حال به کشمیری های مقیم پاکستان اجازه داد تا به عنوان رأی دهندگان در حوزه ها یا مناطقی که آنها یا اجدادشان از آنجا مهاجرت کرده اند، به عنوان رأی دهندگان ثبت نام کنند. آیا چنین مکانیزمی به حل مشکل کمک می کند؟ ممکن است این یک پیشنهاد ساده به نظر برسد، اما نکته گسترده‌تر باقی می‌ماند: اگر اراده سیاسی برای یافتن راه‌حل وجود داشته باشد، گزینه‌های متعددی را می‌توان بررسی کرد. ذهنیتی که اجبار را به عنوان تنها ابزار موجود حکومت تلقی می کند، ناگزیر به جای حل و فصل اختلافات سیاسی، آن را پیچیده می کند. همچنین این تصور در محافل قدرت وجود دارد که از آنجایی که دولت موفق شد مخالفان مرتبط با جنبش‌هایی مانند جنبش پشتون تهافذ (PTM)، کمیته بلوچ یاکجهتی (BYC) و حق دو تحریک (HDT) را سرکوب کند، می‌تواند به طور مشابه اوضاع کشمیر را کنترل کند. این فرض مستحق تجدید نظر جدی است. ممنوعیت ها، دستگیری ها و اتهامات مرتبط با تروریسم ممکن است به طور موقت بسیج را سرکوب کنند، اما به ندرت نارضایتی های اساسی را برطرف می کنند. کینه در زیر سطح زنده می ماند. در بلوچستان و نواحی قبیله‌ای خیبر پختونخوا ادامه دارد و احتمالاً در AJK نیز ادامه خواهد داشت، حتی اگر JAAC در نهایت سرکوب شود. اما آیا چنین نتیجه ای واقعاً یک موفقیت برای دولت خواهد بود؟ اگر جنبش‌های مشابه به ظهور مجدد ادامه دهند، دولت تحت فشار دائمی باقی خواهد ماند و مجبور است منابع بیشتری را برای تقویت زیرساخت‌های امنیتی سرمایه‌گذاری کند. با این حال، افزایش امنیت اغلب ناامنی بیشتری هم برای دولت و هم برای جامعه ایجاد می‌کند و شکاف بین آنها را افزایش می‌دهد، در نتیجه احساس بیگانگی را در بین شهروندانی ایجاد می‌کند که شروع می‌کنند نه به عنوان اعضای حقوق‌بدار یک جامعه سیاسی، بلکه صرفاً به عنوان سوژه‌های اقتدار دولتی. از بسیاری جهات، JAAC، BYC، PTM و HDT جلوه‌های این بیگانگی گسترده‌تر را منعکس می‌کنند، حتی اگر برنامه‌های آنها به طور قابل توجهی متفاوت باشد. PTM و BYC عمدتاً مطالبات مربوط به حقوق اساسی بشر را بیان می کنند، در حالی که JAAC، HDT و حتی کمیته های اقدامی که به طور دوره ای در GB ظاهر می شوند عمدتاً بر حقوق اقتصادی و قانون اساسی تمرکز می کنند. با این حال، در زیر این خواسته‌های متنوع، یک نارضایتی مشترک نهفته است: این تصور که یک نخبۀ قدرتمند به دنبال اداره مناطق پیرامونی بدون پرداختن به آرمان‌های سیاسی و احساس شهروندی‌شان است. نهادهای دولتی اغلب از طریق راهبردهای ضد روایتی ضعیف، نارضایتی های عمومی را تشدید می کنند. به‌جای استفاده از رسانه‌های اجتماعی و جریان اصلی برای تسهیل بحث‌های سازنده و فراگیر، بخش‌هایی از این پلتفرم‌ها برای مشروعیت‌زدایی از جوامع مخالف بسیج می‌شوند. چنین رویکردهایی به جای ایجاد انسجام ملی باعث تعمیق بی اعتمادی می شود. اعتراضات AJK یک نمونه اخیر است. بخشی از گفتمان رسانه های اجتماعی شروع به انگ زدن به کشمیری ها کرد و آنها را به عنوان "انگل" و به عنوان جمعیتی ناسپاس نشان داد که به طور نامتناسبی از دولت سود برده است. این رویکرد مسائل را حل نخواهد کرد. تضاد بین GB و کشمیر درس مهمی را ارائه می دهد. مناطق پیرامونی به دنبال رویارویی همیشگی نیستند. آنها به دنبال شناسایی، مشارکت و منزلت در نظم سیاسی هستند. نادیده گرفتن این آرزوها ممکن است باعث ایجاد آرامش موقت شود، اما به ندرت ثبات پایدار را به ارمغان می آورد. نویسنده یک تحلیلگر امنیتی است. منتشر شده در سپیده دم، 14 ژوئن 2026