آیا مجلس موثر است؟
⚡ خلاصه سریع
یک دموکراسی به پارلمانی کارآمد نیاز دارد. آیا پارلمان پاکستان به این مسئولیت عمل کرده است؟
یک دموکراسی به پارلمانی کارآمد نیاز دارد. آیا پارلمان پاکستان به این مسئولیت عمل کرده است؟ شواهد نشان می دهد که اینطور نیست. مجلس عملکرد ضعیفی داشته است. این برای دولت کنونی چیزی بیش از یک تمبر عمل کرده است. این نشان دهنده روند گسترده تری از فرسایش دموکراتیک در کشور در سال های اخیر است.
چندین گزارش بینشهایی درباره عملکرد پارلمان ارائه میکنند. آخرین مورد هفته گذشته توسط یک سازمان جامعه مدنی منتشر شد. حضور کم اعضای شورای ملی در جلسات خود را ثبت می کند.
به گزارش فافن (شبکه انتخابات آزاد و عادلانه)، تنها 20 درصد از نمایندگان مجلس نمایندگان در تمام جلسات مجلس سفلی در بیست و هفتمین جلسه در ماه می شرکت کردند. سی و سه عضو در هیچ جلسه ای حاضر نشدند. نخست وزیر مانند برخی از وزرا در هر 9 جلسه غایب بود. رهبر اپوزیسیون اما در همه آنها شرکت کرد. 267 عضو از 333 عضو حداقل یک جلسه از جلسه را نادیده گرفتند.
گزارش قبلی پیلدات (مؤسسه توسعه قانونگذاری و شفافیت پاکستان) عملکرد مجلس ملی را در سال پارلمانی مارس 2025 تا فوریه 2026 ارزیابی کرد. همچنین در آن حضور کم اعضا مشاهده شد. در این گزارش آمده است که عدم حد نصاب مجلس 19 بار مطرح شد که 8 جلسه به دلیل عدم حضور اعضا به تعویق افتاد. علیرغم این تعامل کم و رو به زوال توسط MNAها، حزب حاکم هیچ تلاشی برای حل مشکل تکراری نیمکت های خالی انجام نداده است.
حضور تنها شاخص عملکرد مجلس نیست. آنچه بیش از همه مهم است این است که چگونه وظایف قانونگذاری و مشورتی خود را انجام می دهد. این مسلماً ناسازگارترین جنبه عملکرد آن است. اساساً ناشی از نگرش دولت است که از اکثریت ساده در مجلس برخوردار است، اما با متحد خود، PPP، اکثریت دو سوم را دارد. روشی که اصلاحات قانون اساسی در دو سال گذشته از طریق پارلمان به بولدوزر کشیده شده است، نشانگر نگرش آن به نهادهای پارلمانی است.
مجلسی که خود را مطرح نمی کند، اختیارات خود را به دیگران تسلیم می کند.
در سال 2024، زمانی که پارلمان بیست و ششمین متمم قانون اساسی را تصویب کرد، در تاریکی شب انجام شد. حتی متن نهایی قبل از ارائه در اختیار نمایندگان قرار نگرفت. کل روند قانونگذاری فاقد شفافیت بود. در عرض چند ساعت، بدون هیچ بحثی در مورد اصلاحیه ای که پیامدهای گسترده ای برای استقلال قضایی داشت، به پایان رسید. این اصلاحیه بحث برانگیز قوه قضائیه را تابع قوه مجریه کرد و به طور جدی حاکمیت قانون را تضعیف کرد. اجبار رسمی برای کسب دو سوم آرای لازم، مشروعیت را از کل فرآیند سلب کرد.
تصویب بیست و هفتمین متمم قانون اساسی در نوامبر 2025 مسیر مشابهی را دنبال کرد. فقط در یکی دو روز گذشت. تقریباً هیچ مناظرهای وجود نداشت جز برخی از سخنرانیهای هیئتهای خزانهداری که طی آن مخالفان از مجلس خارج شدند. این متمم به قلب قانون اساسی ضربه زد. این شامل تغییرات ساختاری در سیستم قضایی کشور از جمله ایجاد دادگاه قانون اساسی فدرال، تغییر ساختار فرماندهی عالی نظامی و اعطای امتیازات و مصونیت های قانون اساسی گسترده به مقامات کلیدی بود.
این امر جنجال عمومی شدیدی را برانگیخت و انتقادات زیادی را از سوی مخالفان، جامعه حقوقی، رسانه ها و جامعه مدنی برانگیخت. به طور گسترده به عنوان یکی دیگر از تصاحب قدرت توسط قوه مجریه تلقی می شد. اما باز هم دولت این روند را با عجله طی کرد. اعضای خزانه داری و متحدان آنها هیچ تلاشی برای فشار دادن برای یک بحث کامل انجام ندادند.
لایحه بحث برانگیز دیگری که در ژانویه 2026 به تصویب مجلس شورای ملی رسید، لایحه انتخابات (اصلاح) بود. این محدودیت دسترسی عمومی به اظهارات دارایی نمایندگان را با اعطای اختیار اختیاری به رئیس مجلس یا رئیس مجلس سنا برای خودداری از افشای اطلاعات به دلایل امنیتی نامشخص، محدود کرد. اعتراض مخالفان به قانونی که اصل پاسخگویی نمایندگان مجلس را تضعیف می کرد کنار گذاشته شد. این مثالها نشان میدهد که چگونه مجلس بهعنوان نوکر قوه مجریه عمل کرده است. این اقدامات دارای مهر لاستیکی است که قدرت تشکیلات را افزایش می دهد.
از آنجایی که این حزب اکثریت است که لحن و محتوای فعالیت پارلمانی را تعیین می کند، موضع آن دلیل اصلی تبدیل این مجلس به یک نهاد منفعل و عمدتاً ناکارآمد است. رهبری PML-N پارلمان را وسیله ای برای حفظ حزب خود در قدرت می داند نه ابزاری برای حکومت یا انجمنی برای بیان و بحث در مورد سیاست. مانند دوره های قبلی خود در دولت، این حزب مجلس را به ایفای نقش فعال در کارکردهای قانونگذاری و مشورتی آن تشویق نکرده است.
حزب حاکم با اکثریتی که دارد، نباید از تشویق بحث آزاد در پارلمان بیمیل باشد و به اعضا اجازه دهد تا آزادانه در مورد مسائل ملی گفتگو کنند. اما ارزش بحث پارلمانی را نمی بیند. همچنین فایده پارلمان را به عنوان انجمنی برای تهویه نظر، تغییر عقیده و اشتراک نظر نمی شناسد. چه این نشان دهنده عدم اعتماد به پشتیبانان خود باشد و چه درک درستی از نحوه عملکرد پارلمان، نتیجه آن به حاشیه راندن نقش قوه مقننه در نظام سیاسی است.
PPP همچنین با فشار ندادن برای بحث در مورد موضوعات کلیدی سیاست ملی و خارجی یا اصرار بر اینکه اصلاحات قانون اساسی باید مورد بررسی قرار گیرد و از طریق دو مجلس عجله نشود، به این نتیجه کمک کرده است. در مورد اپوزیسیون، باید با موانع بیوقفهای که توسط یک ساختار اقتدارگرا بر سر راه آن قرار میگرفت، مواجه میشد.
با این حال، تلاش کرده است برای بحث و گفتگو فشار بیاورد و اقدامات دولت را مورد بررسی دقیق قرار دهد. اما کنارهگیریها و تحریمهای مکرر آن، هرچند در اعتراض به تلاشها برای خفه کردن صدای آن، نتیجه معکوس داشته است. میدان را برای نیمکت های بیت المال باز گذاشته است که هر کاری می خواهند بکنند.
مجلس به اندازه اعضایش خوب است. بسیاری از آنها در سیاست حوزه انتخابیه ماهر هستند و محصول فرهنگ حمایت هستند. برای آنها، یک صندلی به معنای بلیط یک باشگاه نخبگان و دسترسی به منابع دولتی برای تقویت پایگاه قدرت محلی خود است. حضور ثانویه است و بحث های سیاسی چندان مورد توجه قرار نمی گیرد. نتیجه نظارت ضعیف مجلس بر اقدامات اجرایی است.
نمایندگان منتخب بارها تعهد خود را به برتری پارلمانی اعلام می کنند. اما آنها حاضر نیستند با اعمال خود به این اظهارات کمک کنند. برتری به یک بحث تبدیل می شود، نه یک کتاب قانون. مجلسی که خود را مطرح نمی کند، اختیارات خود را به دیگران تسلیم می کند. یک مجلس توخالی هیچ خدمتی به دموکراسی نمی کند.
نویسنده سفیر سابق در ایالات متحده، بریتانیا و سازمان ملل است.
منتشر شده در سپیده دم، 8 ژوئن 2026
← بازگشت