دولت "طرح تجاری کوچک" جدید خود را به عنوان تلاشی برای وارد کردن خرده فروشان به شبکه مالیاتی و تولید سالانه 50 میلیارد روپیه به بازار عرضه خواهد کرد. با این حال، یک نگاه گذرا نشان می‌دهد که این کمتر یک ابتکار اصلاح مالیاتی است و بیشتر یک راه‌حل مذاکره شده با یکی از کم‌مالیه‌ترین و در عین حال تاثیرگذارترین حوزه‌های پاکستانی است. این طرح به معامله گرانی که فروش سالانه آنها تا 200 میلیون روپیه است، مالیات بر گردش مالی ساده یک درصدی را به صورت داوطلبانه ارائه می دهد. شرکت‌کنندگان با حداقل الزامات انطباق مواجه خواهند شد و از ممیزی، سیستم‌های فروش، صورت‌حساب دیجیتال و اکثر اشکال بررسی معاف خواهند بود. غیرپرونده های موجود می توانند تحت شرایط خاصی بپیوندند. دولت اصرار دارد که این یک بخشودگی مالیاتی نیست. اما معافیت معامله‌گران از ابزارهای مستندسازی - سیستم‌های POS [نقطه فروش]، صورت‌حساب دیجیتال - که دولت ادعا می‌کند در جاهای دیگر در حال گسترش است، حفظ این موقعیت را دشوار می‌کند. اگر هدف ادغام خرده فروشان در اقتصاد مستند باشد، این طرح برعکس عمل می کند. این خطر استقرار شیوه‌های مبتنی بر پول نقد را دارد که مدت‌هاست تجارت خرده‌فروشی را خارج از شبکه مالیاتی نگه داشته است. این از یک الگوی آشنا پیروی می کند. هر زمان که دولت‌ها تلاش می‌کنند تا پایه مالیاتی را گسترش دهند، مقاومت تاجر یک سازش ایجاد می‌کند - یک رژیم امتیازی که از اسناد واقعی کوتاهی می‌کند. طرح تجیر دوست که سال گذشته معرفی شد تا حد زیادی شکست خورد. گزارش شده است که در یک نقطه، تنها چند ده تاجر به آن ملحق شده بودند. طرح جدید تغییری از همان طرح است، نه جایگزین مؤثرتری. OICCI خاطرنشان می کند که بخش شرکتی که تنها 6 درصد از تولید ناخالص داخلی را تشکیل می دهد، تقریباً 60 تا 70 درصد از درآمدهای مالیاتی مستقیم را تشکیل می دهد، در حالی که خرده فروشان همچنان تحت مالیات قرار دارند. مقیاس چیزی که از دست می رود شایسته تاکید است. تخمین زده می شود که بخش خرده فروشی پاکستان گردش مالی سالانه بین 10 تا 15 تریلیون روپیه ایجاد کند، اما سهم آن در درآمدهای مالیات مستقیم ناچیز است. پیشنهاد مالیاتی اتاق بازرگانی و صنعت سرمایه‌گذاران خارج از کشور (OICCI) به دولت اشاره می‌کند که بخش شرکت‌ها که تنها 6 درصد تولید ناخالص داخلی را تشکیل می‌دهد، نزدیک به 60 تا 70 درصد از درآمدهای مالیاتی مستقیم را تشکیل می‌دهد. این تمرکز نشانه ثروت شرکت نیست. این نشان می دهد که چقدر پایه مالیاتی باریک و مخدوش شده است. هدف 50 میلیارد روپیه ای که به این طرح پیوست شده است، حتی اگر محقق شود، نشان دهنده کسری از انطباق کامل با نرخ های استاندارد از لحاظ نظری است. هر طرحی که خرده فروشان را خارج از اقتصاد مستند نگه می دارد، این انحراف را بدتر می کند. تضاد با کارگران و شرکت های حقوق بگیر بسیار آشکار است. مالیات کارمندان بخش رسمی به طور خودکار در منبع کسر می شود و با نرخ های تصاعدی مواجه می شوند که با درآمد به شدت افزایش می یابد. شرکت ها برخی از بالاترین نرخ های مالیات موثر را در منطقه متحمل می شوند و باید الزامات گزارش دهی گسترده را برآورده کنند. OICCI محاسبه کرده است که بار موثر بر شرکت های بزرگ، پس از احتساب مالیات فوق العاده، صندوق رفاه کارگران و مشارکت صندوق مشارکت سود کارگران، به 45 تا 46 درصد می رسد. برای سهامداران مقیم، بار ترکیبی به 64 درصد نزدیک می شود، ارقامی که پاکستان را در میان حوزه های قضایی شرکتی با مالیات سنگین در منطقه قرار می دهد. در همین حال، خرده‌فروشی که صدها میلیون روپیه را می‌پردازد، اکنون می‌تواند بدهی‌های مالیاتی را از طریق یک رژیم ترجیحی تسویه کند و در عین حال از ممیزی و اسنادی که سایر مالیات دهندگان نمی‌توانند از آن فرار کنند، اجتناب می‌کند. این توزیع عادلانه بار مالیاتی نیست. این یک تحریف است که این طرح عمیق تر می شود. این که این بخش همچنان به چنین نرخ‌هایی ادامه می‌دهد در حالی که خرده‌فروشان در مورد ترتیبات ترجیحی مذاکره می‌کنند، نتیجه قابل پیش‌بینی انتخاب مکرر مسکن به جای اجرای قانون است. صندوق بین‌المللی پول (IMF) که شرایط آن به صراحت شامل گسترش پایه مالیاتی و کاهش اتکا به مالیات‌های کسر شده از مجموعه محدودی از مالیات دهندگان مستند است، بخش‌های خرده‌فروشی و عمده‌فروشی را به‌شدت کم‌مالیات‌شده معرفی کرده است. اینکه آیا این طرح تعهداتش با صندوق را برآورده می‌کند یا در تضاد است، سؤالی است که دولت بعید به نظر می‌رسد که به طور علنی به آن پاسخ دهد، و سؤالی که صندوق بین‌المللی پول احتمالاً در زمان بررسی بعدی نادیده می‌گیرد. OICCI به نمایندگی از بزرگترین سرمایه گذاران خارجی فعال در پاکستان، صراحتاً خواستار تصویب کلیه معافیت های مالیاتی و رفتارهای ترجیحی در آینده از طریق یک مکانیسم بازنگری سیاست شفاف تحت اداره سیاست مالیاتی پیشنهادی شده است. طرح معامله گر کوچک اعلام شده بدون چنین بازبینی دقیقاً نوعی امتیاز موقت است که بدنه برای جلوگیری از آن طراحی شده است. این که دولت این فرآیند را که خود متعهد به عملیاتی کردن آن است دور زد، این سؤال را ایجاد می‌کند که آیا اداره سیاست مالیاتی دارای اختیار واقعی خواهد بود یا هر زمان که هزینه‌های سیاسی ناخوشایند شود، به سادگی زیر پا گذاشته می‌شود. منطق سیاسی صریح است. تاجران یک حوزه انتخابیه مهم برای PML-N حاکم در پنجاب هستند. آنها به خوبی سازماندهی شده و قادر به بسیج سریع هستند. اسناد اجباری، صورتحساب دیجیتال و اجرای دقیق هزینه های سیاسی واقعی را به همراه خواهد داشت. یک ترتیب داوطلبانه و بدون حسابرسی اینطور نیست. هزینه های سیاسی مقابله با معامله گران فرضی نیست. زمانی که دولت تلاش کرد در سال مالی 23، حداقل 3000 روپیه مالیات برای هر مغازه وضع کند، مفتاح اسماعیل، وزیر دارایی وقت، علناً مورد سرزنش قرار گرفت - نه از سوی مخالفان، بلکه توسط مریم نواز شریف، رهبر PML-N. پیام به تاجران و هر وزیر دارایی آینده که به اجرای آن فکر می‌کند، بدون ابهام بود. اما این محاسبه عواقبی دارد: هر امتیازی که به خرده‌فروشان اعطا می‌شود، فشار بر بخش‌هایی را افزایش می‌دهد که قبلاً کاملاً مستند هستند و مالیات آنها آسان است. جمع آوری درآمد به تنهایی معیاری برای سیاست صحیح مالیاتی نیست. اصلاحات مؤثر باید پایه مالیاتی را گسترش دهد، اسناد را بهبود بخشد و بار را عادلانه‌تر توزیع کند. در این استانداردها، طرح آسان مالیات ثابت با شکست مواجه می شود. طراحی یک نقشه راه جایگزین معتبر دشوار نیست. ابزارها و طرح اولیه موجود است. OICCI، در پیشنهادات مالیاتی خود، یکی را مشخص کرده است: یک برنامه دو ساله برای وارد کردن مشاغل ثبت نشده به شبکه مالیاتی از طریق دیجیتالی کردن، یکپارچه سازی پایگاه های داده موجود و گسترش صورتحساب دیجیتال. اینکه این چارچوب به طور رسمی به دولت ارائه شده و به نفع یک طرح داوطلبانه و بدون حسابرسی کنار گذاشته شده است، گویای آن است. OICCI هشدار داده است که تمرکز مداوم بار مالیاتی بر بخش رسمی قبلاً به کاهش فعالیت شرکت های چند ملیتی یا خروج کامل از پاکستان کمک کرده است. یک سیاست مالیاتی که سرمایه‌گذاران مستند و سازگار را بیرون می‌کند و در عین حال به سرمایه‌گذاران غیرقانونی کمک می‌کند، فقط به دلایل انصاف شکست نمی‌خورد. این به طور فعال پایه سرمایه گذاری را که کشور برای خروج از استرس مالی به آن نیاز دارد، تضعیف می کند. منتشر شده در داون، هفته نامه تجارت و امور مالی، 8 ژوئن 2026