سال‌ها قبل از پیوستنم به K-Electric، من رهبری یک شرکت صنعتی بزرگ را بر عهده گرفتم که بسیاری از تولیدکنندگان پاکستانی به خوبی می‌دانند: به برق شبکه تکیه کنند یا در تولید اسیر سرمایه‌گذاری کنند. ما نیروی محصور را انتخاب کردیم زیرا حس تجاری بهتری نسبت به خرید از شبکه در تعرفه ها و شرایط عملیاتی حاکم داشت. سال‌ها بعد، به عنوان COO Distribution در K-Electric، همین مسئله را از طرف دیگر دیدم. آن تجربه یک درس مهم به من آموخت: بخش برق پاکستان نه تنها توسط مصرف کنندگانی که نمی توانند از آنها جمع آوری کنند، بلکه به طور فزاینده ای توسط مصرف کنندگانی که می توانند پرداخت کنند به چالش کشیده می شود. در حالی که دولت به سمت خصوصی سازی شرکت های توزیع برق (دیسکو) حرکت می کند، بحث بر روی ضرر متمرکز شده است. آیا مالکان خصوصی می‌توانند مجموعه‌ها را بهبود ببخشند، سرقت را کاهش دهند، و خدمات شهری را با کارایی بیشتری اجرا کنند؟ اینها سؤالات مهمی هستند، اما خطر پنهان کردن یک سؤال عمیق تر را دارند. چه اتفاقی می افتد زمانی که یک شرکت به طور پیوسته مشتریانی را از دست می دهد که آن را از نظر مالی مقرون به صرفه می کنند؟ بیشتر بحث‌های اصلاحات بر بار بد، برقی که به سرقت رفته، پرداخت نشده یا به سختی قابل بازیابی است، متمرکز است. با این حال، این بخش ممکن است یک مشکل به همان اندازه مهم را نادیده بگیرد - از دست دادن تدریجی بار خوب. این تمایز اهمیت دارد زیرا طرز تفکر ما را در مورد اصلاحات تغییر می دهد. بخش برق پاکستان به سادگی یک مشکل ناکارآمدی یا سرقت ندارد. به طور فزاینده ای مشکل مشتری دارد. همه تلفات یکسان ایجاد نمی شوند: پاکستان معمولاً تلفات توزیع را به عنوان یک مشکل واحد در نظر می گیرد، اما آنها به دو دسته تقسیم می شوند. اول خسارات فنی ناشی از پیری زیرساخت، ترانسفورماتورهای بارگذاری شده، هادی ناکارآمد، طراحی ضعیف شبکه و تجهیزات قدیمی است. هر سیستم برق آنها را تجربه می کند و راه حل ها را درک می کند: مدرن سازی شبکه ها، ارتقاء تجهیزات، اجرای استانداردها و برنامه ریزی دقیق برای سرمایه گذاری. دوم، خسارات تجاری، از جمله سرقت، اتصالات غیرقانونی، دستکاری کنتور، ناکارآمدی صورت‌حساب و بازیابی ضعیف بدهی‌ها است. اینها شکست های حاکمیتی هستند که ناشی از مسئولیت پذیری ضعیف، اجرای ضعیف، انگیزه های تحریف شده، مداخله سیاسی و فشارهای مقرون به صرفه هستند. این تمایز اهمیت دارد زیرا این دو مشکل به راه حل های متفاوتی نیاز دارند. مهندسان می توانند تلفات فنی را کاهش دهند. مؤسسات باید به مؤسسات تجاری بپردازند. چرا هزینه اهمیت دارد: تلفات تجاری اغلب به گونه ای مورد بحث قرار می گیرند که گویی مستقل از قیمت برق وجود دارند، اما این دو ارتباط نزدیکی با هم دارند. وقتی قدرت غیرقابل تحمل می شود، عواقب قابل پیش بینی به دنبال دارد. برخی از مصرف کنندگان استفاده را کاهش می دهند، برخی پرداخت را به تاخیر می اندازند، برخی به دنبال جایگزین می گردند و برخی به سرقت متوسل می شوند. این رفتار غیرقانونی را توجیه نمی کند، اما به سادگی تشخیص می دهد که انگیزه ها مهم هستند. برای مصرف‌کنندگان صنعتی، برق گران‌قیمت شبکه، سرمایه‌گذاری در تولید محبوس، خورشیدی و سایر جایگزین‌ها را تسریع کرده است. برای خانواده‌ها، افزایش هزینه‌ها، آن‌هایی را که می‌توانند آن را به سمت باتری‌های خورشیدی و پشت بام سوق دهند، در حالی که گزینه‌های خوب کمی برای دیگران باقی مانده است. برای خدمات شهری، هر دو روند، پایه های تجاری سیستم را تضعیف می کنند. بنابراین قیمت بالای برق فقط نتیجه مشکلات این بخش نیست. آنها به طور فزاینده ای عامل آنها می شوند. از دیدگاه یک مصرف کننده صنعتی، سرمایه گذاری در تولید اسیر اغلب یک پاسخ اقتصادی منطقی است. با این حال، از منظر یک ابزار توزیع، هزاران چنین تصمیمی به طور جمعی پایه های مالی شبکه را از بین می برد. مشتریانی که از دست می روند: مصرف کنندگان بزرگ صنعتی و تجاری ستون فقرات مالی اکثر سیستم های برق هستند. تقاضای آنها متمرکز، قابل پیش بینی، اندازه گیری آسان و جمع آوری نسبتاً آسان است. یک مصرف‌کننده صنعتی می‌تواند به اندازه صدها یا حتی هزاران مصرف‌کننده خانگی تقاضای زیادی داشته باشد. از دیدگاه یک شرکت برق، همه واحدهای برق فروخته شده برابر نیستند. یک سیستم برق پایدار از نظر مالی نیازی ندارد که هر واحد فروخته شده به راحتی قابل بازیابی باشد. این امر مستلزم آن است که بیشتر فروش ها از نظر تجاری قابل بازیابی باشد. برای سال ها، صنعت، کاربران تجاری بزرگ و مناطق مسکونی کم تلفات این تعادل را فراهم کردند. امروزه، بسیاری از این مشتریان وابستگی خود را به شبکه کاهش می دهند، زیرا دیگر رقابتی ترین گزینه آنها نیست. با خروج آنها، ترکیب مشتری تغییر می کند. مصرف کنندگان با ضرر و زیان بالا سهم بیشتری از کل فروش را تشکیل می دهند، بار مالی بر روی کسانی که باقی می مانند افزایش می یابد، تعرفه ها بیشتر می شود و حتی مصرف کنندگان بیشتری به دنبال جایگزین می گردند. از این منظر، بخش برق پاکستان به طور فزاینده ای شبیه تجارتی است که بهترین مشتریان خود را از دست می دهد و در عین حال دشوارترین مشتریان خود را حفظ می کند. یک عامل اصلی در اینجا تغییرات تکنولوژیکی است. سیاست نمی تواند صرفاً به این دلیل که شبکه به تقاضای آنها نیاز دارد، مصرف کنندگان را از پذیرش فناوری های جدید منع کند. همچنین این بخش نمی تواند فرض کند که مشتریان بدون توجه به هزینه و کیفیت خدمات، در ارتباط باقی می مانند. هدف باید این باشد که برق شبکه را به اندازه کافی قابل اعتماد، مقرون به صرفه و رقابتی کنیم که مصرف کنندگان انتخاب کنند تا متصل بمانند. در دنیایی که تقاضا دیگر اسیر نیست، شبکه باید مشتریان خود را به دست آورد. خصوصی سازی چه کاری می تواند انجام دهد و چه کاری نمی تواند انجام دهد: هیچ کدام از اینها به این معنی نیست که خصوصی سازی ایده بدی نیست. مالکیت خصوصی می تواند انگیزه ها را بهبود بخشد، مسئولیت پذیری را تقویت کند و تصمیم گیری را سرعت بخشد. اما مالکیت به تنهایی نمی تواند مشکلات ساختاری عمیق تری را حل کند. پاکستان قبلاً تجربه مشارکت بخش خصوصی در توزیع برق را دارد. مدیریت بهتر ممکن است عملکرد را بهبود بخشد، اما فشارهای مقرون به صرفه، بخش های دشوار مشتری، واقعیت های سیاسی یا محدودیت های نظارتی را از بین نمی برد. اگر سال‌ها تجربه بخش خصوصی در یک شرکت برق برای دستیابی به سطوح زیان قابل قبول کافی نبوده است، سیاست‌گذاران باید بپرسند که وقتی دیسکو بعدی خصوصی شود، دقیقاً چه تفاوتی خواهد داشت. فراتر از مالکیت: بحث واقعی نباید فقط در مورد مالکیت باشد، بلکه باید در مورد پایداری باشد. تلفات فنی نیاز به راه حل های مهندسی دارد. زیان های تجاری نیازمند راه حل های حاکمیتی است. پایداری مالی بلندمدت به چیز دیگری نیاز دارد: یک سیستم قدرت که برای مصرف کنندگانی که آن را از نظر اقتصادی مقرون به صرفه می کنند، جذاب باقی بماند. بخش برق پاکستان به سادگی یک مشکل ناکارآمدی یا سرقت ندارد. به طور فزاینده ای مشکل مشتری دارد. یک شرکت آب و برق می تواند از برخی مشتریان بد جان سالم به در ببرد، اما اگر مشتریان خوب خود را از دست بدهد، نمی تواند به طور نامحدود زنده بماند. تا زمانی که این واقعیت مورد توجه قرار نگیرد، خصوصی‌سازی ممکن است عملکرد را بهبود بخشد، اما بعید است که تحولی را که این بخش به آن نیاز فوری دارد، ارائه دهد. نویسنده، مدیر عامل سابق توزیع در K-Electric است و در بخش‌های صنعتی و شرکتی پاکستان سمت‌های رهبری ارشدی داشته است. [email protected] منتشر شده در سپیده دم، 17 ژوئن 2026