Skydio CEO Adam Bry on why Silicon Valley shouldn’t draw red lines for drone use
⚡ خلاصه سریع
امروز، من با آدام برای، مدیر عامل Skydio، سازنده پیشرو ایالات متحده در پهپادهای بدون سرنشین صحبت می کنم.
امروز، من با آدام برای، مدیر عامل Skydio، سازنده پیشرو ایالات متحده در پهپادهای بدون سرنشین صحبت می کنم. قبل از اینکه این قسمت را ضبط کنیم، در واقع مجبور شدم از راه دور یکی از پهپادهای Skydio را در منطقه خلیج از لپ تاپ Adam در استودیوی پادکست خود در نیویورک کار کنم و یک پهپاد داخلی را در اطراف دفترمان به پرواز درآورم. می توانید ویدیوی کامل آن را در کانال یوتیوب ما مشاهده کنید.
فراتر از پرواز هواپیماهای بدون سرنشین در سراسر کشور، من و آدام در مورد اینکه چرا Skydio تا این حد بر بازار سازمانی متمرکز است صحبت کردیم - از او در مورد کار با پلیس و ارتش بسیار پرسیدم، اما میشنوید که او میگوید بسیاری از مشتریان Skydio شرکتهای خدماتی هستند که از پهپادها برای بازرسی از راه دور زیرساختهای مهم استفاده میکنند که قبلاً امکانپذیر نبود.
مشترکین همگام، فراموش نکنید که از هر کجا که پادکستهای خود را دریافت میکنید، به رمزگشای بدون آگهی دسترسی انحصاری دارید. به اینجا سر بزن مشترک نیستید؟ شما می توانید در اینجا ثبت نام کنید.
این یک بازار بزرگ است، اما همچنین بازاری است که در گذشته توسط پهپادهای ارزانقیمت مصرفکننده ارائه میشد - محصولاتی که اساساً دیگر در بازار ایالات متحده وجود ندارند زیرا بیشتر آنها از چین میآمدند و دولت ترامپ اواخر سال گذشته پهپادهای ساخت خارجی را ممنوع کرد. همه آن پهپادهای ارزان قیمت DJI یک شبه ناپدید شدند و محصولات گران قیمت Skydio را جایگزین اصلی کردند.
من و آدام در مورد همه اینها و واقعیت تولید محصولات پیچیده مانند هواپیماهای بدون سرنشین در ایالات متحده صحبت کردیم. ما همچنین در مورد کار Skydio با ارتش و نحوه استفاده Skydio از هوش مصنوعی با کارهای دفاعی صحبت کردیم - من واقعاً می خواستم بدانم خطوط آدام کجا هستند، در زمانی که استفاده نظامی از هوش مصنوعی بحث برانگیزتر از همیشه است.
چیزهای زیادی در این مورد وجود دارد – شاید بیش از هر چیز، شنیدن صحبت های آدام در مورد استفاده از هوش مصنوعی برای آوردن افراد بیشتری به کار در Skydio با گسترش شرکت، شاداب بود. و دوباره، من مجبور شدم پهپادها را به پرواز درآورم، که حاکم بودند.
خوب: آدام برای، مدیر عامل Skydio. در اینجا ما می رویم.
این مصاحبه برای طولانی بودن و وضوح کمی ویرایش شده است.
آدام برای، شما یکی از بنیانگذاران و مدیر عامل Skydio هستید. به Decoder خوش آمدید.
من بسیار هیجان زده هستم که اینجا با شما هستم.
من بسیار هیجان زده هستم که با شما صحبت کنم. ما به تازگی پرواز یک پهپاد X10 را از راه دور نمایش دادیم. من سؤالات بعدی زیادی در مورد آن دارم. فوق العاده جالب بود
می توانم بگویم که تجارت هواپیماهای بدون سرنشین خود در لحظه ای از تغییرات شدید است. سیاست هایی وجود دارد که برخی از رقبای شما را خارج از کشور نگه می دارد. کاری است که شما با خودمختاری و همکاری با دولت ها و ارتش های سراسر جهان انجام می دهید. سپس، فقط وضعیت فناوری هواپیماهای بدون سرنشین به طور کلی وجود دارد، که به نظر می رسد در آستانه یک چیز دیگر است. بنابراین، چیزهای زیادی برای صحبت کردن وجود دارد.
بیایید فقط با اصول اولیه شروع کنیم. تا زمانی که اهل هواپیماهای بدون سرنشین نباشید، شاید نام Skydio را نشنیده باشید. توضیح دهید Skydio چیست و چگونه این شرکت به وجود آمد.
ما بزرگترین تولید کننده هواپیماهای بدون سرنشین ایالات متحده هستیم. ما پهپادهایی می سازیم که اساساً سکوهای حسگر پرواز هستند. ما در سال 2014 شروع کردیم و در این مرحله، به آنچه فکر می کنیم به عنوان صنایع مهمی که تمدن ما به آن وابسته است، خدمت می کنیم. ما با امنیت عمومی کار می کنیم. ما با ارتش کار می کنیم. ما همچنین با شرکت های انرژی، شرکت های ساختمانی، بخش های حمل و نقل و سازمان های امنیتی کار می کنیم.
موضوع مشترک بین همه مشتریان ما این است که آنها دارای عملیات فیزیکی سخت و اغلب پرخطر هستند، جایی که قرار دادن حسگرها در مکان مناسب در زمان مناسب برای دریافت اطلاعات بهتر می تواند اساساً نتایج را تغییر دهد. این چیزی است که ما تحویل می دهیم. ما راهحلهای سرتاسری را ارائه میکنیم که پهپاد یک قطعه کلیدی است، اما نرمافزار، استقلال، یکپارچهسازیها، و به طور فزایندهای، جریانهای کاری سرتاسری برای صنایع مختلف که براساس قابلیتهای پهپاد ساخته شدهاند، واقعاً چیزی است که مشتریان ما میخرند.
ما در یک لحظه فوقالعاده هیجانانگیز هستیم که پس از سالها صحبت در مورد این موارد، واقعاً شروع به کار در مقیاس با تأثیر باورنکردنی کرده است.
اگر فقط به پوشش پهپادهایمان در طول سالها فکر کنم، این موضوع با اولین پهپادهای DJI تقریباً 10 یا 15 سال پیش شروع شد. اولین پهپادهای فانتوم بسیار زهوار بودند. آنها این باتری های غول پیکر را داشتند. و این واقعاً فقط در مورد پرواز بود، و توانایی کنترل پرواز به روشی آسان برای استفاده. سپس خیلی سریع به این نتیجه رسیدیم که «اوه پسر، ما میتوانیم دوربینهای شیک را در آسمان قرار دهیم» و این واقعاً سرگرمکننده بود. و آن دوربین ها واقعاً فانتزی شدند. حالا شما می گویید که یک مجموعه حسگر کامل است یا فقط دوربین های تقویت شده است؟
من در واقع فکر می کنم آنچه شما در آنجا توضیح دادید با فصول صنعت هواپیماهای بدون سرنشین که من در مورد آن فکر می کنم مشابهت دارد. در روزهای اولیه، این ماشین های پرنده برقی واقعاً اسباب بازی بودند. من به فصل اول فکر می کنم و 10 سال اول درباره برقی کردن هواپیماهای رادیویی بود که تفریحی بودند. بیرون رفتن و پرواز لذت بخش بود. این دنیایی است که من از آن آمده ام. من با پرواز هواپیماهای رادیویی بزرگ شدم.
اتفاقی که من فکر میکنم این است که مردم شروع به آوردن اسباببازیها به محل کار کردند و متوجه شدند که اگر دوربین مناسب را روی آن قرار میدادی و خلبان ماهری با آن پرواز میکرد، میتوانی کارهای مفید زیادی انجام دهی. این باعث ایجاد ویدیوهای جالبی شد که در فیلمبرداری، املاک تجاری، مواردی از این دست نمایش داده شد.
فصل بعدی در مورد خودمختاری است، جایی که پهپاد در یک ایستگاه اتصال زندگی می کند، به اینترنت متصل است، می تواند از راه دور و به طور مستقل پرواز کند، و خود بخشی از زیرساخت است. من فکر میکنم تأثیری که از آن خواهیم دید، مرتبهای بزرگتر از هر چیزی است که تاکنون دیدهایم. و ما تا به حال چیزهای خوب زیادی دیده ایم. منظورم این است که کارهای بزرگ زیادی در دنیای پهپادها به عنوان ابزار اتفاق افتاده است. این فقط در مقایسه با آنچه در راه است بسیار کوچک است، و ما واقعاً اکنون در آن لحظه گذار هستیم.
این ایده را توصیف کنید که پرواز سنگ بنای اساسی است، که نیازی نیست آنقدر به آن فکر کنید، زیرا در مورد قابلیتهایی صحبت میکنید که بر اساس درجه دوم و سوم چیزی که قادر به پرواز است صحبت میکنید. آیا وقت خود را صرف سرمایه گذاری روی نحوه پرواز هواپیماهای بدون سرنشین خود می کنید یا این مشکل حل شده است؟
ما زمان زیادی را صرف سرمایه گذاری در آن می کنیم. نوعی از این استناد در صنعت هواپیماهای بدون سرنشین وجود دارد که در آن، "اوه، این در مورد پهپاد نیست، بلکه در مورد داده ها است." که به نوعی درست است. تقریباً در مورد هر چیزی می توانید همین را بگویید. این در مورد تلفن نیست، در مورد برنامه ها، نرم افزار یا هر چیز دیگری است.
اما شما باید حق ارائه این راه حل ها را کسب کنید. راهی که شما این حق را به دست می آورید این است که یک طراح و سازنده در سطح جهانی این سیستم ها باشید و آنها را فوق العاده توانا و فوق العاده مطمئن کنید. من فکر می کنم یکی از چیزهایی که اغلب در مورد پهپادها فراموش می شود این ایده است که آنها دستگاه های هوافضایی پیشرفته هستند. آنها ارتعاش می کنند، آیرودینامیک دارند، نگرانی های حرارتی دارند. ما محاسبات واقعاً پیشرفتهای داریم که روی هیئت مدیره اجرا میشوند، مجموعهای از حسگرها. این شبیه ساختن یک ماشین خودران است که پرواز می کند.
اگر می خواهید یک شرکت هواپیمای بدون سرنشین خوب باشید، باید یک سازمان مهندسی هوافضا در سطح جهانی در 10 یا 15 رشته مختلف باشید. تنها زمانی که آن را داشته باشید و در آن عالی باشید، میتوانید روی یکپارچهسازیهای نرمافزار سازمانی تمرکز کنید که راهحل شما را به نرمافزار اعزام 911 متصل میکند که ممکن است یک سازمان امنیت عمومی از آن استفاده کند یا سیستم مدیریت حادثه برای یک شرکت انرژی.
این چیزها واقعا مهم هستند، اما اگر پایه فناوری اصلی عالی نباشد، اهمیت کمتری دارند.
ما به عبارت "در کلاس جهانی" باز خواهیم گشت. من سؤالات زیادی در مورد اینکه در محیط نظارتی و تعرفهای کنونی ما در سطح جهانی به چه معناست، دارم، اما چند مثال برای من ذکر کنید.
ما مخاطبان مصرفکنندهای داریم که احتمالاً هر کسی که گوش میدهد یا تماشا میکند، از یک نوع پهپاد مصرفی استفاده کرده است. درست مانند هر محصول دیگری، هر سال تا پنجمین مدل سالانه کمی بهتر میشوند، که یک تغییر پلهای بهتر از مدلی است که مردم ممکن است با آن آشنا باشند. برخی از پیشرفتهای بزرگ در قابلیت پرواز که ممکن است مردم در طول زمان متوجه آن نشوند، کدامند؟
در اصل، پهپادها با چوب خام برای کنترل ورودی خدمات پرواز می کردند. بنابراین، من با پرواز هواپیماهای رادیویی که در آن شما یک فرستنده جوی استیک داشتید بزرگ شدم. وقتی جوی استیک را حرکت دادید، یک فرمان مستقیم به یک موتور الکتریکی یا یک موتور سروو که یک سطح کنترل را حرکت میداد، ارسال میشد که مستقیماً در پاسخ به کاری که شما انجام میدادید حرکت میکرد. هیچ محاسبهای بین ورودی چوب شما و آنچه روی دستگاه اتفاق افتاده وجود ندارد.
گام بعدی پس از آن - همان چیزی که کوادکوپتر را ممکن کرد - این است که ریزپردازندههای سطح بسیار پایین و ابتدایی را در کنار واحدهای اندازهگیری اینرسی (چیزی در تلفن شما که به آن میگوید در چه جهتی قرار دارد) بگیرید و چیزی را بنویسید که به آن یک "حلقه کنترل نگرش" میگویند. این چیزی است که در انتهای هر دسته کنترل کوادکوپتر اجرا می شود. اساساً به آن می گوید که کدام جهت را در فضای فیزیکی نگه دارد. بنابراین، هنگامی که استیک را حرکت می دهید، به جهت کوادکوپتر نقشه می کشد. بدون آن، شخص نمی تواند با کوادکوپتر پرواز کند. هیچ راهی وجود ندارد که بتوانید چوب را برای دادن فرمان خام موتور حرکت دهید. فقط نقشه برداری برای مغز ما خیلی زیاد است. بنابراین، این آغازی بود که آن چیزها کمی در دسترس تر شدند.
گام بعدی، نگه داشتن موقعیت GPS بود، نه فقط ارتفاع را نگه دارید، بلکه از GPS برای تعیین موقعیت ناهموار خود استفاده کنید و بتوانید موقعیتی را در آسمان نگه دارید. این یک گام بزرگ به جلو بود، زیرا به این معنی بود که شما میتوانید دست از کار بکشید، و پهپاد فقط آنجا مینشیند و شناور میشود. این یک گام ضروری برای فراتر رفتن از نیاز به مهارتهای متخصص و در سطح خلبان بود تا بتوانند برای هر کسی قابل استفاده باشند. این همان کاری است که اکثر پهپادها در طول تاریخ انجام دادهاند، و بیشتر پهپادهای امروزی هنوز هم عمدتاً بر اساس GPS عمل میکنند.
من میتوانم بگویم فصل بزرگ بعدی - و Skydio واقعاً به پیشروی این امر کمک کرد - استفاده از بینایی رایانه یا قرار دادن دوربینها بر روی پهپاد است. نه فقط دوربینی که ویدیویی را می گیرد که کاربر ممکن است به آن اهمیت دهد، بلکه دوربین هایی که همه چیز را می بینند. آنها میتوانند وارد رایانهای شوند که روی هوش مصنوعی کار میکند و از اطلاعات بصری برای تصمیمگیری هوشمندانه استفاده کنند، مانند موقعیت نگه داشتن، حتی اگر سیگنال GPS خوبی نداشته باشید، اجتناب از موانع یا ردیابی سوژههای متحرک.
ما در سال 2014 شروع کردیم و در همان زمان بود... صادقانه بگویم، ایده دیوانه کننده ای به نظر می رسید. اکنون به خاطر سپردن آن سخت است، اما 12 سال پیش، استفاده از بینایی کامپیوتر برای هر چیزی خارج از آزمایشگاه تا حدودی دور از ذهن به نظر می رسید. ما اولین محصول خود را در سال 2018 راه اندازی کردیم، Skydio R1، که فکر می کنم اولین پهپاد ساخته شده بر روی بینایی کامپیوتری بود. رقبای ما شروع به انجام کارهای مشابه کردند و ما اکنون در نقطه ای هستیم که آن چیزها به بلوغ رسیده است. من فکر میکنم هنوز قابلیتهای باورنکردنی در راه است، اما به اندازه کافی بالغ است که میتوانید روی آن حساب کنید، روی آن تکیه کنید و محصولاتی پیرامون آن بسازید. تز اساسی در آنجا ایجاد مهارت های خلبانی خبره در پهپاد بود، و من فکر می کنم تنها راهی که می توانید این کار را انجام دهید استفاده از بینایی کامپیوتری است.
من خیلی کنجکاو هستم که تصور کنم این چیز می تواند خود به خود پرواز کند و اکنون می توانیم برنامه هایی را بر روی آن قابلیت اصلی بسازیم. اما به نظر می رسد که «این چیز خودش می تواند پرواز کند» یک پروژه تمام شده نیست. این چیزی است که شما هنوز زمان زیادی را صرف آن می کنید.
بله، فکر نمیکنم هیچ وقت تمام شده باشد. در اینجا نکات مثبت زیادی وجود دارد که می توانید انجام دهید، اتوماسیون چقدر می تواند خوب باشد، و مردم چه کاری می توانند با آنها انجام دهند. ما امروز با آژانس های ایمنی عمومی کار می کنیم که از این موارد برای پاسخ به تماس های 911 استفاده می کنند. گاهی اوقات آنها نیاز دارند مظنونی را دنبال کنند - مثل اینکه شخصی در حال فرار از صحنه جرم در ماشین است - و در حالی که به صورت نیمه دستی پرواز می کنند، کارهای باورنکردنی انجام می دهند.
سیستم خودمختاری ما هنوز در زیر کاپوت است، اما آنها به صورت نیمه دستی برای ردیابی وسایل نقلیه متحرک در دره های شهری پرواز می کنند. سیستم هوش مصنوعی ما بسیار بسیار خوب است. هنوز به خوبی بهترین خلبانان انسانی نیست که در آن سناریوها پرواز می کردند، اما اینطور خواهد بود. و زمانی که اینطور باشد، بسیار قدرتمندتر و قادر خواهد بود تا افراد بیشتری از مزایای آن بهره ببرند.
بله، من هم می خواهم به آن برگردم.
من به شما چیزهای زیادی می دهم تا به آنها برگردید.
در اینجا موضوعات زیادی برای کشیدن وجود دارد!
من می خواهم در مورد خود Skydio بپرسم. اخیراً سرمایه گذاری زیادی انجام داده اید. شرکت بزرگتر می شود من فکر می کنم شما به سری F رسیده اید. شما ارزش چند میلیارد دلاری دارید. شما در حال ایجاد 2000 شغل دیگر در ایالات متحده در تولید هواپیماهای بدون سرنشین هستید. امروزه چند نفر در Skydio کار می کنند و ساختار شرکت چگونه است؟
ما حدود 1000 نفر هستیم که به نظر من به دلیل دامنه و پیچیدگی که مدیریت می کنیم در واقع بسیار کوچک است. ما کارهای زیادی را با یک تیم بسیار بسیار کوچک انجام می دهیم، زیرا باید رشته های مختلفی را در بر بگیریم: مهندسی، توسعه نرم افزار، فروش مستقیم و پشتیبانی مشتری، و تولید. از بسیاری جهات، من فکر می کنم که این شرکت به نوعی ساختار سنتی دارد. ما یک رئیس فروش، یک مدیر مالی، یک رئیس بازاریابی و یک رئیس عملیات مردم داریم. ما میتوانیم بیشتر در مورد آن صحبت کنیم، اما من فکر میکنم که عملیات مردمی یکی از مهمترین عملکردهای شرکت است.
چیزی که ممکن است کمی منحصر به فرد باشد این است که ما در سطوح ارشد چقدر فنی هستیم. بنابراین، من شش یا هفت گزارش فنی مستقیم دارم که شامل سختافزار، نرمافزار، عملیات سختافزاری و مهندسان ارشد برای تعدادی از برنامههای خودرویی است که روی آن کار میکنیم. بسیاری از آن به این دلیل است که من بسیار تکنیکی هستم. من سابقه مهندسی دارم من هنوز خودم را یک مهندس می دانم. من گاهی اوقات به جزئیات محصولات و فناوری هایی که روی آنها کار می کنیم عمیق می شوم.
این باور ما را منعکس می کند که اینها دستگاه های هوافضایی پیشرفته هستند و اگر می خواهید شرکت بزرگی در این فضا باشید، باید در مهندسی و ارائه آنها در سطح جهانی باشید. ما زمان زیادی را در سطح ارشد در علف های هرز فنی صرف می کنیم. جلسه هفتگی کارکنان من با بررسی جامع هر مشکل فنی کوچکی که در هفته گذشته در محصولات ما اشتباه شده است، شروع می شود. ما در آن جلسه تا جایی که لازم است به عمق می رویم تا بفهمیم چه اتفاقی در حال رخ دادن است و باید در مورد آن چه کاری انجام دهیم.
ما همین کار را با برنامه های جدید انجام می دهیم و به چند دلیل این کار را انجام می دهیم. من فکر می کنم مهم ترین چیز است. این تنها چیزی نیست که مهم است، بلکه مهمترین چیز است. من فکر میکنم حتی برای افرادی که کارکردهای غیرفنی را رهبری میکنند مفید است که در معرض آنچه از نظر فنی در حال رخ دادن است قرار بگیرند و سپس برعکس. اینکه رهبران مهندسی ما به خوبی در کسب و کار، آنچه از نظر مالی اتفاق میافتد و آنچه با مشتریان ما اتفاق میافتد آشنا باشند، بسیار مهم است، زیرا آنها برخی از مهمترین تصمیمها را در بخش فنی میگیرند، که در نهایت در بازار با مشتریان و نتایج مالی ما آشکار میشوند.
من این احساس را دارم که شما خیلی به حسابدارانی که بوئینگ را تصاحب می کنند فکر می کنید. این چیزی است که به نظر می رسد.
ما مانند نقطه مقابل آن هستیم. [می خندد]
آره [می خندد]
من مطمئناً با آن داستان آشنا هستم. افتضاح به نظر می رسد. در نهایت این فقط ما هستیم که آنچه را که فکر میکنیم به نفع مشتریانمان است انجام میدهیم، که واقعاً روی داشتن محصولات و فناوری عالی تمرکز میکنیم، نه فقط امروز، بلکه یک سال، دو، پنج یا 10 سال آینده.
من فکر می کنم شما اولین مدیر عاملی هستید که در پنج سال از اجرای این برنامه می گویید که عملیات مردم واقعا جالب است و ما باید بیشتر در مورد آن صحبت کنیم. منظور شما از آن چیست؟
من دیدگاه بسیار استعداد محوری نسبت به تجارت دارم. در مورد ساختار سازمانی صحبت کردیم. فکر میکنم این مهم است، اما فکر میکنم اهمیت کمتری نسبت به افراد حاضر در شرکت دارد. یکی از قیاسهایی که برای فکر کردن به این موضوع استفاده میکنم... من عاشق تشبیههای ورزشی برای تجارت هستم. مردم به نظم ضربه زدن در بیسبال وسواس دارند. نمی دانم طرفدار بیسبال هستید یا نه، اما این تئوری کامل در مورد ترتیب ضربه زدن وجود دارد. این در طول زمان تکامل یافته است، جایی که شما میخواهید ضربهدهنده لیدآف زیاد روی پایه قرار بگیرد، و سپس با ضربهگیرهای قدرتی که قرار است آنها را به هم بزنند، وارد گوشت سفارش میشوید.
ما اکنون در نقطه ای هستیم که می توانید از تجزیه و تحلیل برای مطالعه این موارد استفاده کنید. من فکر میکنم تخمینها این است که تفاوت بین بهینهترین ترتیب ضربه زدن و بدترین ترتیب ضربه زدن، مانند ۲۰ یا ۳۰ دوش در سال برای یک تیم لیگ برتر بیسبال است. آنها چیزی در حدود 500 تا 800 دویدن در سال به دست می آورند. اضافه کردن یک بازیکن ستاره به ترکیب مانند 100 دوش در سال است و من فکر میکنم تجارت نیز به همین شکل است.
به طور مستقیم مانند بیس بال قابل ردیابی نیست، اما یک فرد استثنایی در هر جایی از سازمان می تواند مسیر یک محصول یا یک تجارت را به طور کامل تغییر دهد. بیشتر چیزها واقعاً به استعدادها برمیگردند، بیش از آنچه مردم تصور میکنند. این حتی برای شرکتهای بزرگ، در مراحل آخر و مطمئناً برای شرکتهای مرحله اولیه است. بنابراین، ما زمان زیادی را روی آن متمرکز میکنیم، تلاش میکنیم بهترین افراد جهان را برای هر یک از رشتههای مختلف به دست آوریم، و افراد را در موقعیتی قرار دهیم که تأثیر فوقالعادهای داشته باشند.
اگر به محصولات جدید شگفت انگیزی که در سال گذشته روی آنها کار کردهایم نگاه میکنید… در مورد F10s صحبت میکنیم، این پهپاد بال ثابت که با یک بازوی روباتیک گرفتار میشود. این یک چیز علمی تخیلی دیوانه کننده است. من فکر می کنم ما کار خوبی انجام دادیم که یک ساختار سازمانی برای موفقیت آن تیم ایجاد کردیم، اما واقعاً افراد تیم فوق العاده هستند. و این همان چیزی است که در مورد R10 وجود دارد، که فکر می کنم اکنون بهترین پهپاد داخلی سازمانی است که تا کنون ساخته شده است. ما این کار را در 15 ماه انجام دادیم. افراد شگفت انگیز این کار را انجام دادند، و در نهایت به این نتیجه می رسد. و رئیس ما [آنا ویزنتال-برچ] عالی است. من و او در زمینه استخدام و مدیریت استعداد در کسب و کار بسیار نزدیک با هم کار می کنیم تا بیشتر از آن بهره ببریم.
من این رویکرد ضد مانی بال را برای اداره یک شرکت فناوری دوست دارم. ما قصد داریم این کلیپ را برای افراد Sabermetrics ارسال کنیم. قرار است ویروسی شود.
ببین، من ضد پول نیستم. من در واقع فکر نمی کنم این ضد پول باشد. من استدلال میکنم که بسیاری از کارهایی که انجام میداد نوعی ارزیابی استعداد بود، مانند مطالعه عمیق اینکه چه ویژگیهایی باعث موفقیت یا عدم موفقیت بازیکنان میشود. من نمی گویم ترتیب ضربه زدن مهم نیست. این کار را انجام می دهد. همچنین میتوانید تمام دستگیرهها را برای بهینهسازی آنها بکشید، اما مهمترین کار داشتن افراد در کلاس جهانی است.
این یکی از عجیب ترین بازارهای استعداد در فناوری است که من مطمئناً تا به حال پوشش داده ام. برای افرادی که در هوش مصنوعی کار می کنند، حقوق ظالمانه ای دارید، وعده های ظالمانه ای در مورد AGI دارید، و شاید بخواهید در تیم هایی باشید که قرار است AGI بسازند. شما شرکت های پلت فرم بزرگی دارید که می گویند همه 6000 نفر با قدرت ابزارهای نرم افزاری عامل به جک دورسی گزارش می دهند. من مطمئن نیستم که هیچ کدام از اینها به چه معناست. آیا این روی شما تأثیر می گذارد؟ آیا به دست آوردن استعداد مورد نظر سخت است؟ آیا پرداختن به آنها سخت است؟
مطمئناً این یک بازار استعداد بسیار رقابتی است که عالی است. من یک مهندس هستم من فکر می کنم خیلی خوب است که مهندسان به دنبال آن هستند و غرامت بازار برای آنها در حال افزایش است. من فکر میکنم که ما برای همه، بهویژه برای مهندسان، ارزش بسیار منحصربهفردی داریم، زیرا در حال ساخت محصولاتی هستیم که امروزه بسیار واقعی هستند و تأثیر واقعی دارند. رباتیک دوباره داغ شده است و شرکت های زیادی در مورد رباتیک صحبت می کنند. وعده های بزرگ زیادی داده می شود.
فکر میکنم بسیاری از شرکتهایی که امروز شروع به کار میکنند، احتمالاً پنج تا 10 سال دیگر فاصله دارند. آنها به این فکر نمیکنند، اما فکر میکنم متوجه خواهند شد که اگر اصلاً موفق شوند، پنج تا 10 سال تا داشتن چیزی شبیه به یک تجارت بادوام فاصله دارند. ما آن سفر را پشت سر گذاشتیم. ما یک تجارت اصلی عالی داریم و واقعاً به سرعت در حال رشد است، اما هنوز فکر میکنم که در ابتدای راه هستیم که در فضای خود ممکن است. مقدار زیادی برای ساخت باقی مانده است، اما ما آن را می سازیم با علم به اینکه واقعاً مهم است که بتوانیم آن را تحویل دهیم. قرار است جان مردم را نجات دهد. این امر باعث می شود که زیرساخت های انرژی در کشور ما ایمن تر و کارآمدتر عمل کند. و به همین دلیل، ما توانستیم افراد واقعاً بسیار عالی را به Skydio جذب کنیم. آیا شما در حوزه تحقیقات هوش مصنوعی لبه دار رقابت می کنید یا انواع مختلفی از مهندسان را استخدام می کنید؟
ما سعی نمی کنیم مدل های پایه ای بسازیم که دوره های آموزشی 100 یا 200 میلیون دلاری دارند. ما احتمالاً از اولین کاربران هوش مصنوعی در محصولات واقعی هستیم. ما از شبکههای عصبی عمیق در سیستم ادراک خود استفاده میکنیم که به سالهای 2017 یا 2018 برمیگردد، قبل از اینکه کسی این کار را روی یک محصول رباتیک ارسال شده انجام دهد. ما مطمئناً افرادی را استخدام میکنیم و افرادی را در تیم داریم که در زمینه هوش مصنوعی، شبکههای عصبی و همه الگوریتمهای دیگری که برای ساختن این سیستمهای مستقل نیاز است، خبره هستند. بنابراین، من فکر میکنم اکنون این مجموعه کوچکتر از افراد متخصص در این مدلهای بسیار بزرگ مبتنی بر ابر هستند. ما خودمان به آنها آموزش نمی دهیم.
اجازه دهید سوال دیگر رسیور را از شما بپرسم، و سپس میخواهم برخی از این موضوعات را که در طول مسیر به آنها اشاره کردهام، شروع کنم. شما باید تصمیمات زیادی را در دوره مدیریت خود به عنوان مدیر عامل بگیرید، مهمتر از همه، تصمیم برای تغییر از مصرف کننده به شرکت. چگونه تصمیم می گیرید؟ چارچوب شما چیست و چگونه تکامل یافته است؟
من فکر میکنم بسیاری از مواردی که شرکتهای فوقالعاده مؤثر را مؤثر میسازد این است که بسیاری از تصمیمها تقریباً بازتابی میشوند. مثل زمانی است که به عنوان یک فرد در حال یادگیری یک مهارت جدید هستید. باید خیلی بهش فکر کنی. اگر در حال یادگیری اسکیت روی یخ یا چیزی هستید، زمان زیادی را صرف فکر کردن در مورد قرار دادن پا، قدم زدن و هر چیز دیگری می کنید، سپس، با گذشت زمان بسیار طبیعی می شود.
برای من بهعنوان یک رهبر و برای ما بهعنوان یک شرکت، فکر میکنم آنچه اکنون ما را قادر میسازد به سرعت حرکت کنیم این است که ما فقط به بسیاری از چیزها فکر میکنیم. ما چرخههای توسعه محصول زیادی را پشت سر گذاشتهایم، شاهدیم که صنایع جدید شروع به پذیرش محصولات و فناوری ما و الگوهایی کردهاند که از آن عبور میکنند. بنابراین من، تیم رهبری من، و همه افراد در سازمان میدانیم که چگونه با بسیاری از موارد مختلف برخورد کنیم، به طوری که حتی به نظر نمیرسد که ما اغلب در حال تصمیمگیری هستیم. چیزهایی فقط اتفاق می افتد. اتفاق درست اتفاق می افتد. بسیار قدرتمند و سرگرم کننده است که بخشی از آن باشید.
این همه چیز نیست. چیزهای جدید، مرزها، جایی است که شما باید تفکر آهسته انجام دهید (یا به زبان LLM استدلال کنید). برای من نوشتن ابزار بسیار قدرتمندی برای انجام این کار است. بنابراین، هر زمان که با عدم قطعیت یا ابهام زیادی روبرو هستیم، تمایل دارم فقط شروع به نوشتن کنم تا به خودم کمک کنم درباره آن فکر کنم. این به روشن شدن تفکر من کمک می کند. من همچنین فکر میکنم که خروجی حاصل از آن یک مصنوع واقعاً قدرتمند برای تقویت بحث و گفتگو است، بنابراین شما در نهایت چیزی دارید که میگوید: "بسیار خوب، این طرح است. این چیزی است که ما میخواهیم انجام دهیم."
چیز دیگری که به نظر من بسیار بدیهی است - بسیاری از چیزها در تجارت بسیار واضح و فوق العاده ساده هستند، انجام آنها فقط سخت است - این است که تمام هدف یک شرکت انجام کارهای مفید برای انسان های دیگر است. از دست دادن این موضوع به طرز شگفت انگیزی آسان است، به خصوص که شرکت ها بزرگتر می شوند. بنابراین، ما واقعاً خود را مجبور می کنیم که روی آن تمرکز کنیم. آنچه که اکنون انجام می دهیم به چه معناست؟ چگونه قرار است برای کسی ارزشمند باشد، و چه راه هایی وجود دارد که آن را برای کسی مفیدتر و ارزشمندتر می کند؟ در نهایت، همه چیز در یک شرکت باید در آن جهت باشد.
سپس، آخرین چیزی که میخواهم بگویم این است که یکی از ارزشهای ما این است: «مشکل را دوست داشته باشید، به اصل برسید». ارزش این را دارد که زمان زیادی را برای درک مشکلات، هر چه که هستند، صرف کنید. من فکر می کنم بهترین راه حل ها از درک عمیق و عمیق مشکلات زاده می شوند، به طوری که راه حل ساده و ظریف اغلب از آن بیرون می آید. بنابراین، برای خودم و تیم، من همیشه سعی میکنم قبل از اینکه راهحلهای زیادی را دنبال کنم، مردم را روی درک واقعی مشکل متمرکز کنم.
من در زمینه صنعت فناوری، اینکه همه ما با چه نوع محصولاتی سروکار داشتهایم، و نمیدانم، ظهور شرکتهای B2B SaaS، که دهها سکه هستند، به این موضوع بسیار فکر کردهام. آیا احساس میکنید به دلیل ساختن سختافزار متفاوت است، نگرش شما نسبت به مشتریتان و آنچه باید ارائه دهید به این دلیل است که سختافزار پیچیدهای وجود دارد که آنها باید آن را شارژ کنند، روی سقف بگذارند، و مستقر کنند در مقابل مشتری که برای یک محصول نرمافزاری اشتراکی ثبتنام میکند که فراموش میکند، و این کل تجارت شماست؟
من در این مرحله آنقدر در آن عمیق هستم که احتمالاً درک آن برای من سخت است. من نمی دانم رهبری یک شرکت خالص SaaS چگونه است. من مطمئناً می دانم که سخت افزار بسیار نابخشودنی است. شما با محدودیتهای فیزیکی سختی روبهرو هستید، و سطح و پیچیدگی چیزهایی که ممکن است اشتباه پیش بروند، بسیار زیاد است، و من فکر میکنم که سطح عمیقی از سختگیری را تحمیل میکند. اما یکی از اهداف ما این است که بتوانیم یک وضعیت بسیار ناهمگن را با توجه به ریسک و پیچیدگی و عدم اطمینان تحمل کنیم. بنابراین، قابلیت اطمینان تنها مهمترین ویژگی در محصولات اصلی و پرچمدار ما است. ما دیوانه وار روی آن تمرکز می کنیم. ما باید همه چیزهایی را که می فرستیم به شدت و با دقت بررسی کنیم.
اما همه چیز اینطور نیست. بخشهایی از رابط کاربری ابری وجود دارد که باید در آنها بسیار تکراریتر باشیم و چیزها را سریعتر ارسال کنیم. اگر اشکالی وجود داشته باشد، مشکلی وجود داشته باشد یا چیزی اصلاح نشده باشد، اشکالی ندارد. هنگامی که یک برنامه سخت افزاری جدید مانند پهپاد داخلی خود R10 را شروع می کنیم، مشخصات ریسک بسیار متفاوتی دارد. بر فراز مردم پرواز نمی کند. از بسیاری جهات، برای سقوط طراحی شده است زیرا در فضاهای داخلی پرواز می کند. قابلیت اطمینان همچنان بسیار مهم است، اما مشخصاتی متفاوت از X10 دارد.
بنابراین، بخشی از چالش، و چیزی که من فکر میکنم در آن بسیار خوب هستیم، این است که بتوانیم روی ویژگیهای کاری که میخواهیم انجام دهیم، آنچه که یک محصول خاص قرار است انجام دهد - چه سختافزاری باشد یا نرمافزاری - تمرکز کنیم و به جای اعمال قوانین کلی در همه چیز، بهخوبی با آن برخورد کنیم.
شاید هنوز پاسخی وجود نداشته باشد، اما یکی از دلایلی که من میپرسم این است که میبینیم بسیاری از شرکتهای نرمافزار خالص کاملاً خود را بر اساس این ایده بازسازی میکنند که AI فقط همه چیز را کدگذاری میکند، یا گروهی از مهندسان ۵۰ عامل را کنترل خواهند کرد تا نرمافزارهای بیشتری را سریعتر از همیشه ارسال کنند. شاید عالی باشد، اما همچنین، آیا خوب خواهد بود؟ من نمی دانم که آیا رابطه شما با مشتری ... با این قطعه سخت افزاری، پهپادهای شما بسیار گران هستند. آنها باید خوب باشند.
منظورم این است که ما کاربران بسیار سنگین هوش مصنوعی هستیم. من در مورد مهندسان سخت افزاری که در سراسر شرکت دیده ام بسیار هیجان زده هستم. آنها مهندسان درخشانی هستند، اما پیشینه عمیقی در نرم افزار ندارند. آنها احتمالاً زمانی که در مقطع کارشناسی بودند کمی نرمافزار مینوشتند، اما اکنون برنامههای نرمافزاری باورنکردنی را کدنویسی میکنند تا به آنها کمک کند جنبههای مختلف طراحی سختافزار را برای مطالعه ارتعاش، آیرودینامیک یا چیزی بهینه کنند. بنابراین، سخت افزاری که ما می سازیم مطمئناً به دلیل هوش مصنوعی بهتر است.
ما از نظر نرم افزار کاربران فوق العاده سنگینی هستیم. ما انواع اتوماسیون داخلی را داریم. ما این توانایی را داریم که طراحان، مدیران محصول یا هر کس دیگری تغییری را در پایه کد ایجاد کند که سپس به طور خودکار در صف قرار می گیرد تا توسط هوش مصنوعی آزمایش و بررسی شود و در نهایت توسط یک شخص تأیید شود. بنابراین، ما کاربران بسیار سنگین هوش مصنوعی هستیم.
هیچ کس دقیقاً نمی داند که این قرار است چگونه انجام شود. من فکر می کنم که داشتن سخت افزار در این دنیای هوش مصنوعی بسیار ارزشمند است زیرا ادغام سخت افزار و نرم افزار قدرتمندتر و قوی تر می شود. من فکر میکنم سختافزار یکی از آخرین چیزهایی است که میتوان آن را کدگذاری کرد و میتوان گفت: «من یک پهپاد میخواهم که کارهای X، Y، Z را انجام دهد.» شاید روزی به آنجا برسیم، اما ساختن سختافزار واقعاً سخت است، و هنگامی که آن را در اختیار دارید، میتوانید راحتتر نرمافزار را در بالای آن اضافه کنید تا آن را با برنامههای بیشتر و صنایع بیشتر تطبیق دهید، مکان بسیار ارزشمندی است.
من شخصاً مجذوب برخی از سخت افزارهای قدیمی زندگی ام هستم که به دلیل هوش مصنوعی جان تازه ای پیدا کرده اند. من دوربین های قدیمی دارم و AI denoise جان تازه ای در آنها دمیده است. من نرم افزار را به یک تکه فناوری قدیمی اضافه کرده ام و اکنون زندگی کاملاً جدیدی به روشی متفاوت دارد. شما می توانید آن را در کل مجموعه سخت افزاری مشاهده کنید.
شما گفتید سختافزار بسازید، و ما نمیتوانیم فقط سختافزار Vibe-code کنیم. دولت آمریکا هواپیماهای بدون سرنشین چینی را ممنوع کرده است. رسیدن به آنها در این کشور سخت است. یک سری چیزهای عالی در بازار وجود دارد. ما دائماً پهپادهای DJI بازار خاکستری را که از کانادا و جاهای دیگر می آیند پوشش می دهیم. شما باید پهپادها را اینجا بسازید. در حال حاضر چگونه کار می کند؟ آیا در آن زنجیره تامین سرمایه گذاری کرده اید؟ آیا تمام قطعات مورد نیاز برای ساخت آنها را در اینجا دارید؟ چگونه کار می کند؟
ما همیشه هواپیماهای بدون سرنشین خود را در ایالات متحده ساخته ایم. ما این کار را در سالهای 2016 و 2017 زمانی که مردم فکر میکردند واقعاً دیوانه است، شروع کردیم. ما در روزهای اول سرمایهگذارانی داشتیم که میآمدند و روی ما دقت میکردند، یک خط تولید را میدیدند، و اساساً خط تولید را میکشیدند، "بچهها چه کار میکنید؟ من از اینجا بیرون هستم." عقل متعارف در سیلیکون ولی در سال 2014 این بود، یکی، احتمالا سخت افزار کار نکنید، و دوم، اگر می خواهید سخت افزار کار کنید، قطعا آن را به چین برون سپاری کنید.
این راهی نیست که ما رفتیم. راستش را بخواهید، ما در اصل به دلایل ژئوپلیتیکی آن را پایین نیاوردیم. ما به دلایل عملی مسیر تولید ایالات متحده را طی کردیم، زیرا دستگاههای هوافضا، مهندسی و ساخت آنها به شدت به هم متصل شدهاند، و فکر میکنم انجام هر دو در کنار هم به شما امکان میدهد سریعتر محصولات بهتری بسازید.
اکنون، این امر به یک ضرورت استراتژیک حیاتی برای امنیت ملی، و یک مزیت استراتژیک حیاتی برای ما و تجربه یک دهه ای که در ساخت این چیزها در ایالات متحده داریم، تبدیل شده است، زیرا ساخت و ساز سخت است. سخت افزار سخت است. تولید قطعا سخت است. راه اندازی یک کارخانه و ادغام زنجیره تامین محصول شما در کارخانه خودتان یک تلاش بسیار پیچیده و کثیف است و ما اکنون در آن بسیار خوب هستیم.
دیدم که شما در "کلاس جهانی" کلید خوردید. من فکر نمی کنم ما هنوز یک لباس تولیدی در سطح جهانی باشیم. این یک ارزیابی صریح است. من فکر میکنم چین هنوز در تولید پهپاد از ما بهتر است، اما فکر میکنم ما خیلی خوب هستیم. من فکر نمیکنم هیچ قانون فیزیک وجود داشته باشد که بگوید شما نمیتوانید در ایالات متحده یک تولیدکننده هواپیمای بدون سرنشین در سطح جهانی باشید، و ما این کار را انجام خواهیم داد. ما روی هر سیستم سختافزاری و نرمافزاری و افرادی که نیاز داریم سرمایهگذاری میکنیم تا بزرگترین کارخانه تولید هواپیماهای بدون سرنشین جهان را در اینجا در ایالات متحده داشته باشیم.
بگذارید در مورد آن از شما بپرسم. این ایده که میتوانید در ایالات متحده یک تولیدکننده هواپیماهای بدون سرنشین در سطح جهانی باشید، از یک جهت، جاهطلبی درستی برای شرکتی است که پهپاد تولید میکند، اما این ایده نیز نسبتاً محدود است. اپل به تازگی 50 ساله شده است. ما در مورد 50 سالگی اپل یکسری پوشش خبری انجام دادیم. بخش بزرگی از این داستان این است که این شرکت در زنجیره تامین در چین ایستادگی کرد و اکنون مجموعه عظیمی از فروشندگان، شرکای تولیدی پیشرفته و تامین کنندگان قطعات وجود دارد.
شما در مورد تاریخچه پهپادها صحبت کردید. چرا IMU ها و ریزپردازنده های ارزان در سراسر چین وجود دارد؟ خوب، به این دلیل است که اپل زنجیره تامین گوشیهای هوشمند را ساخته است و ما میتوانیم مجموعهای از چیزها را از باتریهای لیتیوم یونی و IMUهای ارزانقیمت بسازیم. ما اینجا آن را نداریم.
حدس میزنم فقط میپرسم شما می توانید یک تولید کننده هواپیماهای بدون سرنشین در سطح جهانی باشید، اما اکوسیستمی که به شما اجازه انجام این کار را می دهد در اینجا وجود ندارد. آیا به آن اکوسیستم نیاز دارید یا راهی برای انجام همه این کارها به تنهایی پیدا کرده اید؟
من 100 درصد با شما موافقم پهپادها از بسیاری جهات ترکیبی از لوازم الکترونیکی مصرفی با کوادکوپترهای سرگرم کننده هستند و از نظر تاریخی، تمام وسایل الکترونیکی مصرفی در چین ساخته شده اند.
بنابراین، من در اینجا چند مورد را می گویم. اول، من فکر نمیکنم هیچ قانونی از فیزیک وجود داشته باشد که بگوید ما نمیتوانیم یک اکوسیستم تولید سختافزار در مقیاس جهانی و لوازم الکترونیکی مصرفی در سطح جهانی در اینجا در ایالات متحده داشته باشیم. شاید دنیای جایگزینی وجود داشته باشد که در آن تصمیمات کمی متفاوت یا چند تصمیم در اینجا یا آنجا، خلیج شرقی و منطقه خلیج سانفرانسیسکو چیزی شبیه به شنژن، چین باشد. من فکر میکنم که این غنای سختافزاری در ایالات متحده نیست. این خلافها همیشه سخت هستند، اما فکر نمیکنم قاعدهای در فیزیک وجود داشته باشد که بگوید اینطور نیست.
بنابراین، ما روی هواپیماهای بدون سرنشین تمرکز کردهایم، و روی انجام کارهای عالی با هواپیماهای بدون سرنشین تمرکز کردهایم. من حرکت گسترده تری را برای ساختن چیزهای بیشتر و بیشتر در ایالات متحده می بینم. من فکر می کنم برخی از اینها ناشی از سیاست است. من فکر میکنم که بخشی از آن ناشی از فرصتهای سرمایهداری است، و همه اینها خوب است. بله، ما همچنان از قطعاتی استفاده میکنیم که از تایوان، ژاپن، کره و غیره میآیند. با گذشت زمان، فکر میکنم تعداد بیشتری از آنها احتمالاً در ایالات متحده ساخته میشوند، اما من بیشترین دید و اعتماد را به قطعه پهپاد دارم. ما قطعاً می توانیم این کار را در سطح جهانی در ایالات متحده انجام دهیم.
آیا در حال حاضر قطعات چینی در پهپادهای Skydio وجود دارد؟
خیلی خیلی خیلی خیلی کم. بنابراین ما تمایز بزرگی داشتیم که حدود یک سال و نیم پیش توسط دولت چین تحریم شدیم. می دانستیم که ریسک چین را داریم. ما کارهای زیادی برای خارج کردن زنجیره تامین خود از چین انجام داده بودیم و وابستگی بزرگ باقیمانده ما باتری ها بود که عمومی بود. خوشبختانه ما منبع مناسبی از باتریها را در اختیار داشتیم، اما مجبور شدیم زنجیره تامین جدیدی را برای باتریهای مستقل از چین در مدت کوتاهی ایجاد کنیم. در این مرحله، تمام وابستگی های سطح اول از بین می روند. هر کسی که میگوید هیچ محتوای چینی در چیزی که میسازد ندارد، خود را فریب میدهد، زیرا ردیابی به سطح دوم و سوم بسیار سخت است. اما همه اجزای حیاتی ما، همه چیزهای وابستگی سطح اول، خارج از چین هستند.
منظور خود را از "وابستگی سطح اول" توضیح دهید.
تامینکنندگانی که مستقیماً برای خرید ماژول دوربین، حسگر موجود در آن، پردازنده، برد مدار، فلزات و پلاستیکها با آنها کار میکنیم، و تا جایی که میتوانیم، تامینکنندگانی که با آنها کار میکنند. اما نمی توان با اطمینان 100 درصد در مورد مواردی مانند برخی از اجزای غیرفعال روی برد مدار یا موادی که در یک چیز خاص استفاده می شود، گفت.
دلیل اینکه دولت چین Skydio را تحریم کرد این بود که دولت ایالات متحده در تلاش بود DJI را از کشور بیرون کند. FCC در دسامبر گذشته هواپیماهای بدون سرنشین خارجی را ممنوع کرد. اساساً از سال 2020 در مورد انجام آن نگران کننده بود. آیا می دانید چرا FCC هواپیماهای بدون سرنشین DJI را ممنوع کرده است؟
بنابراین دلیل اعلام شده چین برای تحریم Skydio این بود که ما هواپیماهای بدون سرنشین به تایوان فروختیم.
مطمئنا
خوشحالم که دلیل واقعی احتمالی را درک کردید. من فکر می کنم دلیل واقعی، همانطور که شما بیان کردید، این است که ما با DJI رقابت می کنیم و دولت ایالات متحده اقداماتی را علیه DJI انجام داده است، بنابراین فکر می کنم این اقدام تلافی جویانه بود.
من دقیقاً نمیدانم پاسخ درست چیست، اما فکر میکنم در این مرحله کاملاً واضح و بحثبرانگیز است که بسته به فناوری چین و صنایع مهم، خطرات زیادی با آن همراه است. و این شامل دسته های مختلف می شود. ما این را در تراشه ها، در مواد خام مانند فولاد و آهن ربا و ماشین ها دیده ایم. هواپیماهای بدون سرنشین بخشی از این رقابت گسترده ژئوپلیتیکی هستند که واقعاً رقابت فناوری است.
با توجه به هواپیماهای بدون سرنشین، فکر نمیکنم یک چشمانداز یکنواخت باشد. پهپادهای مورد استفاده ارتش ما احتمالاً حساس ترین هستند. خرید آن از چین به وضوح ایده وحشتناکی به نظر می رسد. من استدلال میکنم که داشتن پهپادهایی که در اسکلههای مستقر در شهرهای ایالات متحده و در زیرساختهای حیاتی که سرورهای چینی را به خانه میرسانند، ایده خوبی به نظر نمیرسد.
بحث برانگیزترین مورد این احتمالاً مربوط به پهپادهای مصرفی است. اکنون در آن بازار ناامیدی وجود دارد زیرا افرادی که از این پهپادهای ارزان قیمت و بسیار توانمند چینی استفاده میکنند، اکنون در دسترسی به آنها با مشکل مواجه هستند. اما من فکر می کنم که مخاطرات امنیت ملی حتی در آنجا کاملاً واقعی است. اگر به پهپادهایی که اوکراینیها و روسها استفاده میکنند نگاه کنید، میراث مصرفکننده مستقیم زیادی در آنجا وجود دارد، و زنجیره تامینی که به پهپادهای مصرفی میرود، با زنجیره تامینی که به پهپادهای نظامی یا سازمانی میرود بسیار نزدیک است. بنابراین، تفکیک کامل آن چیزها دشوار است. در نهایت، این همان چیزی است که اقدامات سیاستی - که اتفاقاً هر دو دولت را در برگرفته است و من فکر میکنم نسبتاً دو حزبی هستند - هدفشان است.
یک زنجیره تامین و سپس فرمان و کنترل نرم افزار وجود دارد. بعید به نظر می رسد که دولت چین قصد دارد DJI Mavic Air من را بگیرد، آن را از طرف من به آسمان بفرستد، و سپس با آن کار بدی انجام دهد. بنابراین، آیا پهپاد مصرف کننده واقعی یک خطر است یا این واقعیت است که در نقطه ای به اینترنت متصل می شود؟
باز هم فکر می کنم غیر یکنواخت است. در داستان های مختلف متفاوت است. من فکر میکنم مانند یک هواپیمای بدون سرنشین ایستگاه اتصال مستقل متصل به شبکه در یک نیروگاه هستهای که چین را خانه میخواند-
آره به نظر بد میاد من فقط در بازار مصرف می گویم -
بنابراین، من فکر می کنم که این مانند یک خطر مستقیم در معرض امنیت سایبری است. در سمت مصرف کننده، بیشتر در مورد اهرم زنجیره تامین است. من فکر نمیکنم کسی با بیرون رفتن و خرید یک پهپاد مصرفکننده چینی کار اشتباهی انجام داده باشد. اما از نظر اقتصادی، این اساساً از یک پیمانکار دفاعی چینی حمایت میکند و به آن کمک میکند تا فناوری و توان اقتصادی خود را تقویت کند، و این در مجموع واقعاً اهمیت دارد. باز هم میتوانید در مورد اینکه پاسخ درست به آن چیست بحث کنید، اما نمیتوانید انکار کنید که حمایت از شرکتهای هواپیماهای بدون سرنشین چینی به نفع منافع ملی ما نیست.
ما مخاطبان مصرف کننده زیادی داریم. آنها احساسات زیادی در مورد روش های مختلف حمایت از پیمانکاران دفاعی دارند. Skydio اکنون یک پیمانکار دفاعی است. حتی وب سایت شما مستقیماً با برنامه های نظامی صحبت می کند. شما ساخت پهپادهای مصرفی را در سال 2023 متوقف کردید. فکر می کنم اولین پهپاد سازمانی شما در سال 2020 بود.
من همیشه کنجکاو بودهام، آیا به این دلیل بود که هزینه ساخت محصول در ایالات متحده آنقدر بالا بود که نمیتوانستید در سطح مصرفکننده رقابت کنید، و راحتتر - یا به نوعی سودآورتر - دنبال قراردادهای سازمانی و دولتی بود؟
این احتمالاً یکی از پیامدترین و دشوارترین تصمیماتی بود که ما به عنوان یک شرکت گرفتیم. تا حد زیادی سخت بود زیرا من شخصاً فکر میکردم که محصول مصرفی فوقالعاده است و کارهایی را که مشتریان ما با آنها انجام میدادند دوست داشتم. واقعاً ناشی از این واقعیت بود که ما هنوز یک شرکت بسیار کوچک بودیم، و همیشه این مبادله بین تمرکز و ارائه خدمات به مشتریان مختلف به روشهای مختلف وجود دارد. احساس نمی کردم که بتوانیم در هر دو عالی باشیم. فکر نمیکردم در ادامه ساختن بهترین محصولات مصرفی برای انواع کارهایی که انجام میدادیم، در حالی که دریابیم چگونه به مشتریان سازمانی و دولتی خدمت کنیم، عالی باشیم.
ترکیبی از عوامل بود. صادقانه بگویم، بزرگترین فرصت تاثیرگذاری بود که با مشتریان سازمانی و دولتی دیدیم. زمانی که در سال 2014 شروع به کار کردیم، این بازارها وجود نداشتند. چیزهای سازمانی همیشه بخشی از چشم انداز بلندمدت ما بود، اما هیچ کس واقعاً در سال 2014 کاری با این چیزها انجام نداد. بنابراین در ابتدا، ایده این بود که ما این محصولات مصرفی را بسازیم. احتمالاً بازار مصرف ابتدا و سریعتر توسعه مییابد، و سپس پلتفرم فناوری که در اختیار داریم، ما را قادر میسازد تا کارهای دیگری انجام دهیم.
فکر می کنم در آن زمان فکر می کردیم که می توانیم همه این کارها را انجام دهیم. در عمل، برای من این احساس را داشت که وقتی به آنجا رسیدیم باید انتخاب کنیم. اما واقعاً برای تمدن ما و مشتریانی که به آنها خدمات می دهیم، کار نجات دهنده و کارآمد است. بله، به نظر می رسید که یک فرصت تجاری خوب در آنجا وجود دارد، اما در آن زمان، بازارها اساساً در صفر بودند. بنابراین، واضح نبود. من و بسیاری از ما در شرکت به پتانسیل تأثیرگذاری و اعتقاد به این که یک تجارت عالی باید ساخته شود جذب شدیم. X10 که من قبلا با لپ تاپ شما پرواز کردم، قیمت آن چقدر است؟
این بستگی به پیکربندی دارد و اینکه آیا در یک داک است یا نه. به عنوان یک سیستم مستقل بدون هیچ یک از نرم افزارهای ابری مرتبط و بسته حسگر پیشرفته، احتمالا چیزی حدود 15000 دلار است. اما این به طور قابل توجهی بیشتر با یک داک و هر چیزی که با آن مرتبط است است.
من در اینجا خطی دارم که می گوید اگر نرم افزار ابری و سپس هزینه عملیاتی را داشته باشید، هر پهپاد 25000 دلار در سال است.
مطمئناً برخی از تنظیمات وجود دارد که اینگونه هستند. بسته به کاری که می خواهید با آن انجام دهید و سخت افزار و نرم افزاری که دریافت می کنید، گزینه های مختلفی وجود دارد.
ما با بسیاری از متخصصان هواپیماهای بدون سرنشین، آتشنشانها و سازمانهای آتشنشانی داوطلب صحبت کردهایم و ترس آنها این است که هیچ پهپاد ارزان قیمتی برای انجام کارهایی که آنها انجام میدادند وجود نداشته باشد. من فقط نقل قول را در اینجا برای شما می خوانم. "اولین پاسخ دهندگان در بیشتر موارد از پهپادهای مصرفی استفاده می کنند. بسیاری از سازمان های آتش نشانی در جستجو و نجات، آنها داوطلبانی با بودجه اندک هستند. آنها نمی توانند 50000 دلار برای برنامه Skydio خرج کنند. آنها یک مشت پهپاد ارزان قیمت DJI را هدیه می دهند و این برای نجات جان مردم به اندازه کافی خوب است."
اگر تا حد امکان گستاخ و بیرحمانه رفتار میکردم، میگفتم دولت ایالات متحده - مهم نیست کدام رئیسجمهور - به شما هدیه داده است. آنها رقابت ارزان و مخرب شما را که به اندازه کافی جایگزین خوبی برای محصولات مصرفی بود، از بین برده اند و اکنون، شما این فرصت را دارید که برنامه های Skydio 50000 دلاری را به اولین پاسخ دهندگانی که هیچ گزینه دیگری ندارند بفروشید. آیا می توانید ارزان تر بگیرید؟ آیا می توانید با آن مقابله کنید؟
من فکر می کنم دو قطعه از این وجود دارد. یکی این است که بله قطعاً می توانیم. R10، پهپاد داخلی ما، 6000 دلار برای سخت افزار هزینه دارد که شامل کنترلر و پهپاد می شود. قابلیت باورنکردنی در آنجا وجود دارد که فکر نمیکنم با هیچ قیمت دیگری بتوانید آن را دریافت کنید. مردم طعمهای دیگری از پهپادهای داخلی را میسازند که دهها هزار دلار قیمت دارند که از R10 پیشی گرفتهاند. هر چه بیشتر مقیاس را افزایش دهیم، هزینه های کمتری را می توانیم با محصولات خود به دست آوریم. اما من معتقدم که بیشترین تأثیر در اکثر سناریوها - و من فکر می کنم که داده ها اکنون این را نشان می دهند - از پهپادهای پیشرفته تر، مبتنی بر اسکله و کنترل از راه دور می آید. این را می توانید در داده ها ببینید. ما ناوگان های دستی داریم، ناوگان اسکله ای داریم. پهپادهای مبتنی بر اسکله 5 تا 10 برابر سریعتر پرواز می کنند، دقیقاً به همان روشی که یک سرور ابری به طور کامل بارگذاری می شود حتی اگر یک رایانه رومیزی بدون استفاده در خانه بنشیند. هنگامی که آن چیز برای هدایت از طریق نرم افزار در دسترس باشد، کارهای بیشتری می توانید با آن انجام دهید.
ما در سال گذشته رودررو با DJI در جهان مبتنی بر اسکله رقابت کردهایم و با این توانایی رودررو پیروز شدهایم. آژانسهای زیادی وجود دارند که به Skydio بدبین بودند و دوست داشتند پهپادهای چینی خود را به پرواز درآورند. آنها این 911 پاسخ را با هواپیماهای بدون سرنشین انجام می دادند و به اندازه کافی ذهن باز داشتند تا سیستم ما را آزمایش کنند، و به شما خواهند گفت که بهتر است. استقلال و ادغام آنها را قادر می سازد تا کارهای بیشتر، بهتر و سریعتر انجام دهند. در نهایت، من فکر می کنم رسیدن به آن مقیاس عظیم بالاترین مسیر تاثیرگذاری ما خواهد بود.
به عنوان مثال، محصول F10، که پهپاد بال ثابت ما است، چیزی شبیه به شعاع پوشش 50 مایلی از ایستگاه داکینگ خود خواهد داشت. وقتی به مناطق کم جمعیتی فکر می کنید که ممکن است فقط یک آتش نشانی داوطلب وجود داشته باشد، اینکه بتوانید روی یک دکمه روی نقشه کلیک کنید و 10 دقیقه بعد F10 نشان داده شود، 30 مایلی از ایستگاه لنگرگاه آن یک قابلیت نجات جان است. نمی توان گفت که کارهای بزرگی با پهپادهای مصرفی در دست آتش نشانان داوطلب انجام نشده است، اما وقتی به بهترین راه حل ممکن در اینجا فکر می کنم، فکر می کنم این یک F10 بد و اسکله است که با سرعت 100 مایل در ساعت زیپ می شود و می تواند هزاران مایل مربع را پوشش دهد.
موافقم فکر می کنم فقط روی هزینه تمرکز کرده ام، درست است؟ آنها پهپادهای مصرفی 800 دلاری می خریدند، نه...
بنابراین در مورد هزینه، من فکر می کنم مجوز هزینه برای F10 بسیار پایین تر خواهد بود اگر تجزیه و تحلیل کاملاً متعادلی از آنچه برای فرد برای رفتن به آنجا و پرواز با آن لازم است و میزان آموزش شامل کلیک کردن روی یک دکمه روی نقشه و نمایش F10 مبتنی بر داک انجام دهید. قرار نیست همه این پاسخ را دوست داشته باشند، اما من فکر می کنم که اساساً در اکثر سناریوها درست است.
خوشحالم که شما به جلسه ای مانند جلسه شورای شهر در زادگاه من، راسین، ویسکانسین، و مجوز هزینه مسابقه بروید، زیرا هزینه اولیه بسیار زیاد است. این چیزی است که من به آن می رسم. یک رقیب رده پایین وجود داشت و به تازگی حذف شده است. ما به دنبال سایر شرکتهای پهپاد مصرفی ایالات متحده رفتهایم، و به نظر نمیرسد هیچ کدام وجود نداشته باشد. شاید مقایسه بهتر در اینجا صنعت خودرو باشد. جیم فارلی، مدیر عامل فورد، که در این نمایشگاه حضور داشته، دوست دارد در مورد اینکه خودروهای BYD چقدر بهتر هستند صحبت کند. او همیشه میگوید: "مرد، اینها اینجا هستند."
این یه جور هک اوست
آره خوبه او در آن خیلی خوب شده است. تمرین عالی است و دولت ایالات متحده به طور مستقیم از صنعت خودروی ما در برابر این رقابت محافظت می کند. اینفلوئنسرهای خودرو میگویند: «ای مرد، این ماشینها بهتر از ماشینهای ما هستند.» آیا نگران این هستید که از آن رقابت جدا شده اید؟
من فکر می کنم که تنها راه حل پایدار دراز مدت ساخت بهترین پهپادها در اینجا در ایالات متحده است. راستش، من واقعاً برایم مهم نیست که آیا هواپیماهای بدون سرنشین چینی از نقطه نظر توسعه محصول مجاز به ورود به بازار هستند. ما به ارتش آمریکا خدمت می کنیم. ما به طور قطع می دانیم که دشمنان ما از پهپادهای چینی در درگیری استفاده خواهند کرد. اگر میخواهیم نیروهای ما بهترین قابلیتها را داشته باشند، چیزهایی که از چین بیرون میآیند رقابت مربوطه است. این استانداردی است که ما از نظر سخت افزاری به آن پایبند هستیم، خواه در بازار باشند یا نباشند.
میتوانم با اطمینان کامل بگویم که در این دنیای جدید، دنیای پهپادها بهعنوان زیرساختی که هوش مصنوعی و خودمختاری در آن نقش محوری دارند، ادغام این موارد با هم در راهحلهای انتها به انتها، دستور برندهای است که برای مشتریان بسیار ارزشمند است. فکر می کنم... فکر نکن، می دانم که ما بهترین راه حل ها را در آن فضا داریم، و شما می توانید با مشتریانی که از هر دو استفاده کرده اند صحبت کنید و این را به شما خواهند گفت. در آن دنیا ما دست بالا را داریم. در دنیای پروازهای دستی که پهپادها بیشتر دستی هستند و فشار بیشتری روی قیمت وجود دارد، چین دست بالا را دارد. خوشبختانه برای ما به عنوان یک شرکت و یک کشور، من فکر می کنم که بیشتر به سمت دنیای خودمختار از راه دور پیش می رویم. من هنوز فکر می کنم که چه اجازه ورود به بازار داشته باشند یا نه، این نقطه رقابتی است که ما می خواهیم خود را در آن نگه داریم.
بدیهی است که ایالات متحده تنها یک بازار است. بازار اروپا بسیار بزرگ است و چه کسی می داند که با ناتو چه اتفاقی خواهد افتاد. فشار زیادی روی نوع قراردادهایی که می خواهید انجام دهید وجود دارد. همانطور که به بازارهای مختلف در سراسر جهان می روید و با DJI رقابت می کنید، آیا همانطور که شما می گویید برنده قیمت هستند؟ آیا در ویژگی ها برنده هستید؟ تعادل چیست؟
این یک داستان کمی متفاوت در بازارهای مختلف برای مشتریان مختلف است که به چیزهای مختلف اهمیت می دهند. بیشتر تجارت ما هنوز اینجا در ایالات متحده است، اما اکنون در کانادا کار می کنیم. ما در ژاپن فعالیت می کنیم. ما به رقابت رو در رو با موفقیت بر روی قدرت راه حل های خودکار یکپارچه ای که می توانیم ارائه دهیم، ادامه خواهیم داد. و همانطور که بزرگتر می شویم، در تولید سخت افزار بیشتر با هزینه کمتر بهتر و بهتر می شویم، که ما را قادر می سازد تا به بازارهای بیشتر و بیشتری خدمت کنیم.
آیا قصد دارید تمام تولیدات را اینجا در ایالات متحده حفظ کنید؟
این برنامه است، بله. ما دو برابر می کنیم ما اعلام کردیم که 3.5 میلیارد دلار طی پنج سال آینده در ایالات متحده برای تولید خود با تامین کنندگان داخلی برای عملیات داخلی خود هزینه می کنیم. ما در حال گرفتن یک کارخانه غول پیکر جدید هستیم. ما همه وارد هستیم من فکر می کنم که ما در حال حاضر یکی از نمونه های پیشرو در تولید واقعی ایالات متحده هستیم که در مقیاس قابل توجهی کار می کند، اما تجهیزات بسیار بیشتری وجود دارد که می توانیم پیدا کنیم.
تولید واقعی ایالات متحده در مقیاس قابل توجهی کار می کند. شما 1000 کارمند دارید. چه مقدار از تولید شما خودکار است؟ همانطور که در تولید سرمایه گذاری می کنید، چند نفر را در مقابل میزان اتوماسیون استخدام خواهید کرد؟
اتوماسیون قطعا بخش کلیدی داستان است. R10، محصولی که به تازگی راه اندازی کرده ایم، خودکارترین محصولی است که از نقطه نظر تولید ساخته ایم. ما در آنجا در اتوماسیون بیش از حد سرمایه گذاری کردیم زیرا می خواستیم بسیاری از تکنیک های جدید را توسعه و آزمایش کنیم. بنابراین، اتوماسیون یک قطعه کلیدی آن خواهد بود، اما همیشه کارهای زیادی در راه اندازی یک کارخانه، راه اندازی شرکت، و تحویل و نصب این چیزها برای مشتریان وجود دارد.
من فقط به تیم کوک معروف فکر می کنم که می گوید: "من نمی توانستم این سالن رقص را با تولید، مدیریت مهندسی پر کنم و در چین می توانم مانند چندین زمین فوتبال را پر کنم." آیا پایگاه استعدادی برای شما داریم که کاری را که می گویید انجام دهید؟
خوب، من فکر می کنم که این چیزها زمان می برد. من فکر نمیکنم شما یک شبه پایگاه استعداد و اکوسیستمی را که در چین وجود دارد ایجاد کنید، اما صفر نیست. ببینید، تسلا اعتبار زیادی در اینجا دریافت می کند. کارخانه هایی را در مقیاس بزرگ ساخته و راه اندازی کرده است. در این منطقه، ما تعداد زیادی از فارغ التحصیلان تسلا داریم که در Skydio کار می کنند. در واقع خیلی بیشتر از آن چیزی است که مردم تصور می کنند. بسیاری از سرورهای سازمانی پیشرفته و چیزهایی از این نوع در منطقه خلیج ساخته شده اند. بنابراین، پایگاه استعدادها بزرگتر از آن چیزی است که من فکر میکنم اکثر مردم میدانند، و اکنون حرکت زیادی پشت آن وجود دارد.
به راحتی می توان به جهان امروز نگاه کرد و گفت: "بله، چین اکوسیستم غنی تری دارد. اتفاقات بیشتری در آنجا رخ می دهد." اما من فکر نمی کنم که باید اینطور باشد. به عنوان یک شرکت، ما در واقع یک پایه عالی داریم. این چیزها در نهایت تقاضا رانده می شوند. اگر نیاز به ساخت پهپادهای بیشتر و بیشتری وجود داشته باشد، این شرایط را برای افراد بیشتری ایجاد میکند تا وارد آن شوند و در آن عالی باشند. ما می بینیم که درست جلوی چشمانمان اتفاق می افتد.
من می خواهم با صحبت در مورد هوش مصنوعی و استقلال در اینجا پایان دهم. نیاز به یک دولت و پیمانکار دفاعی برای ساخت هر چه بیشتر پهپادها، که می بینیم در مقابل چشمان ما اتفاق می افتد، باعث می شود بسیاری از مخاطبان ما احساسات بسیار خاصی در مورد اینکه این پهپادها برای چه کاری هستند، چه کسی تصمیم می گیرد و آیا نظری در این مورد دارند، داشته باشند. دمویی که با شما دیدم خیلی باحال بود. یک موقعیت اضطراری در جایی وجود دارد، پهپاد از اسکله بلند می شود، به سمت آن پرواز می کند و به اولین پاسخ دهندگان کمک می کند هر کاری که می خواهند انجام دهند. طرف دیگر این است که ایدههای نظارتی زیادی در آن وجود دارد.
با اضافه کردن استقلال بیشتر و بیشتر به پهپادها، پسر، ایدههای زیادی در مورد اینکه چه کسی چه تصمیمی میگیرد وجود دارد، به خصوص اگر پهپادها دارای قابلیتهای کشنده باشند. دیدگاه شما در آنجا چیست؟ چگونه خطوط را ترسیم می کنید؟
دو مورد وجود دارد که شما به نوعی به آنها اشاره کردید و ما می توانیم در مورد هر یک از آنها صحبت کنیم. استفاده نظامی از محصولات وجود دارد، جایی که ما در یک مسابقه فناوری با چین هستیم. من قویاً معتقدم که ما میخواهیم نیروهایمان توانایی رهبری جهان را داشته باشند. فکر می کنم دنیا بهتر است. من مطمئناً فکر می کنم وضعیت ایالات متحده بهتر است. اگر اینطور باشد، ارتش ما در نهایت در قبال افراد منتخب دموکراتیک که به دنبال آن هستند پاسخگو است. آنها بحث برانگیز هستند بدیهی است که همه موافق نیستند، اما یک روند دموکراتیک در جریان است.
طرف دیگر آن با امنیت عمومی و اجرای قانون است که در آن محصولات تأثیر باورنکردنی دارند. من در واقع فکر می کنم اگر به شفافیت و مسئولیت پذیری در پلیس اهمیت می دهید، تصور ابزاری بهتر از پهپاد دشوار است. این مانند یک دوربین بدنه پرنده است. این شواهد ویدئویی عینی و مستند از همه چیزهایی که اتفاق افتاده است را ارائه می دهد و بسیار محدود و دقیق است. این یک شهر را با دوربین هایی که به طور منفعل جمع آوری می کنند پوشانده نمی شود. در جایی که میدانید یک وضعیت اضطراری وجود دارد پاسخ میدهد و اطلاعات بسیار محدودی را فقط در آن سناریو برای رسیدن به نتایج بهتر ارائه میکند.
بنابراین، من فکر می کنم که قطعاً نگرانی ها و سؤالات قانونی در مورد این چیزها وجود دارد. اما یکی از چیزهایی که من آموختهام و واقعاً از آن شگفتزده شدهام، سطح پاسخگویی مستقیمی است که امروزه در مجریان قانون ایالتی و محلی وجود دارد. تمام قراردادهایی که با مشتریان پلیس بستهایم باید توسط شورای شهر تایید شود و این باعث میشود که سازمان پلیس و ما به عنوان یک شرکت هر کاری که میتوانیم انجام دهیم تا آن را به یک پیروزی آشکار برای جامعه تبدیل کنیم. ما یک ویژگی داریم که آن را داشبورد شفافیت مینامیم که انتشار پروازی که انجام میدهند را برای آژانسها آسان میکند تا بتوانند یک رکورد عمومی از همه پروازهایی که انجام دادهاند، جایی که هواپیمای بدون سرنشین رفته، به چه چیزی پاسخ میدهد، مسیر حرکتش در طول مسیر و آنچه دوربین به آن نگاه کرده است، ایجاد کنند. ما ویدیو را منتشر نمی کنیم، اما می توانید رد پای دوربین را روی زمین ببینید. بنابراین، هر شهروندی می تواند برود و به آن نگاه کند و ببیند که آژانس آنها چه می کند.
این مثالی است که در آن فناوری فقط یک برد مستقیم است. در معاوضه بین پلیس بهتر با نتایج بهتر و حفاظت از آزادیهای مدنی و شفافیت، به نظر من هواپیماهای بدون سرنشین نمونهای از فناوری هستند که اساساً این منحنی را به سمت بهتر حرکت میدهند تا بتوانید نتایج بهتری دریافت کنید و در عین حال از حریم خصوصی و شفافیت محافظت کنید.
آره
من فکر می کنم مسیری که فضا در آن قرار دارد این را ثابت می کند. من پنج سال پیش نگران بودم که مخالفت عمومی یکی از موانع بزرگ برای پذیرش باشد، حتی اگر میدانستیم تأثیر آن قوی است و ما فقط آن را ندیدهایم. ما اغلب جوامعی را دیدهایم که از اداره پلیس محلی خود درخواست میکنند تا از آن استفاده کند. داستان ها برای خود صحبت می کنند. ویدیوهایی از یافتن افراد گمشده یا کاهش تنش یک موقعیت خطرناک وجود دارد که در آن واضح است که بدون پهپاد نتیجه متفاوتی داشتید. من فکر می کنم وقتی مردم آن را می بینند، تمایل به دریافت آن دارند.
میتوانم بگویم خبر خوب برای افرادی که در اینجا سؤال یا نگرانی دارند، این است که فرآیندهای دموکراتیک وجود دارد. اگر Skydio در شهر شما در نظر گرفته میشود، میتوانید به جلسه شورای شهر بروید، میتوانید ببینید که بحث چگونه است، و میتوانید صحبت کنید، و به نظر من این سالم است. هر جامعه ای در نهایت باید برای خودش تصمیم بگیرد.
من میدانم که چرا میخواهید برنامههای نظامی و پلیسی را از هم جدا کنید، و من زیاد در این مورد معطل نمیکنم. من فکر می کنم برای بسیاری از مردم ایالات متحده، نیروهای پلیس آنها نظامی شده تر به نظر می رسند یا رئیس جمهور ارتش را در شهر آنها مستقر کرده است. این ایده که نظارت فراگیر با پشتیبانی از چیزی که احساس نظامی می کند وجود خواهد داشت، قطعا امروز واقعی تر از 10 سال پیش است. مردم این ایده را دوست ندارند که نظارت فراگیر یا پلیس پیشگیرانه توسط دوربینها، حسگرها، یا شما چه چیزهایی فعال میشود، و آنها احساس اختیار نمیکنند، درست است؟
بنابراین، با گفتن اینکه میتوانید به شورای شهر بروید و از شر Skydio خلاص شوید، وقتی منافع گل آلودی وجود دارد که Skydio را به جلو سوق میدهد... فکر میکنم با Skydio در لاسوگاس مناقشهای وجود داشت، درست است؟ در مورد آن چه احساسی دارید؟ آیا احساس میکنید که مردم واقعاً نمایندگی کافی دارند، یا این فقط راهی است که میتوانید بگویید: "ببین، شهر شما آن را میخرد، ما فقط فروشنده هستیم؟"
نگاه کنید، بخشی از زندگی در یک دموکراسی این است که همه موافق نیستند، اما من یک مثال غیر اسکایدیو برای شما میآورم. بنابراین، ممکن است شرکتی با Flock Safety آشنا باشد که دوربینهای پلاکخوان خودکار را به عنوان کسبوکار اصلی خود میسازد، که نوعی فناوری کاملاً متفاوت است. این اساساً یک مجموعه غیرفعال است که همیشه فعال است. ارزش آن ایجاد یک پایگاه داده از هر خودرو و جایی است که بوده است. مدل کسب و کار به اشتراک گذاری آن داده ها تا حد امکان گسترده تر می شود. علاوه بر این، این شرکت سابقه خوبی از آنچه که به طور عمومی با آنچه که در واقع با آن دادهها اتفاق میافتد مطابقت دارد، ندارد، و مقدار زیادی مخالفت علیه آن وجود دارد. من فکر می کنم برخی از آن ممکن است اشتباه باشد. من فکر می کنم که این شرکت در برخی از آن ها سوء استفاده کرده است. برخی از آن به نگرانی در مورد فناوری اصلی مربوط می شود. اما به دلیل این عقبنشینی، قراردادها در شورای شهر مورد بحث قرار میگیرند و در بسیاری از مکانها حذف میشوند یا با چیز دیگری جایگزین میشوند.
باز هم من نمی دانم پاسخ درست چیست. احتمالاً برای جوامع مختلف متفاوت است، اما نمونهای از فرآیندی است که در آن جوامع باید تصمیم بگیرند. به ناچار نگرانی هایی وجود خواهد داشت. دیدگاه شخصی من این است که حتی خشن ترین منتقدان نیز ارزشمند هستند زیرا بخشی از مکانیسم پاسخگویی ما است. ما می بینیم که مردم در مورد چه چیزی نگران هستند و چه چیزی را دوست ندارند. حتی اگر در نهایت در یک جامعه مستقر شود، دیدن نگرانیها و پرسیدن سؤالات سخت ارزشمند است، زیرا در برخی موارد نحوه تفکر ما را در مورد توسعه محصول تغییر میدهد و برای رفع آن چه کاری میتوانیم انجام دهیم.
وقتی به Flock فکر می کنید، به طور خاص چه تغییراتی ایجاد کرده اید؟
خوب، این در پاسخ به Flock نیست. داشبورد شفافیت تا حد زیادی به صورت داخلی هدایت می شد. کار خوبی به نظر می رسید، اما بسیاری از ویژگی های خاص بر اساس نگرانی های مطرح شده تکرار شده و بهبود یافته است. من کمی آن را ناشناس میکنم، اما موردی وجود داشت که زنی میترسید که آژانس پلیسی که یکی از پهپادهای ما را به پرواز در میآورد ممکن است او را در ملک شخصیاش نگاه کرده باشد. آنها نبودند. بنابراین، ما داشبورد شفافیت را بهبود دادیم تا ردپای دوربین را روی زمین نشان دهد تا او بتواند برود و مطمئن شود که آنها نیستند.
چگونه آن را تأیید می کنید؟ اگر شهروند هستید، می گویید: "مرد، من آن پهپاد را در حال پرواز می بینم. آنها بزرگ هستند. آنها پر سر و صدا هستند." من کلیپهای TikTok زیادی دیدهام از افرادی که متوجه نصب جعبهها روی پشت بامها شدهاند و تئوریهای توطئه شکوفا شدهاند، درست است؟ می توانید بگویید یک داشبورد وجود دارد و می توانید به داشبورد ارائه شده توسط شرکت نگاه کنید، اما باید اعتبار سنجی کنید. شما نیاز به یک اعتبارسنجی خارجی، درک شده و مستقل از آن دارید. چگونه کار می کند؟ آیا یک حلقه بازخورد وجود دارد؟
این چیزی است که در مورد رسانه های اجتماعی وجود دارد. حقیقت زمین چیست؟ چگونه تصمیم بگیریم که اطلاعات غلط چیست؟ چه کسی تصمیم می گیرد؟ هیچ پاسخ کاملی برای این سوالات وجود ندارد. چیزی که می توانم بگویم این است که به طور کلی حلقه های پاسخگویی و بازخورد بسیار خوبی تقریباً منحصر به فرد با مجریان قانون ایالتی و محلی وجود دارد. کلانترهای استان به طور مستقیم انتخاب می شوند. روسای پلیس معمولا توسط یک شهردار منتخب منصوب می شوند. وقتی مشکلی پیش میآید یا نگرانیای در مورد فناوریهایی که استفاده میکنند وجود دارد، در اخبار شبانه آن را توضیح میدهند. و معمولاً نمی خواهند آنجا باشند. این بخشی از کار آنهاست، اما -
برخی از آنها واقعاً می خواهند آنجا باشند.
ممکن است برخی از آنها بیشتر از دیگران بخواهند آنجا باشند، اما نگاه کنید، من فکر می کنم که حلقه های بازخورد در آنجا در واقع بسیار فعال و سالم هستند. باز هم، همه از نتیجه خوششان نمی آید. درصدی از جمعیت وجود دارد که اصلاً از داشتن پلیس یا فرار از پلیس با فناوری پیشرفته خوششان نمی آید.
اما من همیشه فکر می کنم مفید است که فکر کنیم، "خب، می خواهید چه اتفاقی بیفتد؟" بیایید بگوییم که شخصی در تلاش است به خانه شما نفوذ کند یا یکی از عزیزان ناپدید شود. می خواهی چه اتفاقی بیفتد؟ آیا می خواهید یک پهپاد در 30 ثانیه ظاهر شود تا افسران دقیقا بدانند که به چه سمتی می روند؟ اگر عزیزی دارید که در جنگل گم شده است، آیا میخواهید بتوانید سریعاً آن منطقه را با یک دسته پهپادهای خودکار زیر نظر بگیرید تا شانس پیدا شدن آنها را افزایش دهید؟ من فکر می کنم که نگرانی های مربوط به حریم خصوصی و شفافیت کاملاً معتبر است، اما شما همچنین باید آن را در مقابل گزینه های جایگزین ارزیابی کنید. به ویژه هواپیماهای بدون سرنشین به طور منحصر به فردی این را بهینه می کنند، جایی که حداکثر سود را از نظر نتایج بهتر با حداقل مبادله از نظر نظارت انبوه و همیشه روشن دریافت خواهید کرد.
بگذارید یک مقایسه برای شما انجام دهم. جیمی سیمینوف رینگ را اجرا می کند. او چندین بار در برنامه حضور داشته است. تز او این است که اگر دوربینهای Ring کافی را در محلههای خاصی نصب کنید، میتوانید جرم و جنایت را به صفر برسانید. من و او در این مورد بحث کرده ایم، جایی که رینگ می تواند در واقع جرم و جنایت را به صفر برساند. آیا این برای شما قابل انجام است یا این یک معامله اشتباه است؟ در واقع، اگر به اندازه کافی جعبه Skydio را روی سقف ها قرار دهید، می توانید جرم و جنایت را به صفر برسانید.
ببینید، من فکر می کنم دوربین های Ring عالی هستند. من خودم یکی دارم من در همه چیز Ring متخصص نیستم. اجازه دهید نگاهی متفاوت به آن داشته باشم-
این نمونه ای از چیزی است که شما در مورد آن صحبت می کنید. اینجا یک معامله وجود دارد. شما به اندازه کافی دوربین ثابت نصب کرده اید-
اجازه دهید یک [مثال] ملموس تر به شما ارائه دهم که فکر می کنم به آنچه در فضای ما صحبت می کنید، می رسد. چیزی در حدود 300 میلیون 911 تماس در سال در ایالات متحده وجود دارد که به طور متوسط هر شهروند یک تماس در سال دارد. آیا فکر میکنم اگر یک پهپاد خودکار وجود داشته باشد که به طور پیشفرض در 15 یا 20 ثانیه به هر یک از آنها نمایش داده شود، وضعیت جهان بهتر است؟ بله، من. من فکر می کنم که ما زندگی بسیاری از مردم را نجات خواهیم داد. شهرها فقط کارآمدتر عمل خواهند کرد. من فکر میکنم ما میتوانیم این کار را با حداکثر حفاظت از حریم خصوصی و آزادیهای مدنی انجام دهیم، زیرا هدفمند، محدود است و یک رکورد دیجیتال ایجاد میکند. به همین دلیل، کمتر مورد سوء استفاده قرار می گیرد.
آیا این به جنایت پایان می دهد؟ احتمالاً نه، اما من فکر میکنم که این امر واقعاً چیز زیادی از آن میگیرد، و بسیاری از مردم به خاطر آن ایمنتر و شادتر خواهند بود. این یک انگیزه بزرگ برای کاری است که ما در Skydio انجام می دهیم. من میخواهم تاکید کنم که این منصفانه و درست است که امنیت عمومی و ارتش مورد توجه زیادی قرار گیرند، اما این تمام کاری نیست که ما انجام میدهیم. بسیاری از پهپادهای ما فقط در حال بازرسی شبکه انرژی هستند، مطمئن می شوند که برق روشن می ماند یا سریعتر وصل می شود، یا جاده ها را برای بخش های حمل و نقل باز نگه می دارند، که برای اکثر مردم خسته کننده و دور از چشم است. من فکر می کنم که این چیزها در نهایت به بزرگترین بخش در تجارت تبدیل می شوند. اما بله، این نمونه ای از فناوری است که اساساً کارها را به سمت بهتر شدن پیش می برد.
متأسفانه، من باید مدام در مورد برنامه های نظامی بپرسم. من می خواهم در مورد بازرسی خطوط برق صحبت کنم، و ما یک ساعت کامل در این روزها انجام خواهیم داد. سوال اخلاقی پیچیده دیگری که به آن اشاره کرده اید این است که ارتش چگونه از این فناوری استفاده می کند. با ترسیم خطوط قرمز آنتروپیک در مورد چگونگی استفاده از کلود در برنامههای نظامی، بحثهای زیادی وجود دارد که آیا حتی قادر به انجام کارهایی است که ممکن است ارتش بخواهد انجام دهد یا خیر. نظارت جمعی قطعاً در بحث کلود مطرح شده است. آیا خطوط قرمزی دارید که در آن به ارتش گفته اید که اجازه نمی دهید از فناوری شما برای چیزهای خاصی استفاده شود؟
این منطقه ای است که من برخی چیزها را اشتباه گرفته ام. ما قبلاً چیزهایی را گفتیم که باعث شد مردم در خارج و داخل به این باور برسند که به عنوان مثال، ما از قرار دادن سلاح توسط ارتش بر روی پهپادهایمان جلوگیری می کنیم. اکنون، ما به طور کلی بر روی ساخت سکوهای حسگر پرواز متمرکز شده ایم. ما همان چیزی هستیم که ارتش آن را «فناوری با کاربرد دوگانه» می نامد. به نظر می رسد که الزامات حسگر، زمان پرواز، و دیدگاه قابلیت اطمینان برای بازرسی شبکه انرژی در واقع تقریباً شبیه چیزی است که چیزی را برای یک سرباز در میدان جنگ برای آنچه که آنها هوش ISR (اطلاعات، نظارت، شناسایی) می نامند مفید است.
من یک عقیده کاملاً قوی دارم که افرادی که زندگی خود را به خطر می اندازند و در نهایت در برابر رهبران منتخب دموکراتیک پاسخگو هستند، در بهترین موقعیت برای اتخاذ این تصمیمات مرگ و زندگی در مورد ابزارهای استفاده و نحوه استفاده از آنها هستند. خیلی آسان است که در یک دفتر در دره سیلیکون بنشینیم و فکر کنیم که ما بسیار باهوش هستیم، فناوری را می شناسیم، و ایده استفاده از آن برای چیزهای X، Y یا Z بد یا بد به نظر می رسد، بنابراین می خواهیم خط مشی بنویسیم یا افراد را از انجام آن منع کنیم. من فکر می کنم که در نهایت اشتباه است. در واقع به طرز خطرناکی گمراه شده است. این به فرآیندهای دموکراتیک اعتبار کافی نمی دهد. این به زنان خدمت کننده در ارتش ما اعتبار کافی نمی دهد. ارتش یک جناح سیاست کامل از افراد زبده دارد که دور هم جمع شده اند و به این چیزها فکر می کنند. آنها دقیقاً به درستی آن را دریافت نمی کنند، اما به آن اهمیت زیادی می دهند.
در پایان روز، شما معمولاً در مورد جوانی در سنگر در جایی صحبت می کنید که زندگی اش در خطر است. جای ما نیست که به آنها بگوییم چه کاری می توانند انجام دهند و چه کاری نمی توانند انجام دهند. ما بر روی عالی ساختن محصولات خود در موارد خاص متمرکز شدهایم، و کمتر روی چیزهای دیگر تمرکز میکنیم. صدا در مکالمه مهم است، اما در نهایت باید به افرادی بستگی داشته باشد که کارشان است، کسانی که زندگی خود را به خطر می اندازند تا تصمیم بگیرند که چگونه از آن استفاده کنند.
آیا فکر می کنید این به دلیل ساخت سخت افزار متفاوت است؟
از مثل آنتروپیک مثلا؟
آره
نه. مفهوم عملی یا جزئیات نمونه ممکن است متفاوت باشد، اما زمانی که ارتش آزمایشهایی را آغاز کرد که در آن نارنجکانداز را روی هواپیماهای بدون سرنشین ما قرار میداد، با این سؤال مواجه شدیم. افرادی بودند که احساس می کردند باید آن را تعطیل کنیم. سوالات داخلی وجود داشت. من فکر میکنم که این نمونهای کاملاً عمیق از آزمایش ارتش برای تبدیل این چیز به یک وسیله مرگبار است، اما فکر نمیکنم این محل تصمیمگیری ما باشد. و من خیلی فکر می کنم -
تصمیم گیری وجود دارد، اما پس از آن ایجاد قابلیت وجود دارد، درست است؟
شاید در مورد آنتروپیک، هیچکس نداند که مدل ها چه کاری می توانند انجام دهند و شما فقط می توانید هر چیزی را از آن بخواهید. شما می گویید "برای من یک بمب بساز" و شاید این کار را انجام دهد. شاید آنتروپیک در مورد اینکه آیا این ایده خوبی است یا نه، احساسات واقعی دارد و آن را محدود می کند. برای شما، ارتش یک سفارش خرید به شما میدهد و میگوید: «یک نارنجکانداز روی آن بگذار». شما می توانید یا نمی توانید این کار را انجام دهید. شما به معنای واقعی کلمه می توانید بگویید: "ما اجازه نخواهیم داد که پلت فرم حسگر ما افراد را هدف قرار دهد، آنها را شناسایی کند و سپس اسلحه را شلیک کند."
من فکر می کنم یکی از مشکلات اینجا این است که شما با انتخاب نامطلوب واقعاً قوی مواجه می شوید. اگر سیاستی اتخاذ کنید که بگوید: «شما مجاز به انجام کارهای X، Y، Z با محصولات ما نیستید»، احتمال اینکه ارتش ایالات متحده آن را دنبال کند بسیار زیاد است، درست است؟ آنها وکیل دارند، آنها به این چیزها نگاه می کنند و احتمالاً شرایط خدمات را رعایت می کنند. در نهایت، این ممکن است به این معنی باشد که آنها محصول را نمی خرند. دشمنان یا تروریست های ما قرار نیست از شرایط خدمات پیروی کنند، درست است؟ آنها اهمیتی نمی دهند. آنها اهمیتی نمی دهند که سیاست ما چه می گوید. آنها از خرید آن یا هک کردن آن خوشحال هستند و برایشان مهم نیست که خطمشی آنتروپیک چه میگوید. بنابراین، اگر سعی میکنید این خطوط را برای ایجاد خلوص در جایی ترسیم کنید، "ما فکر میکنیم چیز X، Y، Z بد است، نباید این کار را با محصول ما انجام دهید. ما سعی میکنیم شرایط قانونی یا چیزهایی را در محصول ایجاد کنیم که شما را از انجام آن باز دارد."
در نهایت، من فکر میکنم که شما فقط در سمت اشتباه قرار میگیرید، زیرا «آدمهای خوب» معمولاً از آنچه سیاست میگوید پیروی میکنند، اگرچه شاید نه به طور یکسان. بازیگران بد اهمیتی نمی دهند. آنها اصلاً برایشان مهم نیست که سیاست چه می گوید. به این معنا نیست که نمیتوانید نظری داشته باشید، نمیتوانید درباره آن صحبت کنید یا نمیتوانید درباره آن بحث کنید. اما وقتی شروع به ترسیم این خطوط روشن می کنید و می گویید: «این خوب است، این بد است»، بیشتر اوقات به سمت اشتباه سؤالات اخلاقی ختم می شوید.
آیا می توانم این را به اول برگردانم؟ شما با صحبت در مورد استعداد، جذب استعدادها، به دست آوردن بهترین افراد، و اینکه چگونه بهتر از ساختار مناسب است، صحبت کردید، که یک بیت رمزگشای واقعی است. من باید با شما صادق باشم، این تمام تز این نمایش است. از آنجایی که شما در حال جذب نیرو در جهان هستید، مردم احساسات زیادی در مورد کار برای پیمانکاران دفاعی، در مورد کار برای ارتش، در مورد کمک به کشتن مردم دارند. در حال حاضر، گوگل درگیر جنجال های داخلی در مورد همکاری با دولت است. آنها به هر حال این کار را انجام خواهند داد، زیرا گوگل به اندازه کافی افراد دارد که ممکن است مقداری فرسایش خوب باشد. شما فقط 1000 نفر دارید و باید تعداد بیشتری را جذب کنید. پایگاه استعداد شما در این مورد چه احساسی دارد و چه تاثیری بر استخدام شما داشته است؟
ببینید، من فکر می کنم بحث در مورد این سالم است. سوالات در مورد آن سالم است. شرکت های مختلف حالت های متفاوتی دارند. برخی از شرکتها هستند که باید در آنها شرکت کنید یا از جهنم خارج شوید. به طور کلی داشتن دیدگاه های متنوع در مورد این چیزها سالم است. من فکر میکنم این در واقع حوزهای است که در آن تنوع کمی داریم، و تنوع بسیار عالی و واقعا مفید است.
یکی از پویاییهایی که من دیدهام - و شما میتوانید این را به وضوح در امنیت عمومی ببینید - زمانی است که ما در تابستان سال 2020 با ارتش و پلیس کار کردیم، که زمان فوقالعاده محبوبی برای اجرای قانون در ایالات متحده نبود. عناوین منفی زیادی در مورد آن وجود داشت. افراد زیادی در داخل بودند که نگرانی هایی داشتند. از آنجایی که محصولات ما در آن فضا رشد کرده اند و مردم تاثیری که داشته اند را دیده اند، تقریباً همه، از جمله افرادی که در ابتدا بسیار نگران بودند، به این باور رسیده اند که بخشی از آن واقعاً کار بسیار تأثیرگذار و مثبتی است.
بنابراین، من خوشحالم که این گفتگو را با هر کسی دارم. من آن را با نامزدی که با او صحبت می کنم، خواهم داشت. من همین الان آن را با شما دارم تا دنیا ببیند. مردم میتوانند تصمیم خود را در مورد آن بگیرند، اما اگر واقعاً به توسعه فناوری پیشرفتهای اهمیت میدهید که تأثیر مثبتی بر جهان خواهد داشت - که به این صورت تعریف میشود که به مردم کمک میکند کارهایشان را بهتر انجام دهند، به صنایع مهم ما کمک میکنند تا ایمنتر و کارآمدتر کار کنند و زندگیها را نجات میدهند - فکر میکنم Skydio سخت است.
شما بخشی از گروهی از شرکت ها هستید. فکر می کنم آندرسن هوروویتز آخرین دور شما را رهبری کرد. فکر میکنم تقریباً همه دورهای شما را هدایت کرده است.
نه، این تیم ما را در سری A هدایت کرد و سپس آنها در سری D دو برابر شدند. بنابراین، شریک بزرگ و سرمایهگذار بزرگی بود، اما ما سرمایهگذاران بزرگ زیادی داریم.
من در مورد Andreessen می پرسم، زیرا پروژه پویایی آمریکایی آن وجود دارد. لابی های دولتی زیادی انجام می دهد. امروز گزارش هایی وجود دارد مبنی بر اینکه قرار است در این چرخه لابی های بیشتری انجام دهد. پالانتیر وجود دارد. اندوریل وجود دارد. گروه جدیدی از شرکت های دفاعی وجود دارند که به طور بسیار متفاوتی در مورد معنای دفاع از آمریکا به عنوان برخی از این پیمانکاران فکر می کنند. آیا خود را جزئی از آن گروه می دانید؟ آیا شما فرهنگ متفاوتی دارید؟ چگونه کار می کند؟
ما چیز خودمان هستیم من می گویم هر کدام از آن شرکت ها ویژگی های خاص خود را دارند. بسیاری از مردم اندوریل از پالانتیر آمده اند، اما هویت و فرهنگ متفاوتی نسبت به پالانتیر دارند. من واقعاً فکر نمی کنم که ما بخشی از گروه یا گروه خاصی هستیم. من به این فکر میکنم که تلاش میکنیم در کاری که از نقطه نظر فنی انجام میدهیم بهترین باشیم و تلاش میکنیم نتایجی را ارائه دهیم که واقعاً برای مشتریانمان مهم است.
در واقع، همه چیز در تجارت دفاعی در حال حاضر در حال رشد است. دفاع برای ما خیلی سریع در حال رشد است. این در واقع درصد کوچکی از کل کسب و کار ما است زیرا سایر چیزها بسیار سریعتر در حال رشد هستند. بنابراین، من فوقالعاده مفتخرم که با ارتش ایالات متحده کار میکنم، و فکر میکنم به طور کلی خوب است که شرکتهای فناوری بیشتری این کار را انجام میدهند، اما من میتوانم بگویم که هویت ما در مقایسه با سایر شرکتهایی که در مورد آنها صحبت میکنید کمتر با یک پیمانکار دفاعی بودن یا تمرکز بر دفاع فوقالعاده تعریف میشود.
من در واقع فکر میکنم برخی از بزرگترین ارزشهایی که میتوانیم برای مشتریان دفاعیمان، بهویژه در فضای خود فراهم کنیم، موفقیت فوقالعاده در بازارهای غیرنظامی است، به طوری که وقتی آنها در مقابل دشمنان با استفاده از پهپادهای مصرفکننده چینی روبهرو میشوند، ما بهترین چیز را برای مطابقت با آن داریم.
وقت ما تمام شده است ممنون که اینقدر باز هستید من یک میلیون سوال دیگر از شما دارم، اما در پایان اینجا می خواهم بپرسم، لطفاً می توانید دوباره یک پهپاد ارزان قیمت برای ما بسازید؟
این احتمالاً سخت ترین سؤالی است که می توان به آن پایان داد، زیرا من دوست دارم این کار را انجام دهم. من فکر میکنم ما میتوانیم این کار را انجام دهیم، اما هنوز در این بازارها با پتانسیل عظیم بسیار زود هستیم، و هنوز چیزهای زیادی برای ساختن باقی مانده است. من نمی توانم توجیه کنم که تمرکز خود را از آن حذف کنیم. بنابراین، من واقعا امیدوارم که شخص دیگری این کار را انجام دهد. شاید بتوانیم به نحوی با آنها شریک شویم، شاید بتوانیم فناوری ارائه کنیم. من مطمئناً فکر می کنم نیازی وجود دارد. امیدوارم پهپادهای مصرفی آمریکایی عالی داشته باشیم. من فکر می کنم بعید است که این ما باشیم که آنها را تولید می کنیم.
به نظر خوب می رسد. ما به زودی شما را برای انجام یک ساعت کامل نظارت بر خطوط برق دعوت خواهیم کرد. خیلی ممنون
بسیار خوب. متشکرم. این عالی بود
سوالات یا نظرات؟ ما را در [email protected] سر بزنید. ما واقعاً هر ایمیلی را می خوانیم!
← بازگشت