مدت‌ها قبل از اینکه آژانس‌های رتبه‌بندی اعتباری وجود داشته باشند، آزمون ساده‌تری برای سلامت مالی وجود داشت: آیا وام‌گیرنده می‌تواند از درآمد خود بهره بپردازد یا با قرض گرفتن پول بیشتر؟ هیمن مینسکی، اقتصاددان آمریکایی، این رتبه بندی ناموفق را نامگذاری کرد: مالی پونزی. و ارزش آن را دارد که در مورد آن دقیق باشیم. پوزیشن پونزی بدهی زیاد یا حتی افزایش بدهی نیست. این شرایط خاصی است که در آن با قرض گرفتن پول بیشتر، سود خود را پرداخت می کنید. پاکستان ربع قرن است که امور مالی پونزی را اداره می کند. از اواخر دهه 2000 تا دو سال پیش، بودجه‌های ما دائماً از دست می‌رفت، زیرا ما بیش از درآمدی که در هر سال داشتیم، هزینه می‌کردیم، قبل از کسر آنچه که باید به عنوان سود وام پرداخت می‌کردیم. هر روپیه در پرداخت سود بدهی ملی با یک روپیه تازه وام گرفته شده و سپس مقداری بیشتر پرداخت می شد. نسبت بدهی به تولید ناخالص داخلی پاکستان از سال 2012 تا 2023 هر سال افزایش می‌یابد و از 58 درصد تولید ناخالص داخلی به بیش از 82 درصد می‌رسد (به جز سال 2021 که کمک‌های Covid-19 دریافت کردیم). بار سود ما در سال منتهی به ژوئن 2024 به اوج خود رسید، زمانی که از هر روپیه ای که دولت به دست آورده بود، شصت و یک پایزا خورد. این مقاله سه ادعا دارد. اول، اینکه طرح پونزی به دلایلی که به جای اطمینان‌بخش ناراحت‌کننده هستند، هرگز از بین نرفت. دوم، دو بودجه گذشته اولین تلاش واقعی را برای خروج از آغاز قرن اخیر انجام داد. سوم، اصل موضوع، این است که دستاوردها مالی هستند اما نهادی نیستند: ما ماشینی را که پونزی را بدون تعویض آن تولید می‌کرد، قطع کرده‌ایم، و بودجه جدید نشان می‌دهد که انگیزه‌های قدیمی هنوز در زیر آن کار می‌کنند. چرا طرح پونزی پاکستان هرگز فروپاشید؟ یک طرح خصوصی پونزی زمانی از بین می رود که پول جدید نرسد. یک فرد مستقل نمی میرد، زیرا دولت سه ابزار دارد که هیچ برنامه ریز خصوصی در اختیار ندارد، و در طول دهه گذشته، ما از هر سه استفاده کردیم. اولی یک پایگاه وام دهنده اسیر است. بیشتر بدهی های داخلی ما در اختیار بانک های خودمان است، که این دارایی ها عمدتاً از طریق نقدینگی بانک دولتی پاکستان (SBP، بانک مرکزی ما) تامین می شود. می توان به سیستم برای سرگردانی بدهی تکیه کرد، و همینطور هم شد. بیشتر در این مورد به زودی. دومی مالیات بر تورم است. تورم بزرگ سال‌های 2022-2024 و افزایش کمتر در سال 2019، فقط یک تراژدی خانگی نبودند. در شرایط مالی سرد، این مکانیسم تسویه حساب طرح پونزی در کار بود. تورم بی سر و صدا ارزش واقعی بدهی های روپیه ای دولت را با کاهش ارزش پول در حساب های جاری و کیف پول ما نوشت. بخش عمده ای از کاهش نسبت بدهی به تولید ناخالص داخلی ما از آن زمان از طریق مخرج رخ داد: سطح قیمت، نه بازپرداخت. سومین ساز عجیب ترین است و اسناد ژوئن امسال آن را آشکارا نشان می دهد. دولت به بدهی داخلی خود بهره می پردازد. سیستم مالی آن را به دست می آورد. سود بانک دولتی - که عمدتاً از وام دادن به بانک‌هایی که اوراق دولتی دارند - به‌عنوان «درآمد غیر مالیاتی» به دولت بازگردانده می‌شود. یک بازو پرداخت می کند، دیگری دریافت می کند و کتاب ها هم هزینه و هم درآمد را ثبت می کنند. در سال جاری ارزش آن یک منبع 2.4 تریلیون روپیه بود - و تقریباً نیمی از افزایش درآمد بسیار جشن سال گذشته، در بازرسی، این حلقه بود. بیایید این را به زبان ساده کنار هم بگذاریم: دولت یک سال دیگر را بدون گسترش شبکه مالیاتی، رفع سوء مدیریت شرکت های دولتی یا حذف ضایعات پشت سر می گذارد. بنابراین با پول کمتر از نیاز به پایان سال می رسیم. دولت می رود و پول بیشتری از بانک ها وام می گیرد و به آنها وعده بازگشتی بالاتر از تورم می دهد. مشکلات حل نشده باقی می‌مانند و دولت سال آینده را با شکاف معمول به پایان می‌رساند و علاوه بر آن باید به بدهی جدید امسال بهره بپردازد. بنابراین بیرون می رود و پول بیشتری قرض می گیرد… غیرفایل‌کننده‌ها لمس نمی‌شوند. کارمندان شرکت های دولتی و فروشندگان لمس نمی شوند. بوروکرات ها هنوز همه شغل خود را دارند. سیاستمداران هنوز در قدرت هستند. و بانک‌ها سال را با سودی بالاتر از تورم به پایان می‌رسانند. اگر دارایی‌هایی دارید که قدیمی نمی‌شوند، مانند زمین‌ها، طلا یا دلار، هنوز خوب کار می‌کنید. اما اگر حقوق بگیر هستید، یا یک فروشگاه کریانا را با پول نقد اداره می کنید، یا پول خود را به دلیل تقوا در اوراق قرضه یا حساب پس انداز قرار نمی دهید، یا یکی از 100 میلیون بزرگسال پاکستانی بدون حساب بانکی هستید، - برای یک نسل اکنون - به طور نامتناسبی برای طرح پانزی سیستم پرداخت کرده اید. خروج واقعی است خبر خوب این است که بهبود اخیر یک مصنوع کامل نیست. در سال منتهی به ژوئن 2024، بهره 61 پائیسا از هر روپیه درآمد را به خود اختصاص داد. این میزان در سال بعد به 49 کاهش یافت، و از آن زمان، بودجه کمتر از اواسط دهه 30 است. و نوبت بر پای واقعی است، نه حسابداری. نرخ بهره از اوج بحران خود کاهش یافته است. در نتیجه، بودجه امسال پیش‌بینی می‌کند که انتقال بانک دولتی 41 درصد کاهش یابد، زیرا به درستی سود کمتری نسبت به گذشته دریافت خواهد کرد. فدراسیون برای اولین بار از سال مالی 2000 مازاد اولیه مازادی را اجرا کرده است: آزمون مینسکی که دو سال متوالی گذرانده شد. و در سال گذشته، تقریباً بدون سابقه، کمتر از بودجه‌ای که برای هر دو بخش فعلی و توسعه بودجه در نظر گرفته بود، هزینه کرد - اولین کم‌هزینه در اواسط سال در حداقل شانزده دوره بودجه. بنابراین خروج مالی واقعی است. سوالی که مهم است این است که چه چیزی آن را نگه داشته است. مالی نه نهادی پاسخ صادقانه: یک برنامه خارجی، نه یک معماری داخلی. برای اینکه ببینید چرا این مهم است، به جایی که موتور پونزی ساخته شده است بازگردید. موسسات زمانی هزینه‌ها را منضبط می‌کنند که هر لایه از دولت یک مدعی باقی‌مانده باشد - وقتی روپیه نهایی را نگه می‌دارد، پس‌انداز می‌کند یا مالیات می‌دهد و بار روپیه حاشیه‌ای را که بیش از حد خرج می‌کند به دوش می‌کشد. اصلاحیه هجدهم و جایزه هفتمین کمیسیون مالی ملی (NFC)، تمرکززدایی بزرگ ما در سال 2010، قرار بود تصمیمات را به مردم نزدیکتر کند. کاری که آنها انجام دادند این بود که حقوق تصمیم گیری را از ریسک باقیمانده جدا کردند. استان‌ها مسئولیت‌های مخارج بزرگ - مدارس، بیمارستان‌ها، زیرساخت‌های محلی - به همراه 57.5 درصد از استخر مالیات قابل تقسیم را که طبق قانون اساسی تضمین شده بود، بدون توجه به تلاش مالیاتی خودشان، دریافت کردند. قانون اساسی اکنون هر گونه جایزه آینده را از دادن کمتر به آنها منع می کند. فدراسیون بسته مخالف را حفظ کرد: کسری، بدهی، و وظیفه تامین مالی از سهم اقلیت هر روپیه مالیاتی که ماشین آلاتش جمع آوری می کند. و وعده بزرگ دستیابی به کارایی از طریق حکومت غیرمتمرکز هرگز به دست نیامد، زیرا دولت های استانی هرگز قدرت را واگذار نکردند و به سادگی مدیریت از بالا به پایین و بوروکراتیک اسلام آباد را با مدیریت بوروکراتیک از بالا به پایین از کراچی، کویته، لاهور و پیشاور جایگزین کردند. به عبارت دیگر، هیچ کس مدعی باقیمانده نشد. مراکز استان‌ها بدون ریسک باقیمانده مدعی هستند: انتقال آنها بدون قید و شرط است، بنابراین بازگشت به ایجاد ظرفیت مالیاتی آنها از نظر سیاسی ناچیز است و تلاش‌های منابع خود بی‌اهمیت مانده است. فدراسیون ریسک باقیمانده را بدون انگیزه متحمل می شود: هر روپیه اضافی که هیئت درآمد فدرال جمع آوری می کند چهل و دو و نیم پایزا به دست می آورد. کسری به یک عوام تبدیل شد - و پونزی ربع قرن عوام مورد چرا بود. باندل بدتر به فدراسیون داده شد، اما حتی با آن باندل هم مستقیم بازی نکرد. قرار بود تفویض اختیار، مرکز را کوچک کند. مرکز هرگز کوچک نشد. بررسی مخارج بانک جهانی نشان داد که هزینه‌های فدرال برای موضوعاتی که قانون اساسی به استان‌ها واگذار کرده بود، در واقع پس از اصلاحیه افزایش یافته است، با رشد شش رقمی در تعداد کارکنان فدرال. پانزده سال بعد، شکل عملکردی بودجه فدرال تقریباً دقیقاً همان چیزی است که قبل از تفویض اختیار بود - سه چهارم خدمات عمومی عمومی، یک خطای گرد در بهداشت و آموزش و پرورش که دیگر آن را اداره نمی‌کند - واگذاری وزارتخانه‌هایی که زائد شده است، هنوز باز هستند، هنوز بودجه دارند. BISP که در طول زمان با هیاهو و تحسین فراوان گسترش یافت، صرفاً با نمایش انواع دیگر هزینه های اجتماعی فدرال تأمین مالی شد. پس فدراسیون به این معماری شکسته چه پاسخی می دهد؟ این مشکل اساسی را نادیده می گیرد و شروع به زیر پا گذاشتن آن می کند: به جای ایجاد اجماع سیاسی برای ایجاد اصلاحات نهادی دائمی با ساختار معیوب اما اصولی متمم هجدهم، برخی از مالیات ها را به ابزارهایی منتقل می کند که خارج از استخر تقسیم پذیر قرار دارند و 100 درصد به طور فدرال نگه داشته می شوند - مالیات نفت اولین بار در میان آنهاست. بودجه امسال از مالیات 12 درصد درآمد بیشتر درخواست می کند در حالی که فرضیات حجم خود 4 درصد افزایش می یابد: محاسباتی که تنها با 6 تا 9 روپیه بیشتر در هر لیتر بسته می شود. ماشین آلات قانونی در حال حاضر وجود دارد. سقف قانونی مالیات سال گذشته حذف شد. برنامه های نرخ باقیمانده در لایحه مالی امسال آمده است. مالیات آب و هوای جدیدی در کنار آن قرار دارد - هر کدام با اعلان روزنامه قابل تنظیم هستند، بدون بازگشت به پارلمان. خزش مالیات معمولاً به عنوان یک تاکتیک درآمد خوانده می شود. بهتر است به عنوان معماری شکسته خوانده شود: فدراسیونی که باید مالیات ها را تقسیم کند، اما ممکن است عوارض را حفظ کند، سال به سال از پمپ بنزین مالیات بر کشور خواهد گرفت. حالا ببینید چه چیزی امروز سیستم را مهار می کند. استان‌ها بیشترین مازاد را در تاریخ ثبت شده خود دارند - نه به این دلیل که انگیزه‌ای تغییر کرده است، بلکه به این دلیل که برنامه صندوق بین‌المللی پول سطوح را تعیین می‌کند و شورای اقتصاد ملی توسعه استانی را برای ضربه زدن به آنها متوقف کرده است. یک داور خارجی کاری را انجام می دهد که نهادهای اقتصادی و حقوقی خودمان انجام نمی دهند: مهار اجاره ای است نه مالکیت. نهاد جایگزین - یک پیمان مالی ملی که کارکردهای مخارج را با مطالبات درآمدی همسو می کند - تاکنون به عنوان یک خط واحد در جدول تعهدات برنامه صندوق بین المللی پول وجود دارد. خود جایزه NFC از سال 2009 بازگشایی نشده است. ما دستگاه را بازسازی نکرده ایم، فقط آن را از برق جدا کرده ایم. این معنای دقیقی است که در آن سودها مالی هستند، نه نهادی. مازادهای اولیه، کاهش بار بهره - همه واقعی هستند، همه قابل برگشت هستند، زیرا هر کدام توسط یک برنامه با تاریخ انقضا اجرا می شوند نه توسط معماری که در آن هر دولت پاکستان، فدرال یا استانی، از احتیاط سود می برد. و در داخل این رشته، بازتاب‌های قدیمی نشان می‌دهند: یک توده جدید و غیرقابل توضیح به مبلغ 361 میلیارد روپیه با عنوان «ابتکارات اقتصادی ملی» - بزرگ‌تر از مجموع بودجه‌های بهداشت و آموزش فدرال، بدون نام و مقدار از خواسته‌های مجلس ملی - در جدول‌های خلاصه، تقریباً نصف کل پس‌انداز واقعی سال جاری. پول ذخیره شده در حال حاضر به سمت تشخیص نشت می کند. معامله ای که ما انجام نداده ایم توسعه تا زمانی شروع نمی شود که قدرتمندان یک کشور به این نتیجه برسند که آینده آنها بهتر از طریق رشد به کار می رود تا استخراج، و خود را بر این اساس مقید کنند. هر چیزی که در این بودجه کار می‌کند - مازاد، کاهش سهم بهره، صداقت کاهش سود سهام بانک دولتی - می‌تواند به سرعت خلق و خوی حاکمان ما معکوس شود. همه چیزهایی که اینطور نیست - مهاجرت مالیات، حجم غیرقابل توضیح، بخش‌های بدون مالیات هنوز بدون مالیات، بانک‌ها هنوز هم زمانی که دولت بیشتر وام می‌گیرد، چاق‌تر هستند، فدراسیون و استان‌هایی که هنوز در یک فرمول قفل شده‌اند، هیچکدام بازگشایی نمی‌شوند - شاهد این است که معامله نخبگان ما دست نخورده باقی می‌ماند. یک ربع قرن مالی Ponzi یک نقص فنی نبود. فقدان آن معامله چگونه تامین مالی شد. خروج از این طرح حاصل نخواهد شد تا زمانی که احتیاط و رشد اقتصادی ملی حاکمان ما را بیشتر از گزینه‌های مناسب آن مورد توجه قرار دهد - زمانی که برخی از لایه‌های دولت ما مدعی باقی‌مانده انتخاب‌های خود شوند. تا آن زمان ما در یک اجاره حلال هستیم. برآوردهای تجدیدنظر شده ژوئن آینده به ما خواهد گفت که آیا ما شروع به مالکیت این مکان کرده‌ایم یا فقط در زمانی که صاحبخانه برای بازرسی دیگری آمده بود رفتار کرده‌ایم.