پس از این بودجه، کشاورزان می گویند که احساس "عصبانیت، ناامیدی و درماندگی" می کنند. از میان این احساسات، آن‌ها درماندگی را ویران‌کننده‌ترین آنها توصیف می‌کنند، زیرا امید و گزینه‌های کمی برایشان باقی می‌گذارد. در مقابل این پس‌زمینه، آن‌ها استدلال می‌کنند که به نظر می‌رسد سخنان بودجه و اسناد همراه، بخشی را فراموش کرده است که تقریباً یک چهارم تولید ناخالص داخلی کشور را تشکیل می‌دهد، حدود 33 درصد نیروی کار را استخدام می‌کند، کشور را تغذیه می‌کند، مواد خام را برای صنعت تامین می‌کند و زیربنای اقتصاد روستایی است. آنها اشاره می کنند که تقریباً هیچ اشاره ای به کشاورزی وجود ندارد، چه رسد به هیچ گونه جهت گیری، برنامه ریزی یا تخصیص سیاسی معنی دار. در نتیجه، کشاورزان می گویند که احساس می کنند رها شده و ناتوان هستند. خالد خوخار، که ریاست کیسان اتحاد پاکستان، یکی از فعال‌ترین سازمان‌های کشاورزان کشور را بر عهده دارد، حال و هوای جامعه کشاورزان را اینگونه خلاصه می‌کند: «ما تصوری از آنچه در راه بود داشتیم، زمانی که نخست‌وزیر جلسه‌ای از کشاورزان و سایر سهامداران را به سختی دو هفته قبل از بودجه تشکیل داد – زمانی که کل فرآیند آماده‌سازی برای تشکیل کمیته به طور مؤثر تکمیل شده بود. بدون قرار دادن کشاورزی در مرکز برنامه ریزی اقتصادی، دستیابی به امنیت غذایی و رشد دشوارتر خواهد بود وزیر دارایی در طول دوره بودجه‌سازی هرگز به خود زحمت نداد که با کشاورزان تعامل داشته باشد یا به دنبال نظرات آنها باشد. اگر کشاورزان و بخش آنها در مرحله آماده سازی فراموش می شد، طبیعتاً مقدر بود که از محصول نهایی حذف شوند. اما با این حال، سطح بی رحمی برای کشاورزی و زندگی تمرین‌کنندگان آن ویرانگر است.» محمد ارشد، کشاورز کوچکی از حومه لاهور، با تکرار این احساس محرومیت از سیاست‌گذاری، می‌گوید امسال کشاورزان فقط یک SOS داشتند - نجات جان ما - التماس و توقع: کشاورزی را از نظر اقتصادی مقرون‌به‌صرفه کنیم. در عوض، او می گوید، دولت آنها را به طور کامل نادیده گرفت. افزایش شکاف بین واردات و صادرات مواد غذایی باید به عنوان زنگ خطری برای سیاست گذاران در مورد اهمیت استراتژیک کشاورزی باشد. طی سه سال گذشته، این بخش از دو جنبه ضربه خورده است: افزایش بی امان هزینه های تولید و دستکاری بازار که باعث سقوط قیمت ها با رسیدن محصولات به بازار می شود و کشاورزان متحمل ضررهای موجود می شوند. در حالی که دولت فدرال ممکن است استدلال کند که بازارهای کشاورزی در حوزه دولت های استانی قرار می گیرد، نمی تواند از مسئولیت افزایش هزینه های تولید که مستقیماً از طریق قیمت کود و انرژی، مالیات و سیاست های یارانه تأثیر می گذارد، فرار کند. با این حال، حتی یک خط را نمی توان در سخنرانی بودجه 53 صفحه ای یا اسناد انبوه همراه با این نگرانی ها یافت. در واقع، این سخنرانی فقط شامل دو اشاره کوتاه به کشاورزی است - یکی در مورد وام های تحت طرح زرخائز (بارور) و دیگری در مورد خدمات ذخیره سازی. برای کشاورزان، خیابان ارشد، این نشان دهنده بی علاقگی در بدترین حالت خود است. نگرانی در مورد بی توجهی به سیاست با بدتر شدن توازن خارجی در این بخش بیشتر تقویت می شود. نصیر مالک، واردکننده مواد غذایی مستقر در لاهور، می‌گوید: «اگر لایحه واردات مواد غذایی امسال برای بیدار کردن سیاست‌گذاران کافی نبوده است، نمی‌دانم چه چیز دیگری انجام خواهد شد. طبق آمار رسمی، قبض واردات مواد غذایی کشور در سال جاری با افزایش 15 درصدی به بیش از 7 میلیارد دلار رسید. در مقابل، صادرات مواد غذایی با کاهش خیره کننده 34 درصدی به 3.8 میلیارد دلار رسید. "آیا برای کشوری که به اقتصاد کشاورزی بودن خود افتخار می کند مایه شرمساری ملی نیست - ادعایی که آمارهای خود آن را تایید می کند؟" او می پرسد. این کشور بیش از 3 میلیارد دلار ارز خارجی را در حساب غذا از دست می دهد و سپس به دنبال 1 میلیارد دلار از وام دهندگان بین المللی است. او استدلال می‌کند که افزایش شکاف بین واردات و صادرات مواد غذایی باید به عنوان زنگ خطری برای سیاست‌گذاران در مورد اهمیت استراتژیک کشاورزی باشد، اما ابراز تاسف می‌کند که بودجه نشان‌دهنده کمی نشان می‌دهد که این نگرانی‌ها جدی گرفته شده است. این قطع ارتباط زمانی که در برابر الزامات رشد برای اقتصاد گسترده‌تر در نظر گرفته شود، حتی مهم‌تر می‌شود. محمد زبیر، اقتصاددان کشاورزی، استدلال می کند که اگر پاکستان در سال مالی آینده به نرخ رشد اقتصادی 4 درصدی خود دست یابد، بخش کشاورزی باید با سرعتی تقریباً دو برابر افزایش یابد. کشاورزی که تقریباً یک چهارم تولید ناخالص داخلی کشور را تشکیل می دهد، مهم ترین محرک رشد اقتصادی است. پس از ثبت نرخ های ناامیدکننده رشد 1.53 و 2.89 درصدی در دو سال گذشته، دولت هدف 3.6 درصدی را برای این بخش در سال مالی آینده تعیین کرده است. اما چگونه قرار است این اتفاق بیفتد؟ از زبیر می پرسد. "سیاست کجاست؟ برنامه ریزی کجاست؟ پول کجاست؟ هیچکس نمی داند." او معتقد است که حتی اگر معجزه‌ای کشاورزی را قادر می‌سازد تا به رشد هدف‌گذاری شده به‌طور کامل دست یابد، باز هم ممکن است برای سوق دادن اقتصاد کلی به هدف رشد 4 درصدی دولت کافی نباشد. او هشدار می‌دهد که بدون یک استراتژی منسجم، سرمایه‌گذاری کافی و سیاست‌های حمایتی، هدف رشد گسترده‌تر می‌تواند گریزان بماند. در مجموع، کشاورزان شکاف گسترده بین اولویت های بودجه و واقعیت های کشاورزی را برجسته می کنند. با افزایش واردات مواد غذایی، راکد بودن بهره وری و افزایش هزینه های تولید، آنها بر این باورند که خدمات لبی، طرح های مجزا و ارجاعات نمادین دیگر کارساز نخواهد بود. بدون قرار دادن کشاورزی در مرکز برنامه ریزی اقتصادی، دستیابی به امنیت غذایی و رشد دشوارتر خواهد بود. منتشر شده در داون، هفته نامه تجارت و امور مالی، 15 ژوئن 2026