اگر پاکستان حملات هوایی را در داخل افغانستان انجام می دهد تا توانایی گروه های تروریستی را که در خاک این کشور حملات انجام می دهند را کاهش دهد، کاهش دهد و از بین ببرد، آیا این موضع هند را برای انجام حملات - مشابه حملاتی که سال گذشته به آن متوسل شد - در خاک پاکستان توجیه می کند؟ به نظر من اینطور نیست. زیرا از منظر حقوقی، این دو مورد کاملاً متفاوت هستند. با این حال، تاکید بر اهمیت راه حل بلندمدت برای مسائل ناخوشایند دوجانبه - مهم نیست که چقدر تلخ یا شدید، و صرف نظر از اینکه از ابزارهای دیپلماتیک یا سیاسی استفاده می شود، اهمیت دارد. و هیچ کس نباید از استفاده نامحدود از زور دفاع کند. اما وقتی پاکستان علیرغم تلاش‌های صلح خود شاهد 80 حمله تروریستی در فوریه، 146 حمله در ماه مارس، 85 مورد در آوریل - در واقع صدها حمله در یک سال گذشته - تا چه زمانی می‌تواند منتظر راه‌حل دیپلماتیک باشد؟ دولت در واقع چاره‌ای جز توسل به زور برای ناتوان کردن گروه‌های تروریستی و کاهش شرارت از آن سوی مرز افغانستان ندارد. چنین استفاده از زور بر اساس شیوه مرسوم دفاع از خود که در زمان های اخیر بر اساس منشور سازمان ملل متحد تدوین شده است، توجیه می شود. هدف هر حمله برای جلوگیری از حمله دیگری است. این حملات به طور متوسط ​​سه در روز است. مایه تاسف است که مجموعه ای از حملات وحشیانه در سراسر بلوچستان و خیبر پختونخوا به ویژه، معیار «حمله قریب الوقوع» را که قانون دفاع از خود ایجاب می کند، برآورده می کند. همچنین، انتخاب هدف پاکستان به اشیاء نظامی محدود شده است - مانند انبارهای مهمات، انبارهای سلاح و مکان‌ها و پناهگاه‌های آموزشی تروریست‌ها در کابل، قندهار، پکتیا، پکتیکا و غیره - که برای آنها اطلاعات را از شاخک‌های زمینی جمع‌آوری می‌کند یا از تصاویر ماهواره‌ای استفاده می‌کند. هرگونه آسیب جانبی به غیرنظامیان یا اشتباه در انتخاب هدف - پیامد تاسف بار تمام عملیات های هوایی - پیامدهای خاص خود را دارد. هدف حمله به افغانستان به عنوان یک کشور نیست، زیرا چندین بار گفته است که به هیچ گروهی اجازه انجام حملات تروریستی در پاکستان را نداده است. با این حال، کاملاً در جلوگیری از چنین حملاتی شکست خورده است. اینجاست که متوجه می‌شویم که دولت کابل قادر به اعمال کنترل اجرایی، پلیس یا نظامی بر گروه‌های تروریستی نیست. در حالی که نظر وزیر دفاع پاکستان این است که کابل با وانمود کردن به اینکه نمی‌تواند تروریست‌ها را کنترل کند، پاکستان را فریب می‌دهد و در عوض، به دلیل معامله پنهانی ادعایی افغانستان با هند، که به هند اجازه می‌دهد مستقیماً از طریق گروه‌های تروریستی یا نیروهای نیابتی آنها عملیات علیه پاکستان را انجام دهد، عملاً تمایلی ندارد. استاندارد «ناتوان» یا «ناخواسته» تحولی است که اخیراً در تلاقی قوانین و سیاست بین‌المللی قرار دارد. هیچ شباهتی قانونی بین حملات پاکستان در افغانستان و تجاوز هند وجود ندارد. در همین حال، حملات هند به باهاوالپور و مریدکه در سال گذشته به هیچ وجه به معیار شناخته شده استفاده از زور به طور یکجانبه در دفاع از خود نزدیک نیست. هیچ حمله قریب‌الوقوعی از این مکان‌ها علیه هند صورت نگرفت. و آنهایی که می‌خواستند بکشند قبلاً از کار افتاده بودند و طبق قوانین مربوط به تروریسم و ​​FATF خود پاکستان با اقدامات متعددی روبرو بودند. بیشتر آنها در دادگاه‌های پاکستان تلاش می‌کردند تا از پلمب اموال و حساب‌های بانکی‌شان خلاص شوند یا برای حذف نام‌شان از فهرست‌هایی که القاعده، طالبان و امثال آنها را ممنوع می‌کردند، به بازرس سازمان ملل درخواست تجدیدنظر داده بودند. اگر سندور در تلافی پهالگام بود، این نیز جایز نبود مگر اینکه هند حداقل از طریق اثبات انتساب خود به پاکستان را ثابت کند - که هنوز یک سال از این رویداد نگذشته است. همانطور که قبلاً نوشتم، اقدام صحیح برای هند این بود که از پاکستان - بر اساس قانون آیین دادرسی کیفری هند که همراه با بخش 19 قانون کمک حقوقی متقابل پاکستان، 2020 خوانده شده است - برای تحقیق بخواهد و بدین ترتیب مسیر اجرای قانون یا قانون را آغاز کند. در عوض، هند مسیر جنگی یا اقدام نظامی بسیار نامتناسب را انتخاب کرد و در نهایت باعث شرمساری بزرگی برای خود شد. چرا حملات پاکستان در داخل افغانستان با اعتراض این کشور به حملات هند در تضاد نیست این است که پاکستان بسیار مایل تر و قابل اعتمادتر برای مقابله با تروریسم در داخل مرزهای خود است. این کشور دارای یک مکانیسم قوی اجرای قانون، یک دستگاه تحقیق، چارچوب های پیگرد قانونی، پلیس بسیار موثرتر و قابلیت های اطلاعاتی بهتر نسبت به همسایه خود در سراسر مرزهای غربی است. این کشور کنترل اجرایی بسیار بالاتری بر تمام مناطق خود نسبت به دولت در کابل اعمال می کند. بررسی‌های FATF پاکستان این واقعیت را تأیید کرده است که اقدامات دولت علیه تروریسم و ​​تروریست‌ها هم مؤثر و هم نتیجه‌گرا بوده است. این بررسی‌های بسیار مطلوب FATF و CTC همچنین به قیمت سیاست دیرینه پاکستان است که کشمیری‌ها حق دارند تحت قوانین بین‌المللی در مبارزه خود برای تعیین سرنوشت حمایت شوند. پاکستان به ویژه پس از حملات بمبئی در سال 2008 با ارزیابی‌های سختی روبرو شد، اما طی 18 سال گذشته هیچ انجمن جهانی ضد تروریسم نتوانسته است به حمایت آشکار یا حتی پنهانی از هیچ بازیگر غیردولتی برای انجام حملات تروریستی در داخل سرزمین اصلی هند اشاره کند. این تعهد سیاسی کل طیف رهبری سیاسی در پاکستان بود و نیروهای مسلح و سازمان های اطلاعاتی از آن حمایت کردند. بنابراین، پاکستان، بر خلاف افغانستان، واجد شرایط آزمون «توانا» و «مایل» است، بنابراین هند را از استدلال درباره حق استفاده یکجانبه از زور محروم می‌کند. به عبارت دیگر، در رویه دولت پاکستان در قبال هند و افغانستان در مورد استفاده از زور برای مقابله با تروریسم هیچ تعارضی وجود ندارد. همانطور که بحث شد، پاکستان بر اساس قانون بین‌المللی دفاع از خود حق دارد حملاتی را در داخل افغانستان انجام دهد، زیرا این کشور هم قادر نیست و هم نمی‌خواهد حملات تروریستی به پاکستان را که از خاک این کشور سرچشمه می‌گیرد، متوقف کند، در حالی که اقدامات یکجانبه قبلی یا تهدید شده هند فاقد عناصر ضروری برای استناد به دفاع از خود است. علاوه بر این، هند نمی تواند با موفقیت ادعای چنین حقی را داشته باشد، زیرا پاکستان استانداردهای توانایی و اراده را رعایت می کند. نویسنده وکیل دادگاه عالی و وزیر سابق حقوقی است. منتشر شده در سپیده دم، 13 ژوئن 2026