چگونه پاکستان راه خود را به سمت فقر در 21 نمودار تثبیت کرد
⚡ خلاصه سریع
بررسی اقتصادی پاکستان هر ماه ژوئن در دو ثبت ثبت می شود. اولین مورد کنفرانس مطبوعاتی است: رشد بازگشته است، تورم شکسته شده است.
بررسی اقتصادی پاکستان هر ماه ژوئن در دو ثبت ثبت می شود. اولین مورد کنفرانس مطبوعاتی است: رشد بازگشته است، تورم شکسته شده است. دومین ضمیمه آماری است که بدون صفت، آنچه را که واقعاً اتفاق افتاده ثبت میکند - و امسال ثباتی را توصیف میکند، واقعی، به سختی به دست آمده و ارزش دفاع دارد. به جز این که تاکنون هیچ یک از مواردی که تثبیت را در وهله اول ضروری کرده است، رفع نکرده است.
ما قبلاً اینجا بوده ایم - در سال 2000، در سال 2016، در سال 2019. تفاوت این بار باید این باشد که بعداً چه کاری انجام می دهیم. چهار مشکل اساسی در جداول وجود دارد: سیستم مالیاتی که خیلی کم جمع آوری می کند و آنچه را که لمس می کند تحریف می کند. نرخ ارزی که ما برای راحتی مدیریت می کنیم تا رقابت. یک سیاست صنعتی که مدام از اسب های اشتباه حمایت می کند. و یک مدل فدرالیسم مالی که بی سر و صدا شکسته شده است. نظرسنجی هر چهار مورد را مستند می کند.
ماشین، در دو پاراگراف
یک شی را بردارید و آن را در نظر داشته باشید: فاکتور صادرکننده پارچه فیصل آباد. قیمت روی آن به دلار است. تقریباً هر چیزی که پشت سر آن است به روپیه پرداخت می شود (این به گاز، دستمزدها، مالیات های کسر شده در طول مسیر، پنبه اشاره دارد). نرخ تبدیل این روپیه ها تعیین می کند که آیا پیراهن پشت فاکتور رقابتی در هامبورگ است یا قیمت یک پیراهن دوخته شده در شهر هوشی مین. وقتی روپیه ثابت بماند در حالی که هزینههای ما سریعتر از هزینههای رقبایمان افزایش مییابد، آن پیراهن گرانتر میشود بدون اینکه کسی چیزی اعلام کند. بیشتر مواردی که این مقاله توضیح می دهد، مالیات ها، نرخ های بهره، یارانه ها، نقل و انتقالات بین اسلام آباد و استان ها، در نهایت در آن صورتحساب قرار می گیرد.
یک ابزار دیگر و جعبه ابزار کامل است: اکثر اعداد در این مقاله در دو نوع ارائه می شوند. اعداد اسمی به روپیه امروزی محاسبه می شوند. اعداد واقعی تورم را از بین می برند. پس از سالها تورم دو رقمی، یک ورودی در بودجه (یا یک ردیف بودجه در سخنان بوروکراتها) میتواند هر سال به روپیه رشد کند در حالی که هر سال میزان خرید واقعی آن کاهش مییابد. در جایی که تفاوت مهم است، ارقام هر دو را نشان می دهند.
با آنچه دولت می تواند به درستی ادعا کند شروع کنید. پاکستان در سال مالی 2024 (+ 0.9 درصد از تولید ناخالص داخلی) و سال مالی 2025 (+ 2.4 درصد) مازاد اولیه (درآمدهای بیش از همه هزینه ها به جز بهره) ثبت کرد که اولین مازاد اولیه پشت سر هم در تقریباً دو دهه بود.
شکل 1: اولین مازاد اولیه پایدار پاکستان
مازاد اولیه چیست و چرا این آزمون مهم است
دفترهای مالی دولت را در نظر بگیرید و یک خط را جدا کنید که می گوید: سود بدهی های گذشته. اگر آنچه باقی می ماند مازاد باشد، دولت امروز هزینه خود را می پردازد. جوهر قرمزی که باقی میماند، صورتحساب استقراض دیروز است، نه حفره جدیدی. به همین دلیل است که طلبکاران این عدد را بیش از بقیه تماشا می کنند. حکومتی را که بیش از توانش زندگی میکند از دولتی که بدهیهای قدیمی را به دوش میکشد، جدا میکند.
هر چه کسی در مورد نحوه توزیع تعدیل فکر کند، تعدیل اتفاق افتاد و به همین دلیل است که پیشفرض دیگر سوالی نیست که ما هر روز نگران آن هستیم.
تورم از 29.2 درصد به طور متوسط سالانه در اوج سال مالی 2023 به 6.2 درصد طی ماه های جولای تا آوریل امسال کاهش یافت. مسیر ماهانه به جای هشدار سزاوار یک نگاه محتاطانه است. قرائت آوریل دو رقمی سال به سال، 10.9 درصد بود و می (که پس از انتشار نظرسنجی منتشر شد) با 11.7 رسید. اما هر دو نسخه از بهار گذشته بر پایههای فوقالعاده پایینی قرار گرفتهاند، با عبور انرژی درگیریهای خلیجفارس، و ماههای منفرد شاهد غیرقابل اعتمادی هستند: مقایسه دورههای پایه به شدت ماه به ماه تغییر میکند، و تعدیلهای قیمت ادارهشده میتواند بر سیگنال در هر خوانشی مسلط باشد. اینکه آیا کاهش تورم صرفاً متوقف شده یا واقعاً به پایان رسیده است، سؤالی است که سه ماهه آینده به آن پاسخ خواهد داد، و این همان عددی است که ما شاهد آن خواهیم بود.
شکل 2: تورم ماهانه - اثرات پایه و گذر جنگ خوانش های بهاری را افزایش می دهد
کاهش تورمی که ما به دست آوردیم ناشی از غذا بود. تورم مواد غذایی از بیش از 20 درصد به زیر 4 کاهش یافت، در حالی که غیرخوراکی ها در محدوده 7 تا 8 درصد ثابت مانده اند.
شکل 3: کاهش تورم غذا باعث آن شد
کاهش قیمت مواد غذایی یک نعمت است، اما آب و هوا و بازارهای جهانی است، نه ظرفیت نهادی. آنها همچنین می توانند یک نفرین باشند، زیرا آنها به افزایش آسیب پذیری در میان کشاورزان و دیگرانی که به درآمدهای مزرعه متکی هستند اشاره می کنند.
در همین حال، ذخایر به حدود چهار ماه و نیم واردات کالا بازسازی شده است - راحت ترین وضعیت از سال مالی 2016، اگرچه، همانطور که داده ها به وضوح نشان می دهد، ما همچنان در یک باند باریک بسیار پایین تر از میانگین جهانی حدود 9 ماه پوشش واردات (و شکاف بیشتر از چیزی است که به نظر می رسد بزرگتر است: بر اساس آمارهای جهانی، تعداد خدمات ما پایین تر از خط تولید خوب است. چهار و نیم).
شکل 4: ذخایر بازسازی شده
بنابراین، تثبیت واقعی است. سوالی که بقیه نظرسنجی به آن پاسخ می دهد این است که ما با آن چه خریدیم.
این لایحه در فصل حمایت اجتماعی در یک ردیف جدول 16.1 آمده است: 28.9 درصد از پاکستانی ها زیر خط فقر ملی در سال های 2024-25، 7.0 واحد درصد افزایش نسبت به 21.9 درصد در سال 19-2018 - بزرگترین معکوس در سری منتشر شده، همراه با 10 استاندارد، همراه با نابرابری از 28.4 به 32.7 رسید).
شکل 5: معکوس شدن فقر
این نظرسنجی خانوار خود دولت است، خط هزینه نیازهای اساسی خودش (8484 روپیه معادل برای هر بزرگسال در ماه - تقریباً 3.50 دلار در روز با نرخ برابری قدرت خرید در سال 2021، کمتر از 4.20 دلار در روز بانک جهانی که طبق استانداردهای فنی با درآمد متوسط پایینتر است). بیش از یک دهه کاهش فقر در شش سال بحران و ثبات خنثی شد. حصول اطمینان از اینکه بررسیهای فقر به سرعت تاریخی خود که هر دو سال یکبار باز میگردد، از اهمیت بالایی برخوردار است: دولت و کشور باید بر کسانی که بیشترین آسیب را از رکود اقتصادی ما متحمل شدهاند نظارت کنند و از اقدام سریع برای کسانی که زیر آستانههای بحرانی هستند اطمینان حاصل کنند.
با پرداخت چنین خسارت سنگینی برای کوتاه مدت دولت های متوالی، موتوری که وضعیت را معکوس می کند، دوباره راه اندازی نشده است. کل سرمایه گذاری 14.4 درصد از تولید ناخالص داخلی است که به سختی از پایین ترین سطح سال مالی 2024 یعنی حدود 13 درصد، پایین ترین میزان از اوایل دهه 1970 است و از حدود 17 درصد در سال مالی 2018 کاهش یافته است.
شکل 6: سرمایه گذاری طبقه پنج دهه
تراز خارجی مشهور عمدتاً این ضعف پنهان است: ما متعادل هستیم زیرا سرمایه گذاری نمی کنیم، نه به دلیل صادرات. سیستم مالی این الگو را اعمال میکند: اوراق دولتی اکنون تقریباً 72 درصد از اعتبار داخلی سیستم بانکی را جذب میکند، سهم بخش خصوصی از حدود 35 درصد در سال مالی 2016 به 21 درصد کاهش یافته است، بانکها 37.5 درصد از سپردههای خود را به میزان کم وام میدهند.
ازدحام کردن، از سمت میز وام گیرنده
بانکی که سپرده دارد یک انتخاب دارد: آن را به یک تجارت وام دهد، با تمام خطرات و مدارک موجود، یا یک اوراق بهادار دولتی نگه دارد که به خوبی پرداخت می کند و نمی تواند به روپیه نکول کند. هنگامی که دولت این وام را به میزان زیادی دریافت می کند، گزینه دوم به طور پیش فرض برنده می شود. صادرکننده فیصل آباد ما آن را به عنوان یک وام سرمایه در گردش که کند، کمیاب و گران است احساس می کند - نه به این دلیل که یک بانکدار کسب و کار را ضعیف ارزیابی می کند، بلکه به این دلیل که تجارت هرگز واقعاً در برابر یک اسناد خزانه قرار نمی گیرد.
شکل 7: از بین رفتن اعتبار
بدون بحران، بدون سرفصل؛ فقط هیچ اعتباری برای کسی بدون ضمانت دولتی وجود ندارد.
چرا هر تثبیت کننده روی یک سنگ فرود می آید؟ با درآمد شروع کنید. جمع آوری هیئت فدرال درآمد در سال مالی 2025 از 10 درصد تولید ناخالص داخلی گذشت - بالاترین رقم در پانزده سال گذشته که هنوز بسیار کمتر از آن چیزی است که یک ایالت با تعهدات ما نیاز دارد.
شکل 8: ترکیب درآمد
ترکیب مشکل عمیق تر است (اگرچه سهم مالیات مستقیم واقعاً به 49 افزایش یافته است. 3 درصد از جمع آوری FBR: بار روی حقوق بگیر رسمی، شرکت سازگار و مرحله واردات متمرکز می شود، در حالی که کشاورزی، خرده فروشی و دارایی به آرامی تحت تأثیر قرار می گیرند. فاکتور صادرکننده ما شامل کسر در بانک، مالیات بر انرژی نخ و پیش پرداخت مالیات بر ماشینآلات است - در حالی که عمدهفروش دو خیابان آنطرف، بدون سند، هیچ کدام را حمل نمیکند. سیستمی مانند این صرفاً جمع آوری نمی کند. به طور فعال به غیر رسمی پاداش می دهد و مستند را مجازات می کند. تا زمانی که این پایه گسترده تر شود، هر هدف مالی - زمانی که محقق شود - با فشار دادن بیشتر به همان مجموعه محدود مالیات دهندگان محقق می شود. لایحه مالی که امروز اعلام شد فشار را در یک جا ملایم و در جایی دیگر تشدید می کند: مالیات دهندگان حقوق بگیر ساختارهای بازسازی شده را دریافت کردند و اضافه بها 9 درصدی را لغو کردند، در حالی که پیش پرداخت مالیات بر صادرکنندگان از 1 به 1.25 درصد افزایش یافت - و از 41 پیشنهاد اصلاحی، در 20 پیشنهاد اصلاحی، ما در دوسال دنبال کردیم.
اگر ماليات به اين معناست كه ما بودجه دولت را كمتر ميكنيم، نرخ ارز به اين معناست كه ما هر چيزي را كه اقتصاد ايالت ميفروشد به اشتباه قيمتگذاري ميكنيم. سیاست نرخ ارز پاکستان به طور متناوب بین دو خطا تغییر کرده است: اجازه دادن به روپیه با کاهش ذخایر بیش از حد ارزش گذاری شده یا نرخ سیاست افزایش و سپس سقوط. خبرهای خوب این نظرسنجی که به دلار مربوط می شود را باید در مقابل آن تاریخ خواند. درآمد سرانه 1901 دلاری یک رکورد است - اما این تغییر را تجزیه کنید و اثرات قیمت (تورم پایین، روپیه پایدار) تقریباً دو برابر رشد واقعی بود. و رقم سال گذشته بی سر و صدا از 1824 دلار به 1751 دلار (7 دلار تجدید نظر در حساب های ملی، 66 دلار از پذیرش جمعیت سرشماری 2023) مجدداً بیان شد.
شکل 10: تجزیه درآمد سرانه
به عبارت دیگر، درآمد دلار تا حدی مصنوع از جایی است که روپیه در حال حاضر در آن قرار دارد.
همین امر در مورد نسبت بدهی نیز صادق است. هر تعدیل معوق در نهایت صورتحساب خود را بر حسب بدهی به تولید ناخالص داخلی، به تاریخ صبح روز کاهش ارزش بعدی ارائه میکند - سال مالی 2018-19 پرداخت شده در سال مالی 2017. برای نشان دادن این موضوع، من یک خلاف واقع ساختم: هر سال بدهی خارجی را با نرخ مبادله ای که توسط یک نرخ ارز واقعی واقعی (REER - ارزش روپیه با وزن و تورم تعدیل شده با ارزش تجاری) دقیقاً 100 است، تجدید ارزیابی کنید. این مکانیسم از سال مالی 2008 در کل قوس هشیارکننده است: در اوج نرخ ارز 2007، 2007، در آخرین پیج دفاع شده FY21,7. سنت بیش از ارزش واقعی در دوره اسحاق دار بیش از چهار نقطه از بدهی به ارزش تولید ناخالص داخلی را پنهان می کرد. سقوط FY2023 سپس مسیر دیگر را طی کرد و بطور مکانیکی تقریباً دو و نیم امتیاز در یک شب اضافه کرد. روپیه نسبتاً قوی امروز حدود نیمی از نسبت سرفصل را یارانه می کند.
نحوه خواندن خلاف واقع
نرخ ارز موثر واقعی یا REER یک سوال می پرسد: در برابر ارزهای هر کسی که با آنها معامله می کنیم، پس از تورم همه، روپیه گران است یا ارزان؟ خواندن 100 به معنای هیچ کدام نیست. تمرین ما هجده سال گذشته را با روپیه ای که دقیقاً روی 100 نگه داشته شده تکرار می کند - بدون میخ های دفاعی، بدون سقوط - و هر سال نسبت بدهی را دوباره محاسبه می کند. شکاف بین آن خط و خط واقعی بخشی از داستان بدهی ماست که مدیریت نرخ ارز نوشت.
شکل 9: بدهی/GDP واقعی در مقابل REER=100 خلاف واقع
آنچه که سه دهه از این چرخه برای ما به همراه داشته است، در پایه صادرات قابل مشاهده است: صادرات کالاها و خدمات از حدود 17 درصد تولید ناخالص داخلی در اواسط دهه 1990 به تقریباً 10 درصد کاهش یافته است، در حالی که بنگلادش در حوالی سال مالی 2000 از ما گذشت و به راه خود ادامه داد. هر قسمت از آسایش روپیهای گرانبها بیصدا روی فاکتورهایی مانند فاکتورهای صادرکننده ما تسویه میشد و سفارشها به داکا منتقل میشد.
شکل 11: رکود مبنای صادرات
این شکاف توسط حوالهها جبران میشود - رکورد 38 میلیارد دلار در سال مالی 2025، بیش از 9 درصد تولید ناخالص داخلی، بیش از پوشش کسری کالا.
شکل 12: حواله ها کسری کالا را پر می کنند
حداقل دو مشکل برای تامین مالی تجارت از طریق حواله وجود دارد. اولاً، اتکا به این میزان بر حوالهها به این معنی است که ما در برابر رویدادها و تصمیمهای سیاستی خارج از کشورمان آسیبپذیر هستیم: حداقل نیمی از این جریانهای ورودی (احتمالاً نزدیک به سه پنجم) از دو اقتصاد خلیجفارس است که چرخههای اقتصادی و سیاستهای آنها کنترلی نداریم. دوم، و شاید مهمتر از آن، استفاده از حوالهها برای ارزانتر نگهداشتن دلار از آنچه تراز تجاری توجیه میکند، و سوگیری واردات به سمت مصرف، به این معنی است که ما در توسعه بخشی صادراتی که به زنجیرههای ارزش جهانی متصل میشود و به تزریق استعدادها و آموزشهای بینالمللی به کشور کمک میکند، شکست میخوریم. صنایع جایگزین واردات، بنا به ماهیت خود، به مراتب کمتر این کار را انجام می دهند. حواله ها انتقالی از پاکستانی هایی است که ما نتوانستیم آنها را استخدام کنیم. برخورد با آنها به عنوان یک استراتژی صادراتی معادل سیاستی است که مهاجرت را یک برنامه شغلی نامید.
استفاده از این جریانات ورودی بهتر از تامین مالی یک نرخ ارز راحت است. بانک دولتی باید تعداد بیشتری از آنها را بخرد - ذخیره سازی برای پوشش وارداتی که آشکارا کمبودش را داریم - و عواقب روپیه را عقیم کند، به جای اینکه اجازه دهد جریان ورودی به صادرکنندگان ما کاهش یابد (بانک مرکزی دلار را تحت اهداف ذخیره برنامه خریداری کرده است؛ بحث در اینجا در مورد مقیاس و هدف است). عقیمسازی هزینههای مالی دارد - شکافی بین آنچه ذخایر به دست میآورد و آنچه که روپیهها میپردازد - اما قیمت بیمه آن بسیار کمتر از هزینه سقوط بعدی است و آسیبپذیری را به یک بافر تبدیل میکند.
قرار است سیاست صنعتی برندگان را انتخاب کند. ما مدیران فعلی را انتخاب می کند. جداول تولیدی این نظرسنجی نشان میدهد که رشد واقعاً از کجا آمده است - و این که چقدر به بخشهایی که گرانترین محافظت از آن را داریم بدهکار است.
شکل 13: مبادلات تخصیصی تولید
نساجی که بیشترین وزن را در تولید در مقیاس بزرگ با 18.2 درصد دارد، 0.75 درصد رشد کرد. فصل این موضوع را به فروپاشی مواد خام آن مرتبط نمیداند، اما جداول کشاورزی این موضوع را نشان میدهد: تولید پنبه تقریباً به نصف اوج خود در سال مالی 2015 رسیده است و سطح کاشت آن قبل از رسیدن سیلهای سال 2022 به یک سوم کاهش یافته بود. پنبه موجود در فاکتور صادرکننده ما، زمانی که پنجاب بود، به طور فزاینده ای با کشتی می رسد و با همان دلاری پرداخت می شود که قرار است فاکتور دریافت کند.
شکل 14: اعوجاج نیشکر در مقابل پنبه
چه چیزی زمین پنبه را گرفت؟ نیشکر - تشنه آب، از نظر سیاسی محافظت می شود و در سه سال متوالی در حال گسترش است که در آن بخش آبیاری خود سروی، آب های سطحی را 10 تا 13 درصد کمتر از میانگین گزارش می دهد. در همین حال، ظرفیت سیمان در دهه گذشته تقریباً دو برابر شده است - از حدود 46 میلیون تن در سال مالی 2016 به 85 میلیون تن در حال حاضر - در حالی که تقاضای داخلی راکد شده است و استفاده از آن نزدیک به 60 درصد است. دیوارهای تعرفهای برای خودروها، قیمتهای حمایتی برای نیشکر، یارانههای انرژی برای هر کسی که به بهترین وجه لابی میکند - و یک داستان موفقیت واضح، صادرات فناوری اطلاعات که به سمت اولین سال 4 میلیارد دلاری خود حرکت میکند، تا حد زیادی خارج از محدوده حمایتی رشد کرده است (ارقام رسمی احتمالاً آن را کمتر نشان میدهند - درآمدهای حفظ شده در خارج از کشور توسط مترجمان آزاد و شرکتها به معنای سقف 4 میلیارد دلار است).
نتیجه همه این انتخاب ها عدم وجود هدف تثبیت است: تغییر ساختاری. کشاورزی، صنعت و خدمات اساساً همان سهمی را در اقتصاد ما دارند که سی سال پیش داشتند - سهم کشاورزی، حدود 23 درصد، اصلاً کاهش نیافته است.
شکل 15: ساختار تولید ناخالص داخلی بدون تغییر
ما سیاستگذاری کردهایم، مردم خود را با بدهی سنگین کردهایم، و اجازه دادهایم که بدون تغییر ساختار به فقر عمیقتری بروند.
در هیچ کجا این ریزش به اندازه امور مالی خود فدراسیون نهادینه نشده است. دو روز قبل از این بودجه، شورای اقتصاد ملی برنامههای انکشافی استانها را در میزانی که استانها در سال جاری هزینه کردهاند، متوقف کرد - در حالی که برنامه پنجاب، در هر گزارش از جلسه، تقریباً نسبت به بودجه قبلی آن به نصف کاهش یافت. شکل 16: توقف توسعه استانی
در نگاه اول، مکانیسم حسابی است، نه بدخواهی: برنامه صندوق بینالمللی پول به مازاد اولیه 2.5 درصدی تولید ناخالص داخلی در سال جاری نیاز دارد، و سند برنامه صندوق بینالمللی پول سهم استانی را 1464 میلیارد روپیه در این سال مالی تعیین میکند که حدود 59 درصد بالاتر از مازاد 92 میلیارد روپیه مدیریت شده در استان است. 1937 میلیارد روپیه تا سال مالی 2027 - و از آنجایی که حقوق و حقوق بازنشستگی نمی تواند تغییر کند، توسعه تنها خطی است که می تواند.
جایزه NFC، در یک پاراگراف
جایزه کمیسیون مالی ملی فرمولی است که مالیات های بزرگ فدرال را بین اسلام آباد و استان ها تقسیم می کند. از سال 2010، سهم استان ها 57.5 درصد بوده است و قانون اساسی اجازه نمی دهد که کمتر از این باشد. مرکز یا دولت فدرال بدهیها، صورتحساب بهره و دفاع را نگه میدارد و نمیتواند هیچ چیز دیگری را بدون استقراض تامین کند. استان ها مدارس، بیمارستان ها و پلیس را در اختیار دارند که تصمیم می گیرند فقر کاهش یابد یا خیر. دعوای بودجه سالانه، در نهایت، بحثی است بر سر اینکه چه کسی موافقت می کند که خرج نکند.
اما عقبنشینی کنید و بپرسید چرا فدراسیون به استانهایش نیاز دارد تا نقل و انتقالات وعده داده شده در قانون اساسی را خرج نکنند. پاسخ در جداول مخارج است: پرداخت های بهره فدرال از 3.8 درصد تولید ناخالص داخلی در سال مالی 2017 به 7.8 درصد در سال مالی 2025 - حدود 37 درصد از کل مخارج تلفیقی و 70 درصد افزایش در شرایط واقعی و تعدیل شده با تورم در پنج سال از سال مالی 2020 افزایش یافته است.
شکل 17: علاقه به فدراسیون خورد
مرکز قرض میگیرد، مرکز بهره میپردازد—92 پائیسا از هر روپیهای که مرکز پس از انتقال NFC در سال مالی 2025 باقی میماند، از 97 پائیسا در سال قبل. استان ها بیش از یک سوم درآمد فدرال را به عنوان انتقال فرمول دریافت می کنند، سهم رو به رشدی را به عنوان مازاد اجباری برمی گردانند و از آنها خواسته می شود که این مازاد را در سال آینده نزدیک به 60 درصد افزایش دهند. هیچ کس در این سیستم دلیلی برای بسیج درآمدی ندارد که در واقع حساب را تغییر دهد.
مشکل عمیق تر حسابداری نیست، مشوق هاست. در هر سیستم مالی، نهادی که روپیه نهایی تلاش درآمد را حفظ می کند، کسی است که دلیلی برای تلاش دارد. ترتیبات پاکستان که از هفتمین جایزه NFC در سال 2010 تثبیت شد، به استان ها 57.5 درصد از استخر قابل تقسیم را با فرمول تعیین می کند، صرف نظر از اینکه آنها بر کشاورزی، دارایی یا خدمات (همه موضوعات استانی) مالیات می دهند. روپیه حاشیه ای تلاش درآمد خود یک استان تقریباً یک روپیه به دست می آورد. روپیه نهایی تلاش فدرال، مجموعاً 57.5 پایسا در استخر تقسیم پذیر - بدون هیچ تلاشی از جانب خود، به استان ها می رسد. هیچ مدعی باقی مانده ای وجود ندارد - هیچ کس چیزی را حفظ نمی کند که عملکرد بهتری ایجاد کند. همان قطع ارتباط در داخل هر استان تکرار میشود: خدمات ناحیه توسط مدیران منصوب شده از مرکز بدون هیچ سهمی در نتایج اداره میشوند، و سرمایههایی که توسط سرمایههایی تامین میشود که سهم شیر را حفظ میکنند. موتور رشد محلی چین در دهههای 1980 و اوایل دهه 1990 دقیقاً با طراحی مخالف کار میکرد – یک سیستم قراردادهای مالی که بر اساس آن، محلهایی که درآمدی بالاتر از سهمیه خود ایجاد میکردند، بیشتر آنچه را که به دست آورده بودند، حفظ میکردند و برای افزایش آن رقابت میکردند.
کلان را حذف کنید و سوال این است که دولت به ازای هر نفر چه چیزی را ارائه می دهد. مخارج آموزش و پرورش از اوج سال مالی 2023 به صورت اسمی 23 درصد کاهش یافته است - 1251 میلیارد روپیه پس از آن، 962 میلیارد روپیه در سال مالی 2025، در همان سری تلفیقی - قبل از شمارش یک نقطه از تورم. از نظر سرانه واقعی تقریباً از اوج سال مالی 2019 به نصف کاهش یافته است.
شکل 18: آموزش سه راه
مخارج بهداشتی 0.8 درصد از تولید ناخالص داخلی است و در حال کاهش است، در حالی که ضربه دوران کووید به طور کامل معکوس شده است. حتی جدول امتیازی خود سرمایه نیز داستان واقعی را بیان می کند: رکوردهای اسمی رکورد بازار سهام به ارزش بازار 4 درصد کمتر از سطح سال مالی 2013 کاهش می یابد. شکل 19: PSX واقعی زیر سال مالی 2013
انتقال انرژی که ما تبلیغ می کنیم به جای جایگزینی، افزایشی است - منابع پاک اکنون نیمی از برق ما را تامین می کنند، اما تولید حرارتی به صورت مطلق ثابت است، بنابراین پرداخت ظرفیت ادامه دارد.
شکل 20: افزودنی انتقال انرژی جایگزین نیست
و بازار کار جمعیت را جذب نمیکند: طی آخرین پنجره نظرسنجی، نیروی کار 11.3 میلیون نفر افزایش یافت، اما اشتغال کمتر از 10 میلیون نفر، بیکاری از 6.3 به 7.1 درصد حتی با بهبود مشارکت - یک سود جمعیتی، دو سوم ما زیر سی سال، بدون ساختار صنعتی برای جمعآوری آن.
شکل 21: دفتر کار
تثبیت پیش شرط رفع همه اینها بود. راه حل نیست. نظرسنجی، که صادقانه بخوانید، فهرستی از اصلاحاتی است که ما به تعویق انداختهایم - مالیات، نرخ ارز، انتخاب صنعتی، ساختار مالی فدراسیون - همراه با حسابداری دقیق از هزینه هر تعویق در حال حاضر. بودجه امروز به ما می گوید که آیا متوجه شده ایم یا خیر.
توجه: همه داده ها از بررسی اقتصادی پاکستان 2025-26 است
← بازگشت