محمد اورنگ زیب، وزیر دارایی، هنگام راه‌اندازی بررسی اقتصادی 2026، داستان امیدوارکننده‌ای از بهبود اقتصادی را بیان کرد. در واقع، اعداد و ارقام حرف او را تایید می کند. رفتن از رشد منفی به 3.7 درصد و کاهش سطح تورم چشمگیر است. مازاد حساب جاری، هرچند شکننده، نیز باید ستایش شود. دولت مستحق اعتبار برای تثبیت اقتصاد تحت فشار سیل، افزایش قیمت انرژی و عدم اطمینان تجاری در بحبوحه درگیری های منطقه ای است. با این حال، داستان دیگری پشت این اعداد وجود دارد و آن داستان سخت‌تر است. تثبیت، گرچه خوشایند است، دگرگون کننده نیست. فاصله بین این دو دقیقاً همان جایی است که آینده پاکستان در تعادل است. رشد ممکن است به بالاترین حد خود در چهار سال اخیر برسد، اما سرمایه گذاری به عنوان سهمی از تولید ناخالص داخلی نزدیک به پایین ترین حد در چند دهه باقی مانده است. اقتصادی که سرمایه گذاری نمی کند نمی تواند به طور پایدار رشد کند. صرفاً ظرفیت موجود را با نرخ کمی بالاتر مصرف می کند. برخی MNCS در حال سرمایه گذاری مجدد هستند، اما نه به دلیل اعتماد به پتانسیل اقتصادی کشور. آنها از موقعیت های موجود در بازاری محافظت می کنند که نمی توانند به راحتی از آن خارج شوند. پشت درهای بسته، همان مدیرانی که «بازیابی» پاکستان را جشن می‌گیرند، محیطی را توصیف می‌کنند که توسط اختلافات مالیاتی، اصطکاک مقرراتی و فرسایش بوروکراتیک مصرف شده است. این مشخصات کشوری نیست که سرمایه های متحول کننده را جذب می کند. سرمایه گذاران محلی که وزیر آنها را فشارسنج واقعی اعتماد داخلی توصیف کرد، در مقیاس بزرگ سرمایه گذاری نمی کنند. دلایل ساختاری و آشنا هستند: تنبیه هزینه‌های انرژی، نرخ‌های استقراض که سرمایه‌گذاری مولد را از نظر اقتصادی غیرجذاب می‌کند، یک رژیم مالیاتی که به فرار از اجرای قانون پاداش می‌دهد، و یک محیط نظارتی خصمانه با شرکت علی‌رغم برخی بهبودها. یازده فهرست بورس اوراق بهادار استقبال می شود، اما آنها قطره ای در اقیانوس هستند. این نظرسنجی به وسعت این بهبود افتخار می کند، زیرا کشاورزی، صنعت، خدمات و تولید در مقیاس بزرگ به طور همزمان در حال رشد هستند. این بهتر از رشد یک طرفه است. اما وسعت بدون عمق یک دستاورد محدود است. رشد ناشی از بهره وری در طول زمان ترکیباتی را به دست می آورد و ثروت پایدار می سازد. رشد ناشی از مصرف، چرخه کالاهای مطلوب یا پایه پایین به سادگی زمان را مشخص می کند. بخش کشاورزی پاکستان - در میان بزرگترین بخش‌های منطقه - به واردات مواد غذایی، پنبه و نهاده‌های اساسی ادامه می‌دهد که باید به صورت رقابتی در داخل کشور تولید و صادر کند. این پارادوکس به تنهایی بحران بهره وری را در قلب اقتصاد در بر می گیرد. رشد LSM که به بالاترین حد در چهار سال گذشته رسیده است، ممکن است خوشایند باشد، اما تا حد زیادی نشان‌دهنده بهبود تقاضای اجباری صندوق بین‌المللی پول است تا افزایش بهره‌وری یا بهره‌وری واقعی. شوک خارجی بعدی، همان آسیب‌پذیری‌ها را دوباره آشکار می‌کند. تا زمانی که بهره وری به هدف اصلی سیاست اقتصادی تبدیل نشود، پاکستان به نوسان بین بحران ها و بهبودی شکننده ادامه خواهد داد و هرگز از کمک های دوره ای صندوق بین المللی پول فرار نخواهد کرد. بررسی اقتصادی داستان کشوری را روایت می کند که سال سخت دیگری را پشت سر گذاشته است. داستان مهم‌تر در مورد اینکه آیا پاکستان می‌تواند در نهایت این چرخه را بشکند، منتظر نوشتن است. منتشر شده در سپیده دم، 12 ژوئن 2026