مقررات و مقررات زدایی
⚡ خلاصه سریع
TIME نشان داده است که بحث ایدئولوژیک بین مقررات و مقررات زدایی تا حد زیادی نابجاست. دولت ها و رگولاتورها در ساختارها و شرایط مختلف بازار نقش های متفاوتی دارند.
TIME نشان داده است که بحث ایدئولوژیک بین مقررات و مقررات زدایی تا حد زیادی نابجاست.
دولت ها و رگولاتورها در ساختارها و شرایط مختلف بازار نقش های متفاوتی دارند. در برخی مناطق، آنها به طور فعال تر تنظیم می کنند. در برخی دیگر، آنها بر عملکرد نیروهای بازار نظارت دارند. شواهد و نتایج، نه ایدئولوژی، باید نقش دولت را تعیین کند. در پاکستان، بخش رسمی اغلب بیش از حد تنظیم شده و تحت فشار رویه ها و اختیارات اختیاری است که از نوآوری، سرمایه گذاری و پذیرش فناوری جلوگیری می کند. اجرای مقررات ضعیف است. کواک ها، ساختمان های ناایمن، داروهای تقلبی و غیره از نظارت فرار می کنند.
مقررات بیش از حد در بخش رسمی و اجرای سهل گیر در جاهای دیگر باعث تشویق غیر رسمی می شود. از این رو، هزاران شرکت ترجیح می دهند خارج از اقتصاد مستند باقی بمانند. اگر آنها مجبور نبودند با محدودیت های بی مورد مواجه شوند، بسیاری از آنها می توانستند به شرکت های متوسط تبدیل شوند و تولید، اشتغال، درآمدهای مالیاتی و کارایی را افزایش دهند و در عین حال اقتصاد غیررسمی را کاهش دهند.
چرا مقررات لازم است؟ در یک اقتصاد مختلط دولتی-خصوصی، مقررات برای تضمین رقابت منصفانه و حمایت از مصرف کنندگان ضروری است.
تا اوایل دهه 2000، همین وزارتخانه سیاستهایی را اتخاذ میکرد، مالکیت شرکتها و بخشهایی را که آن شرکتها در آن فعالیت میکردند را تنظیم میکرد. دولت با به رسمیت شناختن تضاد منافع ذاتی، اصلاحاتی را برای تفکیک کارکردها آغاز کرد. وزارتخانهها مسئولیت تدوین خطمشی، شرکتهای دولتی برای عملیات تجاری و تنظیمکنندههای مستقل برای نظارت و حمایت از مصرفکننده را به عهده گرفتند.
منطق ساده بود. یک شرکت خصوصی نمی تواند به طور منصفانه با یک شرکت دولتی رقابت کند، اگر وزارت تنظیم کننده نیز مالک یکی از رقبا باشد. این وزارتخانه میتواند سیاستها را تغییر دهد، یارانه بدهد، زیانها را جذب کند، امتیازات مالیاتی بدهد یا موانعی ایجاد کند که به ضرر شرکتهای خصوصی باشد. از این رو رگولاتورهای مستقل برای ایجاد زمینه بازی برابر و تشویق رقابت ایجاد شدند. آیا اهداف اصلاحات 25 سال بعد محقق شده است؟
چالش، تنظیم هوشمندانه، ترویج رقابت و اجرای بی طرفانه قوانین است.
بخش انرژی را در نظر بگیرید. اگرچه تنظیمکنندههای تخصصی دارد، اما همچنان با تعرفههای بالای انرژی، برق غیرقابلقابلقبول، ارائه خدمات ضعیف و بدهی دایرهای که به تریلیونها میرسد، مواجه هستیم. یکی از دلایل این است که وزارتخانه ها و بوروکراسی ها هرگز به طور کامل واگذاری اختیارات به تنظیم کننده ها و شرکت های دولتی را نپذیرفتند. تضاد بین وزارتخانه ها و تنظیم کننده ها، استقلال نظارتی را تضعیف کرد. ساختارهای حاکمیتی تنظیم کننده ها نیز مشکل ساز بوده است.
انتصابها در نهادهایی مانند تنظیمکنندههای بخش انرژی Nepra و Ogra اغلب تحت تأثیر ملاحظات وفاداری و اقامت پس از بازنشستگی، بهجای تخصص قرار گرفتهاند. بسیاری از مناصب به جای متخصصان اقتصاد، امور مالی، مهندسی، حقوق یا بازارهای انرژی توسط بوروکراتهای بازنشسته اشغال میشوند. نقش ها و مسئولیت ها مبهم هستند. رگولاتورها در حین اعمال نظارت عملیاتی بر مدیریت، تصمیمات سیاستی و نظارتی را اتخاذ میکنند، بنابراین مسئولیتپذیری را تضعیف میکنند و سردرگمی ایجاد میکنند. تجربه بیش از دو دهه نشان می دهد که Nepra و Ogra نیاز به بازسازی قابل توجهی دارند.
حذف تعیین قیمت مستقیم از وظایف آنها اولین گام است. SBP یک مدل ارائه می دهد. این سیستم بانکی را تنظیم می کند و استانداردهای احتیاطی را اجرا می کند، اما مستقیماً قیمت خدمات بانکی را تعیین نمی کند. به همین ترتیب، قیمت نفت و گاز باید به تدریج از مقررات زدایی و از طریق رقابت در بازار تعیین شود. Ogra باید به یک تنظیم کننده زنجیره تامین مدرن تبدیل شود و استفاده کارآمد از پالایشگاه ها، تأسیسات ذخیره سازی، خطوط لوله، پایانه ها و غیره را تضمین کند. باید سرمایه گذاری در سراسر زنجیره ارزش را تسهیل کند، از توسعه ذخایر استراتژیک حمایت کند و دیجیتالی شدن اکوسیستم عرضه سوخت را ترویج کند. Ogra برای مقابله با احتکار، کارتل سازی، تبانی، دستکاری بازار و OMC های ناسازگار، به قدرت های قانونی قوی نیاز دارد، که مستلزم مرزبندی واضح تری از مسئولیت ها بین Ogra و CCP است.
وظایف نظارتی اداره کل امتیازات نفت نیز باید از هم تفکیک شود. اداره قرارداد و انطباق با قراردادهای امتیاز ممکن است در اختیار صاحب امتیاز باقی بماند، در حالی که نظارت نظارتی باید به Ogra منتقل شود.
وزارت مواد منفجره نیز باید در Ogra ادغام شود. اصلاح بخش برق باید با از بین بردن مدل تک خریدار و اجرای CTBCM آغاز شود که به خریداران و فروشندگان متعدد اجازه می دهد در بازارهای برق شرکت کنند. دولت به مالکیت شبکه انتقال و بازیابی هزینههای چرخها ادامه خواهد داد، در حالی که تامینکنندگان برای مشتریان رقابت میکنند.
در یک مرحله مناسب، پاکستان باید به تدریج تعرفه ملی یکسان را با یارانه های هدفمند برای مناطق دورافتاده و محروم جایگزین کند. چنین سیستمی باعث بهبود کارایی، کاهش نشت و دستکاری، کاهش قیمت های کاربر نهایی، تشویق مصرف بیشتر و کاهش هزینه های ظرفیت می شود.
خصوصی سازی دیسکوها نباید صرفاً جایگزین انحصارات عمومی با انحصارات خصوصی شود. دارایی های اساسی، از جمله زمین های مازاد، باید در مالکیت عمومی باقی بماند و به اپراتورهای منتخب رقابتی اجاره داده شود. این امر باعث ارتقای رقابت و حفاظت از دارایی های عمومی می شود.
تحت این چارچوب، نقش نپرا از تعیین قیمت به نظارت بر بازار، حمایت از مصرفکننده، جلوگیری از رفتار ضدرقابتی، اجرای بیطرفی شبکه و ترویج حکمرانی شفاف تغییر خواهد کرد. به جای تعیین تعرفه، بر قابلیت اطمینان، کاهش تلفات، دیجیتالی شدن و کیفیت خدمات تمرکز دارد. شرکت ملی شبکه همچنین باید سرمایه گذاری در زیرساخت های انتقال، به ویژه رفع تنگناها بین مراکز تولید جنوب و هاب های تقاضای شمالی را تسریع بخشد.
ساختارهای حکومتی نیاز به تغییرات مربوطه داشتند. نمایندگی استانی باید ادامه یابد، اما اعضای هیئت مدیره باید بر نظارت، پالیسی، شفافیت، حسابرسی، پاسخگویی و تصویب برنامه ها و بودجه ها تمرکز کنند. پس از عضویت، نمی توانند به طور ضمنی یا صریح از دولت مرکزی یا استانی برای حفظ بی طرفی و تصمیم گیری عینی دستور بگیرند. مدیریت عملیاتی باید به جای مستقیماً به اعضای هیئت مدیره، به یک مدیر عامل حرفه ای گزارش دهد.
ترکیب هیئت مدیره باید گسترده شود تا کارشناسان مستقل در انرژی، حقوق، اقتصاد، امور مالی، فناوری و سیستم های اطلاعاتی را شامل شود. در نهایت، استخدام و ارتقاء در رگولاتورها باید مبتنی بر شایستگی باشد. کارکنان حرفه ای باید از طریق رقابت آزاد انتخاب شوند، در حالی که پیشرفت باید به عملکرد بستگی داشته باشد. آموزش مداوم و قرار گرفتن در معرض بهترین شیوه های نظارتی بین المللی باید بخشی جدایی ناپذیر از ظرفیت سازی باشد.
چالش واقعی پاکستان انتخاب بین مقررات و مقررات زدایی نیست، بلکه تنظیم هوشمندانه، ترویج رقابت و اجرای قوانین بی طرفانه است.
تنظیمکنندههای قوی، مستقل و با مدیریت حرفهای برای جذب سرمایهگذاری، حمایت از مصرفکنندگان و تضمین منابع انرژی مقرونبهصرفه و قابل اعتماد ضروری هستند. تنها در این صورت است که مقررات می تواند به ابزاری برای کارآیی اقتصادی تبدیل شود، به جای اینکه مانعی برای رشد باقی بماند.
نویسنده رئیس کمیسیون ملی اصلاحات دولتی (2006-2008) و مشاور نخست وزیر در مورد اصلاحات نهادی (2018-2021) بود. او از روسای سابق نهادهای نظارتی به خاطر نظرشان تشکر می کند.
منتشر شده در سپیده دم، 11 ژوئن 2026
← بازگشت