مونیک مدیروس (سمت راست) پس از محکومیت به قتل عمدی پسرش هنری بورل، 4 ساله، عفو قضایی دریافت کرد. برونو دانتاس/ تی جی آر جی پروفسور سیلویا پیمنتل، یکی از قهرمانان تدوین قانون ماریا داپنها و رئیس سابق کمیته رفع تبعیض علیه زنان سازمان ملل متحد (Cedaw-UN)، اظهار می دارد که عفو قضایی اعطا شده به مونیک مدیروس، مادر هنری بورل، از نقطه نظر حقوقی و یک خدمت فمینیستی نامناسب است. پیمنتل در مصاحبه ای با بی بی سی نیوز برزیل می گوید: «عفو قضایی غیرمنطقی بود، قانونی نبود و به معنای مهربانی قاضی بود. این تصمیم برخلاف منافع یک فمینیسم روشن‌فکر است، زیرا ما صلاح جنسیتی نمی‌خواهیم، ​​ما خواهان برابری جنسیتی هستیم. ما [زنان] نمی‌خواهیم مورد حمایت قرار بگیریم.» هفته گذشته، قاضی الیزابت ماچادو لورو، ناپدری هنری، خایرو سوزا سانتوس جونیور، عضو شورای وقت ریودوژانیرو (Solidariedade)، معروف به دکتر Jairinho را به خاطر قتل این پسر در سال 2021 به 43 سال و 9 ماه و 20 روز زندان محکوم کرد. هنری در 4 سالگی پس از بستری شدن در بیمارستان با جراحات متعدد و ایست قلبی تنفسی درگذشت. در آن زمان، گزارش کالبد شکافی موسسه حقوقی پزشکی (IML) حاکی از آن بود که کودک بر اثر اعمال خشونت آمیز 23 آسیب دید که منجر به پارگی کبد و خونریزی داخلی شد. مونیک مدیروس پس از اینکه هیئت منصفه اتهام او را از قتل عمد به قتل عمدی (زمانی که قصد قتل وجود ندارد) کاهش دادند، عفو قضایی دریافت کرد. مدیروس متهم به قتل عمدی (زمانی که قصد قتل وجود دارد) شد، زیرا در قوانین کیفری برزیل، شخص می‌تواند مسئول این جنایت حتی بدون وارد کردن ضرباتی باشد که باعث مرگ شده است. تز وزارت عمومی این بود که مدیروس از حملات انجام شده توسط ژایرینیو اطلاع داشت، وظیفه داشت از پسرش محافظت کند و با این وجود، اجازه داد وضعیت ادامه یابد. بنابراین، وی به عدم کمک و قتل واجد شرایط در قالب قصور متهم شد. با این حال، در دادگاه، دادگاه هیئت منصفه جرم را به قتل عمد تقلیل داد و فهمید که قصدی برای قتل از سوی مدیروس وجود نداشت، بلکه سهل انگاری بود. از آنجایی که هیئت منصفه فقط جنایات عمدی علیه زندگی را قضاوت می کند، تصمیم در مورد مدیروس پس از آن به قاضی منتقل شد و او تصمیم گرفت که او را عفو قضایی کند. در آن، قاضی تشخیص می دهد که جرم وجود داشته است، اما مجازات مقرر در قانون را اعمال نمی کند. در این حکم، قاضی هنگام توجیه عفو، به موضوعاتی مانند تبعیض جنسیتی و مادری اشاره کرد و ارزیابی کرد که مدیروس قربانی زن ستیزی شده است، زیرا پس از مرگ پسرش، با حمله به شبکه‌های اجتماعی و تجاوز در دوران زندانش، متحمل «قتل عام اجتماعی» شده است. الیزابت لورو همچنین اظهار داشت که «واکنش نامتناسبی از سوی جامعه، تحت تأثیر فرهنگ مردسالارانه» وجود داشته است و مردی نیز چنین رفتاری را متحمل نمی‌شد. قاضی الیزابت لورو در حکم خود اعلام کرد که مونیک مدیروس پس از مرگ پسرش، با حملات در شبکه های اجتماعی و تجاوزات، دچار «قتل عام اجتماعی» شد. توماز سیلوا/آگنسیا برزیل علاوه بر قتل عمد، مدیروس در رابطه با شکنجه هایی که هانری متحمل شده بود نیز محکوم شد. در این پرونده قاضی حکم ۱ سال و ۴ ماه بازداشت علنی صادر کرد. با این حال، قاضی اذعان کرد که این مجازات قبلاً برای مدتی که او در طول این فرآیند در زندان بود - حدود چهار سال - به طور کامل اجرا شده بود. در مورد محکومیت به قتل عمد، مجازات از 1 تا 3 سال متغیر است. بنابراین، احتمالاً، حتی با اضافه کردن این دو حکم، مدیروس پس از محاکمه آزاد می شد. یا اگر به دو مجازات حداکثر محکوم می شد، چند ماه باقیمانده را در رژیم علنی سپری می کرد. تصمیم قاضی الیزابت لورو برای عفو قضایی مورد انتقاد گسترده قرار گرفت. وزیر کارمن لوسیا، از دادگاه عالی فدرال (STF) یکی از کسانی بود که برای ابراز مخالفت خود با این حکم به عموم مردم مراجعه کرد. "هیئت منصفه به نتیجه رسیدند. بنابراین ربطی به زن یا مرد بودن ندارد. این وزیر در مصاحبه با پادکست Globonews POD_i گفت: جنسیت یک رفتار امن برای ارتکاب جرم نیست. «نمی‌دانم موضوع عفو قضایی بوده یا نه، اما تأثیری که ایجاد می‌کند عدم توضیح است. چگونه می توان کسی را که بلافاصله محکوم شد بخشیده شد؟ عفو قضایی در مواردی که قانون پیش بینی کرده است وجود دارد. این هیچ ربطی به زن ستیزی ندارد، هیچ چیز، تنها زن در حال حاضر در STF اضافه کرد. عفو قضایی برای این کار ایجاد نشده است سیلویا پیمنتل، وکیل دادگستری، نظر کارمن لوسیا در مورد عفو قضایی مونیک مدیروس را به اشتراک می گذارد. اکنون 86 ساله، استاد حقوق در دانشگاه پاپی کاتولیک سائوپائولو (PUC-SP) سابقه بی نقصی در دفاع از حق عدالت برای زنان دارد. او نقش اساسی در جنبش فمینیستی علیه تبرئه قاتل آنجلا دینیز در سال 1976 ایفا کرد. به بازنویسی قانون مدنی، تغییر موادی که علیه زنان تبعیض آمیز بود کمک کرد. و در کنسرسیومی که لایحه ای را تدوین کرد که منجر به قانون ماریا داپنها، ابزار قانونی اصلی کشور برای مهار خشونت علیه زنان شد، شرکت کرد. در بحبوحه حملات فزاینده راست رادیکال به آنچه آنها «ایدئولوژی جنسیتی» می‌خوانند و چندین عقب‌نشینی در حقوق زنان در برزیل و سراسر جهان، پیمنتل از گفتن اینکه او یک «فمینیست کارت‌باز» است ابایی ندارد. و با این اعتبار است که او در انتقاد از تصمیم قاضی پرونده هنری بورل کاملاً آزاد است. سیلویا پیمنتل، وکیل دادگستری می گوید: «هیچ چیز توجیه کننده نیست و نمی تواند اجازه بخشودگی حذف رفتار با عواقب جدی را بدهد». کلودیو مارگینی جونیور/اخبار سازمان ملل وکیل به یاد دارد که دایه به مونیک هشدار داد که ژایرینیو خود را با کودک در اتاق حبس کرده است، تلویزیون را روشن کرده و وقتی او در را می زند پاسخی نمی دهد. با توجه به سوابق پرونده، پرستار بچه Thayná Ferreira نیز گفت که او شنیده است که پسر می گوید که Jairinho او را زمین زده و او را لگد کرده است. در حین حمام کردن، کودک از دایه می خواست که سرش را نشوید، زیرا او درد می کرد. تحقیقات پلیس مدنی به این نتیجه رسید که هنری قربانی شکنجه‌های جسمی و روانی معمولی بود که توسط ناپدری‌اش انجام می‌شد و مادر پسر از این حملات آگاه بود. پیمنتل می‌گوید: «مادر به وضوح زنی است که با این مرد رابطه ستمگرانه دارد. اما، به نظر من، هیچ چیز توجیه نمی کند و نمی تواند اجازه دهد که یک رفتار حذف با عواقب جدی که در نهایت به همراه داشت بخشیده شود. با تمام احترامی که برای قاضی که این تصمیم را گرفت و حتی احترام انسانی برای این مادر قائل هستم، فقط باید از اشتباه هر دو متاسف باشم - اشتباه جدی قضایی از طرف قاضی و اشتباه وجودی بسیار جدی از طرف یک مادر. پیمنتل، استاد فلسفه حقوق و نقد فمینیستی حقوق و هماهنگ کننده گروه تحقیقاتی حقوق، تبعیض جنسیتی و برابری در PUC، ارزیابی می کند که عفو قضایی برای مواردی از این دست ایجاد نشده است. این حقوقدان یادآور می شود: عفو قضایی مقرر در بند پنجم ماده ۱۲۱ قانون مجازات برای مواردی است که ماهیت مجرمانه داشته باشد که عواقب جرم آنقدر بر عامل اثر بگذارد که مجازات کیفری غیرضروری شود. او می‌گوید: «نمونه کلاسیک مادری است که از روی سهل انگاری، پسرش را در گاراژ زیر گرفته است. او کریستین تورلونی بازیگر را مثال می‌زند که در سال 1991 پسر 12 ساله‌اش را در یک تراژدی خانگی از دست داد که در آن هنگام دنده عقب، کنترل ماشینش را از دست داد. خودرو از ارتفاع 5 متری به داخل گاراژ سقوط کرد و پسری که همراه او در خودرو بود از ناحیه سر آسیب دید و جان باخت. معلم می گوید: «در مورد مونیک، اعمال عفو قضایی به این دلیل که او از قتل عام در شبکه های اجتماعی یا حملات در زندان آسیب دیده است، برای اشتباه گرفتن پیامدهای ذاتی جنایت - از دست دادن فرزندش - با پیامدهای فرآیند جنایی و واکنش اجتماعی در مواجهه با خشونت وحشیانه علیه کودک است. بنابراین، اگرچه بخشش قضایی در موارد قتل مقصر پشتوانه قانونی و قضایی پیدا می‌کند، اما مسلم است که تفاوت‌هایی از پرونده مونیک با سایر مواردی که معمولاً مؤسسه در آنها اعمال می‌شود، وجود دارد.» بنابراین، پیمنتل مشاهده می کند که اگرچه گذشت قضایی در قانون وجود دارد، اما در مورد هیچ موردی صدق نمی کند. "هر هنجار باید به طور موجهی برای مورد منحصر به فردی که در مورد آن اعمال می شود تفسیر شود." دادگاه ژایرینیو را محکوم کرد و مادر هنری را پس از عفو قضایی آزاد کرد قضاوت با دیدگاه جنسیتی پیمنتل یادآوری می کند که از سال 2023، شورای ملی دادگستری (CNJ) پروتکل قضاوت با دیدگاه جنسیتی را ایجاد کرد. این یک راهنمای اجباری برای قوه قضاییه است که قضات را برای تجزیه و تحلیل فرآیندها با در نظر گرفتن نابرابری‌های ساختاری و اجتناب از کلیشه‌ها، تعصبات و تصمیمات تبعیض آمیز علیه زنان راهنمایی می‌کند. پیمنتل می گوید: "پروتکل فوق العاده است، ابزاری است که به جلب توجه به جامعه ای که هنوز پر از کلیشه ها و تعصبات نسبت به ما زنان است کمک می کند." اما این پروتکل برابری جنسیتی را پیشنهاد می‌کند، نه «مهربانی جنسیتی». با این حال، فقیه تأکید می کند که اکنون لازم است از کشتار مونیک و قاضی اجتناب شود. بیایید این دو زن، قاضی و این مادر بیچاره را به حال خود رها کنیم. اما این مانع از این نمی شود که بگوییم از نظر قانونی، این تصمیم اشتباهی از سوی قاضی پرونده بوده است. پیمنتل همچنین خاطرنشان می کند که تصمیم لورو خطرناک است، زیرا در جهانی که به طور فزاینده ای از این بحث بیزار است، جناحی را برای انتقاد از نگرانی های مربوط به مسائل جنسیتی باز می کند. او به یاد می آورد که این عواقب عملی دارد. پیمنتل می‌گوید: «نیروهای سیاسی نومحافظه‌کار و راست افراطی، مقوله جنسیتی را به تهدیدی ساخته‌شده برای نظم سنتی خانوادگی و اجتماعی تبدیل کرده‌اند. این وحشت به برچیدن سیاست های عمومی و تحریم آموزش حقوق بشر برای زنان و دیگر گروه های تحت ستم تبدیل می شود.»