برجستگی پاکستان در دیپلماسی جهانی در ماه های اخیر در نتیجه نقشی که این کشور در میانجی گری مذاکرات بین ایالات متحده آمریکا، ایران و کشورهای خلیج داشته است، افزایش یافته است. با این حال، این امر به ناچار منجر به پرسش هایی در مورد راه هایی می شود که رهبران آن به دنبال ترجمه این به رسمیت شناختن به گونه ای هستند که از مردم در کشور و همچنین منطقه گسترده تر حمایت کنند. حوزه روشنی که پاکستان می تواند در آن از جایگاه فعلی جهانی خود استفاده کند، بخش آموزش عالی است. مخاطرات قابل توجهی است. پاکستان یکی از بزرگترین جمعیت جوانان جهان را دارد و تقاضا برای آموزش عالی در حال افزایش است. تجزیه و تحلیل اخیر توسط QAA (2025) نشان می دهد که پاکستان بیش از 250 میلیون نفر دارد که حدود یک سوم آنها زیر 14 سال هستند و ثبت نام در دانشگاه ها در طول یک دهه بیش از 50 درصد رشد داشته است. ارائه آموزش عالی فراملی بریتانیا در پاکستان نیز از حدود 7985 دانشجو در سال 2019-2020 به 13575 در 2022-23 افزایش یافته است. آموزش عالی فراملی به ترتیبی اطلاق می شود که در آن یک دانشگاه مدرک خود را در پاکستان، از طریق پردیس شعبه، آموزش از راه دور یا آنلاین، یا برنامه های فرانشیز شده از طریق یک دانشگاه محلی ارائه می دهد. پاکستان دارای دانشگاه ها و موسسات تحقیقاتی عالی در هر دو بخش دولتی و خصوصی است. بیش از 260 دانشگاه و مؤسسه اعطا کننده مدرک وجود دارد، بنابراین سؤال این نیست که آیا پاکستان پایگاه آموزش عالی دارد یا خیر، بلکه سؤال این است که چگونه این پایگاه می تواند از نظر استراتژیک تر به تحرک منطقه ای، همکاری تحقیقاتی و اشتغال متصل شود. برتری تحقیقاتی در پاکستان در زمینه های مختلف از علوم اجتماعی و علوم انسانی گرفته تا علوم، مراقبت های بهداشتی و پزشکی وجود دارد. در عین حال، قوانین جدیدی که توسط کمیسیون آموزش عالی کشور و دولت استانی پنجاب ارائه شده است، در حال توسعه سیاست هایی است که هدف آن تشویق مشارکت عمیق تر توسط دانشگاه های بین المللی در کشور است. این در کنار سیاست آموزشی فراملی بازنگری شده پاکستان که در سال 2024 به روز شد و علاقه فزاینده بخش بریتانیا به پاکستان به عنوان بازار آموزش فراساحلی اتفاق می افتد. با این حال، نتایج این ابتکارات هنوز در حال شکل گیری است و این لحظه مهمی برای پاکستان است تا به دقت درباره نوع استراتژی آموزش عالی بین المللی که می خواهد دنبال کند، فکر کند. به یک معنا، این خبر خوبی برای پاکستان است. این کشور به جای پیروی از مسیر سایر کشورهای منطقه، نیازمند زمان و مکان است تا رویکردی مناسب و راهبردی برای تعامل خود با نهادهای بین المللی ایجاد کند. تمرکز توجه بر تشویق دانشگاه‌های خارجی برای ایجاد پردیس‌های داخلی، مسائل متعددی را مطرح می‌کند، از مسائل مربوط به امور مالی گرفته تا دیگران در مورد آزادی بیان و آزادی آکادمیک، همانطور که نمونه‌های متعددی از امارات، چین و مالزی نشان می‌دهد. به عنوان مثال، مدل پردیس شعبه خارجی مالزی، مسیرهای کم‌هزینه‌تری برای مدارک تحصیلی خارجی نزدیک‌تر به کشور ایجاد کرده است، در حالی که امارات متحده عربی به یکی از قابل مشاهده‌ترین میزبانان پردیس‌های شعبه بین‌المللی در جهان تبدیل شده است. اما این مدل‌ها پرسش‌های دشواری را نیز مطرح می‌کنند: چه کسی می‌تواند آن‌ها را بپردازد، چقدر دانشگاه‌های محلی را تقویت می‌کنند، و آیا به جای ظرفیت ملی، مراکز آموزشی ایجاد می‌کنند. پاکستان می تواند یک استراتژی متفاوت و متمایز ایجاد کند که منعکس کننده نقاط قوت تحقیقاتی و آموزشی خود باشد و در عین حال با سایر کشورهای منطقه نیز همکاری کند. همانطور که دیدار اخیر بین علیشیر توختایف، سفیر ازبکستان در اسلام آباد، و وزیر دولت فدرال آموزش حرفه ای پاکستان، وجیها قمر، نشان می دهد که در حال حاضر در دولت های ازبکستان و پاکستان کار برای تقویت روابط آموزش عالی در حال انجام است، خوشحال کننده است. توسعه یک رویکرد استراتژیک برای همکاری با کشورهایی از جمله ازبکستان، که از اهمیت فزاینده ای برای اقتصاد پاکستان برخوردار است، همکاری در توسعه ظرفیت تحقیقاتی و تخصص، بهبود ارتباط و استانداردهای آموزش، و رسیدگی به مسائل محلی در سراسر آسیای جنوبی و مرکزی، از جمله موارد مربوط به تغییرات آب و هوایی، هوش مصنوعی و اثرات بی ثبات کننده تجارت و امنیت زمین را ممکن می سازد. یک رویکرد استراتژیک به گسترش فرصت های تجاری بین دو کشور و مناطق وسیع تری که در آن واقع شده اند کمک می کند. مقامات پاکستانی و ازبکستانی اخیراً پیشنهاد کردند که 228 شرکت پاکستانی در ازبکستان فعالیت کنند، در حالی که وزیر سرمایه گذاری، صنعت و تجارت این کشور، لازیز کودراتوف، هدف 2 میلیارد دلاری تجارت دوجانبه را از طریق همکاری های صنعتی و بخش جدید تعیین کرده است. مؤسسات آموزش عالی می توانند از طریق تعمیق ارتباطات مردمی و تسهیل به اشتراک گذاری دانش، تخصص و کارگران ماهر از این کار حمایت کنند. توسعه یک استراتژی مشترک برای آموزش عالی بین پاکستان و آسیای مرکزی بر روی تحولاتی است که در سال های اخیر در منطقه رخ داده است. در شرایط جنگ در ایران و اختلاف بین پاکستان و افغانستان، پاکستان کریدورهای زمینی جدیدی را از طریق ایران و چین باز کرده است که از طریق آن کالاها به آسیای مرکزی ارسال می شود. به طور همزمان، کریدورهای هوایی جدید نیز جابجایی افراد و محموله ها را بین تاشکند و اسلام آباد و احتمالاً کراچی نیز تسهیل می کند. این راهروها تنها توسط دولت ها، دیپلمات ها یا شرکت های بزرگ شکل نمی گیرند. همانطور که کار قوم نگاری با بازرگانان افغان و آسیای مرکزی نشان داده است، ارتباط منطقه ای اغلب از پایین توسط تاجران کوچک، حمل و نقل، دلالان، شرکت های خانوادگی و شبکه های تجاری سیار برقرار می شود که کالاها، اعتبارات و اطلاعات را از مرزها عبور می دهند، حتی زمانی که روابط سیاسی رسمی تیره است. تحولات می تواند یک زیرساخت اساسی برای روابط استراتژیک، دوجانبه سودمند و هماهنگ بین دانشگاه ها و موسسات تحقیقاتی در این کشورها فراهم کند. مردم آن‌ها چالش‌ها و فرصت‌هایی را به اشتراک می‌گذارند، از جمله آن‌هایی که ناشی از جمعیت‌هایی با نسبت‌های بالایی از جوانان و جوامعی هستند که با تأثیرات فوری تغییرات آب و هوایی مواجه هستند. همکاری با یکدیگر بر روی یک استراتژی آموزش عالی منطقه ای که مبتنی بر تخصص محلی موجود است، نیازها و اولویت های ملی و منطقه ای را شناسایی و بر آنها تمرکز می کند، و ارتباطات مردم با مردم را از طریق تبادل دانشجو و تحرک دانشگاهی تشویق می کند، می تواند به تبدیل دستاوردهای حوزه دیپلماسی بین المللی به منافع ملموس برای شهروندان هر دو کشور کمک کند. دلایل دیگری برای تمرکز بر رویکرد منطقه ای به آموزش عالی وجود دارد. کشورهای اروپا و آمریکای شمالی که پاکستانی‌ها برای تحصیل به آنها سفر کرده‌اند به طور فزاینده‌ای به محیط‌های خصمانه تبدیل شده‌اند. افزایش سطح اسلام هراسی، که در بحث های عمومی و آنلاین و در حمایت از احزاب سیاسی پوپولیستی آشکار می شود، باعث نگرانی دانشجویان پاکستانی در کشورهایی از جمله بریتانیا، آلمان و ایالات متحده آمریکا شده است. رویدادهای اخیر در بلفاست، ایرلند شمالی، تنها یکی از نمونه‌های این پویایی است و باعث نگرانی والدین پاکستانی با فرزندانی است که در بریتانیا تحصیل می‌کنند. همزمان، دولت‌های بسیاری از کشورها در اروپا و آمریکای شمالی در حال اجرای سیاست‌های مهاجرتی هستند که دانشگاه‌های مستقر را به مقاصد جذابیت کمتر و کمتری برای جوانان پاکستانی تبدیل می‌کند و در عین حال به پایگاه اصلی آموزشی و پژوهشی آنها آسیب می‌زند. بریتانیا همچنان یک مقصد مهم است، اما گرانتر و کمتر قابل پیش بینی می شود. هزینه ویزای دانشجویی انگلستان در حال حاضر 558 پوند است، و مسیر ویزای فارغ التحصیل از 1 ژانویه 2027 برای اکثر متقاضیان از دو سال به 18 ماه کاهش می یابد، اگرچه فارغ التحصیلان دکترا به مدت سه سال واجد شرایط هستند. با این حال تقاضا همچنان بالاست: پاکستان در سال منتهی به مارس 2024 با اعطای 33941 ویزا، یکی از بزرگترین منابع ویزای تحصیلی تحت حمایت بریتانیا بود. پرداختن به این مسائل تنها با حمایت از توسعه پردیس ها توسط دانشگاه های خارجی در پاکستان می تواند یک فرصت از دست رفته باشد. تمرکز استراتژیک بر مشارکت‌های آموزش عالی منطقه‌ای و تشویق مؤسسات آموزش عالی مستقر در آمریکای شمالی و اروپا برای مشارکت در آنها، در مقابل، می‌تواند منجر به توسعه یک محیط آموزش عالی پایدار، مرتبط و عادلانه شود. برای نشان دادن تعهد خود به جوانان در سراسر منطقه، پاکستان می‌تواند به دنبال رسیدگی به یکی از دشوارترین و طولانی‌ترین مسائل منطقه باشد: افغانستان. مانند پاکستان و ازبکستان، جمعیت افغانستان نیز جوان است. بسیاری از مردان و زنان بااستعداد آن مشتاق تحصیل هستند، اما به دلیل سیاست های طالبان از دانشگاه ها محروم شده اند. این بخشی از بحران آموزشی منطقه ای گسترده تر است. یونیسف و یونسکو در سال 2025 گزارش دادند که افغانستان تا سال 2024 بیش از 2.13 میلیون کودک در سن دبستان از تحصیل بازمانده است، در حالی که محدودیت‌های تحصیلی دختران و زنان یک وضعیت اضطراری نسلی ایجاد کرده است. پاکستان با تسهیل فرصت‌ها برای تحصیل دانشجویان افغان، به‌ویژه زنان، در پردیس‌های دانشگاهی خود، هم تمایل خود را برای برداشتن اولین گام سازنده در جهت احیای روابط مردمی بین هر دو کشور نشان می‌دهد و هم چشم‌انداز ایجاد زیرساخت‌های آموزش عالی نوآورانه و آینده‌نگر را برای منطقه وسیع‌تر بهبود می‌بخشد. یک استراتژی آموزش عالی منطقه ای نباید از وضعیت اضطراری آموزشی خود پاکستان منحرف شود. یونسکو به آمار آموزش و پرورش پاکستان در سال های 2023-24/2024-25 استناد می کند که 25.15 میلیون کودک 5 تا 16 ساله را از مدرسه خارج می کند. این امر مهم‌تر این است که بین‌المللی‌سازی آموزش عالی به تحرک نخبگان محدود نمی‌شود، بلکه به آموزش معلمان، دانشگاه‌های دولتی، آموزش فنی، دسترسی دیجیتال و شمول استانی مرتبط است.