حذف واسطه
⚡ خلاصه سریع
هر بودجه فدرال یادآور این است که دولت فدرال پاکستان چقدر نمی تواند در حد توان خود هزینه کند.
هر بودجه فدرال یادآور این است که دولت فدرال پاکستان چقدر نمی تواند در حد توان خود هزینه کند. بنابراین، بار حفظ تعادل مالی تا حدی قابل مدیریت بر دوش همان چند بره قربانی است، که معمولاً بخش رسمی از نظر جمعآوری و نیازهای توسعه برای مخارج است.
هر چقدر هم که دردسرساز باشد، نسبت بدهی ناخالص عمومی کشور به میزان 70 درصد با توجه به استانداردهای اقتصاد در حال توسعه به طرز فجیعی بالا نیست. با این حال، یک مشکل بزرگ تمرکز آن است: در دهه گذشته، بانک های تجاری بخش عمده ای از بدهی های دولت فدرال را در اختیار داشته اند.
از 54.5 تریلیون روپیه بدهی داخلی پاکستان، بخش عمده آن در ابزارهای قابل فروش به ارزش 46.6 تریلیون روپیه است. از این میزان، بانک های برنامه ریزی شده 36.8 تریلیون روپیه یا 79 درصد در اختیار دارند. بیمهگران کمتر از 5 درصد، صندوقهای متقابل و بازنشستگی حدود 6 درصد، و سطل کاملی از «شرکتها و دیگران» برای بقیه به حساب میآیند. این امر باعث می شود که رابطه بانک-حاکمیت بر اساس استانداردهای جهانی افراطی باشد.
تحلیل بانک جهانی از پایان سال 2024 نشان میدهد که داراییهای عمومی بانکهای پاکستانی تقریباً 60 درصد از کل داراییها است که چهار برابر میانگین جهانی و بالاترین رقم در نمونهای از بیش از 80 کشور است. در نتیجه، تأثیر بر فعالیت اعتباری بسیار مضر بوده است، به طوری که نسبت پیشفرض به سپردههای صنعت زیر 40 درصد و سهم شرکتهای کوچک و متوسط به سختی 10 درصد از وامهای بخش خصوصی است.
حتی یک دهم از سهام داخلی 54 تریلیون روپیه را به خارج از بانک ها و به خرده فروشی ها با بازدهی فقط 150 واحد پایه ارزان تر منتقل کنید و پس انداز سالانه به 80 میلیارد روپیه برسد.
از آنجایی که دو ترازنامه بانکداری و دولت بسیار محکم به هم پیچیده شده اند، این رابطه به چیزی سمی تبدیل شده است. دولت از بانکها وام میگیرد، بر سود آن وامگیری مالیات میگیرد و بانکها به جای اینکه پول را به کار بیندازند، پول را کنار میزنند. جایی در این حلقه، هم سپرده گذار و هم اقتصاد واقعی فراموش شده است.
هنگامی که 79 درصد از کاغذ برجسته با یک باشگاه کوچک از خریداران نهادی قرار می گیرد، این خریداران قدرت قیمت گذاری واقعی را در هر حراجی حمل می کنند. بازاری با پساندازکنندگان خردهفروشی، صندوقهای بازنشستگی، بیمهگران و خریداران خارجی که هر کدام بخش معنیداری را در اختیار دارند، تنش رقابتی ایجاد میکند که بر بازدهی کالاها تأثیر میگذارد، و بازاری که تحت سلطه بانکها قرار دارد، این کار را نمیکند.
پول نهادی که معمولاً این تنش را فراهم می کند، عمدتاً بیمه گذاران، بسیار ناچیز است: تقریباً 0.9 درصد از تولید ناخالص داخلی در برابر حدود 4 درصد در هند، کل پایه دارایی بخش کمتر از یک سال استقراض دولت است. که خرده فروشی را ترک می کند، و روی کاغذ، مورد آن قانع کننده است. در حال حاضر میلیون ها پاکستانی از طریق طرح های پس انداز ملی قدیمی به دولت وام می دهند که در حال حاضر 3.6 تریلیون روپیه در اختیار دارند.
این بخش از لحاظ تاریخی بازدهی کمتری را نسبت به بانکها برای همان اعتبار دولتی پذیرفته است، بنابراین گسترش پایه میتواند صورت حساب پرداخت بدهی را نیز کاهش دهد. یک سیاست جدید InsightLab در مدرسه کسب و کار و رهبری کراچی، کراچی، استدلال میکند که با وجود ابزارها و پلتفرمهای جدید، مجموعه طلبکارانی که بدهی پاکستان را در اختیار دارند در طول هفت سال گذشته به سختی تغییر کرده است. بانک ها هنوز اکثریت قریب به اتفاق را در اختیار دارند.
کانال های جدید نحوه فروش بدهی را تغییر دادند، اما نه اینکه چه کسی آن را می خرد. حتی یک دهم سهام داخلی 54 تریلیون روپیه (حدود 5.5 تریلیون روپیه) را از بانک ها خارج کنید و به خرده فروشی ها با بازدهی 50 تا 150 واحد پایه ارزان تر منتقل کنید و پس انداز سالانه بین 25 تا 80 میلیارد روپیه است. این تفاوت قابل توجهی را در قبض خدمات بدهی ایجاد می کند، که به بزرگترین ردیف بودجه تبدیل شده است و هر سال فقط ترکیب می شود.
یک جایزه ساختاری نیز وجود دارد. بانک ها به سمت اوراق کوتاه مدت و با نرخ شناور گرایش پیدا می کنند، عمدتاً به این دلیل که ترکیب بدهی آنها آنها را مجبور به انجام این کار می کند. بانکهای پاکستانی به سختی سپردههای ثابتی دارند، فقط 6.1 تریلیون روپیه از 37.3 تریلیون روپیه، بنابراین نمیتوانند به راحتی در معرض دید طولانی مدت و ثابت قرار بگیرند. یک پایگاه خرده فروشی واقعی که توسط پس انداز های قدیمی خانوار تثبیت شده باشد، همان قدرتی را که بانک ها از آن دوری می کنند، می گیرد و ریسک جابجایی را کاهش می دهد که نمایه فعلی هیچ کاری برای رفع آن نمی کند.
برای دولتی که ناامید از مهار بزرگترین خط مخارج خود است، خرده فروشی اهرم نادری است که هزینه و ریسک را به یکباره کاهش می دهد. اما سوال این است که چگونه حاکمیت به این بخش می رسد؟ از نظر تاریخی، این پاسخ پس انداز ملی بود، اگرچه خالی از کاستی نیست. نرخ های آن توسط فیات اداری در مراحل گسسته تعیین می شود، بنابراین آنها در بازار عقب هستند.
این برای پساندازکنندگان هنگام کاهش نرخها جذاب است، اما ساختاری است که برخلاف اهداف خود دولت عمل میکند، غیرقابل تجارت است، سقف 5 میلیون روپیه دارد و بیشتر بهعنوان امنیت شبه اجتماعی برای زنان بیوه و بازنشستگان مطرح میشود تا یک ابزار جدی تامین مالی. مسیر دوم از طریق بازارهای سرمایه با انتشار صکوک به طور مستقیم در بورس اوراق بهادار پاکستان انجام می شود. اما این در تغییر صاحبان مقاله بهتر عمل نکرده است.
از دسامبر 2023، دولت صکوک ایجاره را از طریق صرافی با تقاضای سرفصل خیره کننده به حراج گذاشته است، با این حال این مقاله کاملاً واجد شرایط نقدینگی قانونی است، افراد نمی توانند مستقیماً پیشنهاد بدهند زمانی که کمتر از 1 درصد از شهروندان دارای حساب کارگزاری هستند، و بانک ها همچنان نزدیک به 90 درصد از سهام را در اختیار دارند.
سومین کانال دیاسپورا، حساب دیجیتال روشن، و واقعاً یک پیروزی نسبی است: بیش از 927000 حساب افتتاح شده و بیش از 12.7 میلیارد دلار از سال 2020 دریافت شده است، اگرچه گواهینامه های نایا پاکستان، ابزار بدهی داخل آن، هرگز از 2 درصد بدهی خارجی دولت تجاوز نکرده است.
جدیدترین تلاش سعی میکند مشکل دسترسی را در ریشه حل کند. حسابهای اوراق بهادار پورتفولیوی سرمایهگذار (IPS) مدتهاست که به افراد اجازه میدهد اوراق دولتی را در اختیار داشته باشند، اما در عمل، این کانال به معنای بازدید از شعب، فرمهای دستی، و کارکنان بانک بود که انگیزه کمی برای تبلیغ آن نداشتند، بنابراین تعداد کمی از آن استفاده کردند. پورتال InvestPak بانک دولتی پاکستان، که در نوامبر 2025 راه اندازی شد، بر روی این لوله کشی بنا شده و اصطکاک را از بین می برد. این کار را با اجازه دادن به افراد برای باز کردن یک حساب IPS، پیشنهاد در حراج و معامله اوراق بهادار به طور کامل آنلاین انجام می دهد.
از نظر تئوری، این امیدوارکنندهترین مورد است، با یک نکته: دسترسی همچنان از طریق حسابهای IPS نگهداری شده توسط بانک انجام میشود، همان موسساتی که هیچ دلیل تجاری ندارند تا سرمایهگذاران خرد را به سمت طبقهای از دارایی که ترجیح میدهند برای خود نگه دارند، سوق دهند.
هند نیز با همین مشکل مواجه بود
و مسیر دیگری را در پیش گرفت. طرح RBI Retail Direct که در سال 2021 راه اندازی شد، به افراد اجازه می دهد اوراق قرضه دولتی را مستقیماً در بانک مرکزی نگه دارند و بانک ها را قطع کنند.
اگر تنها راه حلی وجود دارد که ارزش انجام آن را داشته باشد، آن توقف کور پرواز است. پاکستان اکنون چندین کانال خرده فروشی موازی را اجرا می کند و داده های تلفیقی را در مورد هیچ یک از آنها منتشر نمی کند، بنابراین هیچ کس نمی تواند واقعاً بگوید که آیا سوزن حرکت می کند یا خیر. آمارهای مربوط به دارندگان حتی یک خط جداگانه برای سرمایه گذاران فردی ندارد.
بقیه چیزها از آنجا نتیجه می گیرد: یک محصول با اندازه واقعی خرده فروشی به جای بلیط های حداقل 100000 روپیه ای که امروز برای یک بلیط تعیین می شود، و یک تصمیم صادقانه در مورد ادامه مسیر خرده فروشی از طریق بانک ها یا، همانطور که هند انجام داد، در اطراف آنها. هیچ یک از اینها با یک بودجه به دست نمی آید. اما تمرکز نیز یک شبه به وجود نیامد و سالها بیعملی را نمیتوان در چند روز از بین برد.
پس از گذشت هفت سال از ابزارهای جدید، دارنده آخرین راه حل همچنان بانک است. تا زمانی که دولت چیزی بسازد که پساندازکنندگان واقعاً میتوانند از آن استفاده کنند و مسیری که از میان نهادهایی که میخواهد فراتر از آن حرکت کند عبور نکند، به همین منوال خواهد ماند.
Mutaher Khan یکی از بنیانگذاران Data Darbar و رئیس InsightLab در KSBL است. شهذیب عباسی از تحلیلگران InsightLab است.
منتشر شده در داون، هفته نامه تجارت و امور مالی، 8 ژوئن 2026
← بازگشت