مطالعه نشان میدهد استفاده از هوش مصنوعی در دادگاهها منجر به حل سالانه بیش از ۶ درصد پروندههای بیشتر میشود
⚡ خلاصه سریع
یک آزمایش میدانی در مقیاس بزرگ در مورد ادغام هوش مصنوعی مولد (AI) در سیستم قضایی کشور نشان داد که استفاده از هوش مصنوعی منجر به حل و فصل 1848 پرونده اضافی در سال شده است که بیش از شش درصد نسبت به میانگین افزایش یافته است.
یک آزمایش میدانی در مقیاس بزرگ در مورد ادغام هوش مصنوعی مولد (AI) در سیستم قضایی کشور نشان داد که استفاده از هوش مصنوعی منجر به حل و فصل 1848 پرونده اضافی در سال شده است که بیش از شش درصد نسبت به میانگین افزایش یافته است.
در یک مقاله تحقیقاتی درباره راه اندازی دستیار هوش مصنوعی مولد در دادگاه های پاکستان با عنوان «دادگاه های فردا: شواهدی از انتشار سراسری هوش مصنوعی مولد» که روز سه شنبه منتشر شد، آمده است: «به نظر نمی رسد این افزایش به قیمت کاهش کیفیت باشد.
نویسندگان مقاله، محققین سلطان محمود، کریستوف گوسمن و الیوت اش، گفتند که دستیار سفارشی - به نام JudgeGPT - یک ربات چت مبتنی بر خانواده مدلهای GPT-4 OpenAI است. این برای زمینه پاکستان سفارشی شد و قبل از اینکه برای استفاده توسط 1559 قاضی که در 118 دادگاه خدمت می کنند، "به طور فشرده" با آکادمی قضایی فدرال آزمایش بتا شود.
با توجه به یافتهها، زمانی که با آموزش هدفمند برای قضات در مورد استفاده از ابزار همراه بود، بهطور مؤثر اجرا شد. این کارآزمایی نشان داد که معرفی دستیار در کنار آموزش هدفمند با 1848 مورد اضافی در سال حل و فصل می شود که 6.3 درصد نسبت به میانگین افزایش یافته است.
این مطالعه خاطرنشان کرد: «قاضیانی که دسترسی به هوش مصنوعی را همراه با آموزش های هدفمند در مورد استفاده از این ابزار دریافت کردند، احتمال بیشتری داشت که از آن استفاده کنند، به شدت از آن استفاده کنند و در طول زمان به استفاده از آن ادامه دهند. نگرش آنها نسبت به هوش مصنوعی نیز تغییر می کند: آنها انتظار دارند که این ابزار و آموزش هدفمند بهره وری آنها را افزایش دهد.
آموزش هدفمند در مورد اجرای ابزار هوش مصنوعی ظاهراً استفاده از آن را به سمت کارهایی سوق داد که مدلهای زبانی «احتمالاً مفیدتر هستند»، مانند بهبود متن، و دور از سؤالات حقوقی بازتر «جایی که تأیید پاسخها هزینه بیشتری دارد».
این محاکمه بین «تقریباً نیمی از قضات دادگاه کشور و 80 درصد از دادگاههای منطقه» انجام شد و 1559 قاضی به طور تصادفی به سه گروه تقسیم شدند.
از این میان، به یک گروه با آموزش هدفمند در مورد نحوه استفاده از این ابزار در کارهای قضایی، دسترسی به JudgeGPT داده شد، در حالی که به یک گروه تنها با "آموزش عمومی" در زمینه فناوری و قانون، دسترسی به ابزار داده شد. گروه کنترل بدون دسترسی به دستیار آموزش عمومی دریافت کردند.
نتایج از طریق یک نظرسنجی پایه در مورد نگرش قاضی نسبت به هوش مصنوعی مولد، و به دنبال آن نظرسنجی دیگری تقریباً سه ماه پس از عرضه که ادراک پس از درمان و دستاوردهای بهرهوری مورد انتظار را اندازهگیری میکرد، اندازهگیری شد. سوابق پلتفرم JudgeGPT نیز برای اندازه گیری میزان جذب و تعیین نوع وظایفی که داوران به این ابزار محول می کنند، مشاهده شد.
علاوه بر این، سوابق دادگاه اداری در سطح منطقه مورد بررسی قرار گرفت تا بررسی شود که آیا انتساب قضات به ابزار هوش مصنوعی باعث افزایش حل پرونده های محلی شده است یا خیر. از نظرات قضایی قبل و بعد از محاکمه نیز برای ارزیابی اثرات آن بر کیفیت نوشتار و اینکه آیا هوش مصنوعی نگرش نوشتاری نسبت به جنسیت یا مذهب را تغییر داده است، استفاده شد.
یافتهها نشان داد که اگرچه نظرات پس از درمان قضات «درمانشده» حاوی متنهای بیشتری بود که بهعنوان تولیدشده توسط هوش مصنوعی نسبت به نظرات گروه کنترل طبقهبندی شده بودند، شواهد کمی وجود داشت مبنی بر اینکه این منجر به بدتر شدن کیفیت نوشتار میشود.
"در هر صورت، یک اثر مثبت هوش مصنوعی بر ارزیابی کیفیت وجود دارد." این مطالعه همچنین به «شواهد کمی از تغییرات سیستماتیک در طرفداری از مسلمانان یا سوگیری جنسیتی در زبان قضایی اشاره کرد».
مشخص شد که قضات عمدتاً از این ابزار برای تحقیقات حقوقی و پشتیبانی نوشتاری استفاده میکردند، در حالی که آموزش هدفمند استفاده از آن را به سمت «وظایف پشتیبانی محدود مانند بهبود متن و خلاصهسازی به جای تولید متن کامل» تغییر داد.
این مطالعه افزود: «این استفادهها برای مدلهای زبانی بزرگ مناسب هستند و احتمال بیشتری برای حفظ نهاد قضایی دارند».
در نتیجه گیری خود، اشاره کرد که دسترسی به JudgeGPT استفاده از هوش مصنوعی را افزایش می دهد، اما تعامل پایدار به شدت به آموزش هدفمند بستگی دارد. در این مقاله آمده است: "ما هوش مصنوعی را به عنوان جایگزینی برای قضات مطالعه نمی کنیم." ما آن را بهعنوان ابزاری مطالعه میکنیم که ممکن است نحوه انجام بخشهای تکراری کار قضات را تغییر دهد.»
در ادامه این بیانیه آمده است: «بنابراین هوش مصنوعی برای دستگاههای قضایی که با عقبماندگیهای مداوم مواجه هستند یک نوشدارویی نیست. اما وقتی ابزاری حول مواد قانونی مرتبط ساخته میشود و همراه با آموزشهایی است که استفاده را به سمت وظایف مناسب هدایت میکند، میتواند به ابزاری عملی برای بهبود ظرفیت دولت تبدیل شود.»
در ماه آوریل، کمیته ملی سیاست گذاری قضایی (NJPMC) به طور رسمی دستورالعمل های ملی را برای استفاده از هوش مصنوعی در نهادهای قضایی صادر کرد.
نکات کلیدی این دستورالعمل ها شامل یک رویکرد انسان محور است که از طریق آن هوش مصنوعی به تصمیم گیری قضایی کمک می کند - نه جایگزین - و تضمین می کند که قضات "داور نهایی" باقی می مانند.
به همین ترتیب، استفاده اخلاقی و شفاف را ترویج میکند و ضمانتهای قوی در برابر تعصب، با تأکید بر توضیحپذیری و پاسخگویی ارائه میکند.
← بازگشت