این یک مراسم ترحیم نیست. دور از آن. این ادای احترام به کسی است که 100 سال اول یک زندگی پرجمعیت و پربار را تکمیل می کند. سید بابرعلی در 30 ژوئن 1926 به دنیا آمد. در چند هفته گذشته بسیاری از اقوام، دوستان، همکاران تجاری و کارشناسان آموزشی به جشن صدمین سالگرد او پیوستند. یازده سال پیش، در سال 2015، او زندگی خود را در کتاب خاطرات منتشر شده "یادگیری از دیگران" بازگو کرد. او 89 سال از زندگی خود را در 237 صفحه فشرده فشرده کرد. چگونه یک نفر 100 سال از زندگی خود را در 800 کلمه جمع آوری می کند؟ با این حال، شاید این همان چیزی است که او آرزو می کند - زندگی خود را روی یک ورق کاغذ بگذارد. هر پاکستانی - زنده و هنوز متولد نشده - باید این خاطرات را بخواند، اگر بخواهد بفهمد که چه کسی بود، چه کسی چه کاری را انجام داد و چه زمانی، و چگونه یک فرد مجرد تأثیر مفیدی بر زندگی میلیون ها نفر از ما پاکستانی ها گذاشته است. سید بابرعلی در پول به دنیا آمد. پدرش سید مراتب علی در فیروزپور و پس از سال 1947 در لاهور تجارت پررونقی داشت. این امر بابار را قادر ساخت تا بهترین تحصیلی را که می‌توانست بخرد به دست آورد - کالج آیچیسون، سپس کالج دولتی در لاهور، دانشگاه میشیگان در ایالات متحده، و به مرور زمان مدرسه بازرگانی هاروارد. آیا ممکن است این توهین اولیه «پسر یک پیمانکار» در کالج نخبه «رئیس» بود که او را تشویق کرد تا فراتر از حد قابل قبول به دست آورد؟ آیا این کوچکترین از چهار برادر بود که او را به دنبال راهی جداگانه برای خود در تجارت سوق داد؟ آیا این نعمت پدر و مادرش - به ویژه مادرش سیده مبارک بیگم بزرگ - بود که او را به عظمت رساند؟ هر سه قطعا، و بیشتر. زندگی بابرعلی موازی با تاریخ پاکستان است. او به عصری تعلق داشت که صنعتی شدن و خوداتکایی یک رسالت ملی بود. او گروه سوئدی راوسینگ را به لاهور آورد و در آنجا Packages Limited را تأسیس کردند. دوستی او با روبن راوسینگ و پسرانش هانس و گاد باعث ایجاد تعدادی سرمایه گذاری مشترک سودآور مانند TetraPak شد. با ثروت زیاد، احسان است. بابرعلی در مواجهه با شبح ملی سازی نابخردانه ذوالفقار علی بوتو در دهه 1970، موافقت کرد تا با ریاست شرکت ملی کود پاکستان (NFC)، دومین شرکت بزرگ پس از کارخانه های فولاد پاکستان، به منطقی سازی بعدی کمک کند. بین سال‌های 1974 و 1977، او سه مجتمع بزرگ کود را تأسیس کرد: توسعه کود پاک-عرب در مولتان، کودهای پایه پاکستان-سعودی در میرپور متلو و کارخانه پاک-چین در هریپور هزاره. او برای اداره آنها یک موسسه آموزشی در داودخیل راه اندازی کرد. برای رسیدگی به حجم عظیم کودهایی که روزانه برای دفع فصلی تولید می شود، او ایجاد انبارهای میانی و شبکه بازاریابی در چهار استان را در نظر گرفت. در سال 1977 بابرعلی به بخش خصوصی بازگشت و در آنجا استعدادهای خود را در الزامات اجتماعی مانند محیط زیست و آموزش به کار گرفت. او از نزدیک با شاهزاده فیلیپ به عنوان رئیس WWF International همکاری کرد و بعداً جانشین آن شد. He established the Ali Institute of Education for the training of teachers, and in 1985 he obtained a charter to establish Lums. در طول 40 سال گذشته، لومز نسلی از مدیران و کارآفرینان موفق را ارائه کرده است که به «قاب فولادی» سازمان‌ها در اینجا و خارج از کشور تبدیل شده‌اند. با قدرت بزرگ، مسئولیت بزرگی به وجود می آید. با ثروت فراوان، خیر و نیکی می آید. او از طریق بنیاد بابرعلی، از دیگر خیرات، بورسیه های تحصیلی در لومس، مدرسه هنر نقش را در حولی اجدادی خود، و در سطح نهال، مدارسی برای کودکان بی بضاعت در روستای سیدانوالا در خارج از لاهور تأسیس کرد. آقای بابرعلی بارها از «یادگیری از دیگران» صحبت کرده است. برای او، هر روز کلاس درس است که او با بینش های جدیدتر، تازه با ایده ها از آن بیرون می آید. او با بازدید از تعاونی های شیر در گجرات هند، الهام گرفت تا صنعت بزرگ اما سازمان نیافته شیر پاکستان را توسعه دهد. [پاکستان با تولید بیش از 65 میلیون تن در سال، پنجمین تولیدکننده بزرگ شیر در جهان است. ] او این خلأ را از طریق سرمایه گذاری مشترک با نستله میلک پک برای تهیه شیر با عمر طولانی در کارتن های بدون میکروب پر کرد. من و سید بابرعلی از نزدیک در NFC با هم کار می کردیم. من جلسه ای را در اسلام آباد برای تصمیم گیری در مورد پروژه پاکستان و عربستان به یاد می آورم. کمیته دولتی یک نظر داشت، بابر صاحب نظر دیگری. "اگر گیاه خراب شود چه اتفاقی می افتد؟" آنها پرسیدند. بابر صاحب پاسخ داد: تو می توانی سر من را بگیری! من با او زمزمه کردم: "شاید فکر کنید سر شما 200 میلیون دلار ارزش دارد، اما دولت مشخصاً اینطور نیست." بابر صاحب پیروز شد. بقیه تاریخچه کود است. ارزش کمک سید بابرعلی به پاکستان چند برابر 200 میلیون دلار است. او یک بار پس از تصدی کوتاه مدت سه ماهه خود به عنوان وزیر دارایی موقت در سال 1993 از من پرسید: "آیا من به چیزی دست یافتم؟" من به او اطمینان دادم: "تو نشان دادی که چگونه باید انجام شود." عمر طولانی او درسی است که چگونه کارها را باید و چگونه می توان انجام داد. نویسنده یک نویسنده است. www.fsaijazuddin.pk منتشر شده در سپیده دم، 11 ژوئن 2026