دادگاه ها نباید در دعاوی ازدواج صرفاً به نیکه نامه تکیه کنند: LHC
⚡ خلاصه سریع
لاهور: دادگاه عالی لاهور (LHC) حکم داده است که در اختلافات مربوط به ازدواج های عاشقانه ادعایی و ادعای آدم ربایی یا ازدواج اجباری، دادگاه ها باید به جای استناد صرفاً به شواهد مستندی مانند گواهی ازدواج، کل زنجیره شرایط اطراف را بررسی کنند.
لاهور: دادگاه عالی لاهور (LHC) حکم داده است که در اختلافات مربوط به ازدواج های عاشقانه ادعایی و ادعای آدم ربایی یا ازدواج اجباری، دادگاه ها باید به جای استناد صرفاً به شواهد مستندی مانند گواهی ازدواج، کل زنجیره شرایط اطراف را بررسی کنند.
در حکمی که توسط قاضی انوار حسین نوشته شده بود، LHC دادخواستی را که توسط محمد جمیل در اعتراض به حکم دادگاه استیناف به نفع زنی که به دنبال صدور حکم منع ازدواج (تکزیب نکاح) بود، رد کرد و مدعی شد که او بر خلاف اراده خود ربوده شده و مجبور به ازدواج شده است.
قاضی سؤال اصلی حقوقی را اینگونه مطرح کرد: «در مواردی که یک طرف به ازدواج عشقی ادعایی استناد میکند و طرف دیگر ادعای آدم ربایی، اجبار یا ازدواج اجباری را مطرح میکند، برخورد صحیح دادگاه با ارزیابی مدارک چیست؟»
بر اساس این حکم، این زن به دلیل ربوده شدن و اجبار به عقد نکاح بدون رضایت آزادانه خود، شکایتی را برای نکاح مطرح کرد.
به رضایت رایگان، شرایط پیرامونی کلیدی برای تصمیم گیری در مورد پرونده های ازدواج اشاره می کند
با این حال، خواهان ادعا کرد که طرفین یک رابطه توافقی ایجاد کرده اند، داوطلبانه فرار کرده و وارد یک ازدواج عاشقانه شده اند. او همچنین برای استرداد حقوق زناشویی اقامه دعوی کرد و هر دو پرونده برای محاکمه ادغام شد.
دادگاه بدوی در سال 2023 شکایت این زن را پس از اثبات اثبات ازدواج از طریق تولید یک نیکنامه رد کرد. همچنین متذکر شد که طرفین به یک برادری (کاست) تعلق داشتند و اختلاف را در مورد فسخ نکاح تلقی کردند.
با این حال، دادگاه استیناف این تصمیم را در سال 2025 لغو کرد و حکم داد که ازدواج ادعایی حاصل رضایت آزادانه و داوطلبانه زن ثابت نشده است.
قاضی حسین با تأیید رأی دادگاه استیناف مشاهده کرد که اگرچه اسنادی مانند نکاحنامه ثبت شده یا حتی یک دادخواست آزار و اذیت ممکن است در ابتدا به ادعای ازدواج اعتبار بخشد، اما در جایی که اساس ازدواج به دلیل عدم رضایت آزاد به چالش کشیده شود، نمی توان آنها را قطعی دانست.
در این حکم آمده است: «این سوال که آیا رضایت واقعی، داوطلبانه و عاری از هرگونه اجبار بوده است، باید با توجه به شرایط حضور قبل و بعد از انعقاد نکاح ادعایی بررسی شود.
قاضی خاطرنشان کرد که در حالی که خواهان ادعا میکرد که طرفین قبل از ازدواج یک رابطه توافقی برقرار کردهاند، سوابق حاوی هیچ مدرک قانعکنندهای برای توضیح چگونگی شروع این رابطه نبود.
او مشاهده کرد که طرفین متعلق به مناطق مختلفی هستند که بیش از 100 کیلومتر از هم فاصله دارند و صرفاً متعلق به همان برادری هیچ اهمیت قانونی ندارد.
در این حکم آمده بود که در مواردی که طرفین کاملاً غریبه بودند، دادگاه ها موظف بودند بررسی کنند که چگونه رابطه ادعایی منشا گرفته و در نهایت به تصمیمی مبنی بر ازدواج بر خلاف میل خانواده آنها تبدیل شده است.
قاضی حسین تصریح کرد که قانون احزاب را ملزم به اثبات چنین رابطه ای از طریق سوابق تماس، مکالمات رسانه های اجتماعی، عکس یا سایر ارتباطات الکترونیکی نمی کند. با این حال، او اضافه کرد که فقدان کامل هر گونه ماده ای که پیدایش رابطه را توضیح دهد، یکی از شرایط مرتبط در ارزیابی درخواست ازدواج عاشقانه توافقی است.
قاضی مشاهده کرد که رفتار زن پس از ازدواج ادعایی نیز یک عامل مرتبط بود. اگرچه او قبلاً دادخواست آزار و اذیت ارائه کرده بود، او گفت که چنین دادخواستی به خودی خود نمی تواند به عنوان مدرک قطعی ازدواج معتبر تلقی شود.
قاضی حسین همچنین معتقد بود که در جایی که یک زن دائماً ادعا می کند که هرگز ازدواج معتبری وجود نداشته است، دعوای تنبیه نکاح معمولاً نمی تواند به دعوای فسخ تبدیل شود. LHC با یافتن هیچ نقص قضایی، غیرقانونی یا انحراف در حکم دادگاه استیناف، دادخواست را رد کرد و حکم را به نفع زن خوانده تایید کرد.
منتشر شده در سپیده دم، 4 ژوئیه، 2026
← بازگشت