نقش مستمر پاکستان در کمک به پل زدن اختلافات بین ایالات متحده و ایران توجه قابل توجهی را به خود جلب کرده است. با توجه به عمق خصومت بین واشنگتن و تهران، حتی باز نگه داشتن کانال های ارتباطی نیز چیزی جز یک دستاورد نیست. با این حال، یک جنبه مهم از این قسمت به طرز شگفت‌آوری کمی مورد توجه قرار گرفته است: اهمیت - هر چند محدود - نقش پاکستان در شکل‌دهی به توسعه قوانین بین‌المللی و پیامدهای آن برای تصویر مثبت پاکستان است. به نظر من، این ممکن است در نهایت ثابت شود که بخش پایدارتر داستان موفقیت پاکستان است. اکثر مردم میانجی گری را دیپلماسی می دانند. فقط بخشی از آن است. ما حقوقدانان بیشتر می بینیم. میانجیگری بخشی از ساختار حقوقی است که بر روابط بین کشورها حاکم است. این ایده خود به قدمت ایالتی است. مدت‌ها قبل از تأسیس سازمان ملل، کشورها نیاز به حل و فصل اختلافات را به جای توسل به جنگ تشخیص دادند. کنوانسیون‌های لاهه در سال‌های 1899 و 1907 بر این باور تأکید کردند که جنگ نباید روش پیش‌فرض برای حل و فصل اختلافات باشد. آوردن یک شخص ثالث بی طرف به عنوان میانجی اغلب گزینه بهتری برای مدیریت اختلافات بود. پس از جنگ جهانی دوم، این اصل به بخشی از نظم حقوقی بین‌المللی مدرن تبدیل شد. منشور ملل متحد دولت ها را ملزم به حل و فصل اختلافات از راه های مسالمت آمیز می کند و به طور خاص میانجی گری را به عنوان یکی از ابزارهای موجود معرفی می کند. اگر به خوبی پیش‌بینی نشود، موفقیت‌های دیپلماتیک تمایل به خاموش شدن دارند. دلیل روشنی وجود دارد که چرا میانجی گری دوام آورده است. برخلاف دادگاه‌های بین‌المللی و دادگاه‌های داوری، میانجی‌گران نتایجی را تحمیل نمی‌کنند. آنها فرصت هایی برای گفتگو ایجاد می کنند، گفتگوها را زنده نگه می دارند و به کاهش احتمال اشتباه در محاسبه کمک می کنند. در واقع، جلوگیری از مارپیچ شدن یک بحران اغلب با ارزش ترین کمکی است که هر کشوری می تواند انجام دهد. آنچه که مشارکت اخیر پاکستان را به ویژه مهم می کند این است که نشان می دهد که چگونه قوانین بین المللی در عمل توسعه می یابد و نقشی که کشورهای کوچکتر اکنون به طور فزاینده ای در این فضای جدید و نوظهور ایفا می کنند. این بعد اغلب در بحث هایی که منحصراً بر نتیجه فوری دیپلماتیک متمرکز است نادیده گرفته می شود. حقوق بین الملل فقط بر اساس معاهدات و احکام دادگاه های بین المللی شکل نمی گیرد. همچنین از طریق رفتار کشورهایی که به عنوان حقوق بین الملل عرفی شناخته می شوند، تکامل می یابد. این مفهوم فنی به نظر می رسد، اما ایده اصلی ساده است. زمانی که دولت‌ها مکرراً به شیوه‌ای خاص رفتار می‌کنند، زیرا معتقدند که این روش اقدام مناسب است، آن الگوها به تدریج اهمیت قانونی پیدا می‌کنند و به عنوان یک موضوع الزام‌آور دنبال می‌شوند. این فرآیند به ندرت سرفصل ها را به خود جلب می کند، اما بی سر و صدا و معنادار آشکار می شود. هر بار که کشورها گفتگو را به جای تشدید تنش و میانجیگری را به روی رویارویی ترجیح می دهند، این انتظار را در مورد نحوه رسیدگی به اختلافات بین المللی تقویت می کنند. با گذشت زمان، این انتظارات به هنجارهای الزام آور تبدیل می شوند. از این منظر، نقش پاکستان مهم است و بر اساس قوانین بین‌الملل یک تحول قابل ستایش است. پاکستان با کمک به برقراری ارتباط بین دو دشمن عمیقاً تلخ، فقط خدمات دیپلماتیک انجام نداد. هر چند متواضعانه، به میانجیگری کمک کرد - یک هنجار حقوقی طولانی مدت که طرفدار حل و فصل مسالمت آمیز اختلافات است. به نظر من این سهم سزاوار قدردانی بیشتر از آنچه تاکنون بوده است. به همین ترتیب، دلیل دیگری نیز وجود دارد که نقش پاکستان شایسته توجه است. برای چندین دهه، میانجیگری اغلب با قدرت‌های بزرگ یا سازمان‌های بین‌المللی مرتبط بود. امروز آن انحصار در حال محو شدن است. اکنون نفوذ در دیپلماسی به طور فزاینده ای به دسترسی و اعتبار بستگی دارد تا قدرت. کشورهایی که می توانند با طرف های مقابل صحبت کنند، ارزش بیشتری نسبت به کشورهایی دارند که فقط می توانند آنها را تحت فشار قرار دهند. تعامل پاکستان نشان دهنده این واقعیت جدید است. این نشان می دهد که قدرت های متوسط ​​گاهی اوقات می توانند نقش هایی را ایفا کنند که دولت های بزرگ نمی توانند. داشتن اهرم مفید است اما حفظ اعتماد می تواند مفیدتر باشد. به نظر من این یکی از درس های اصلی داستان پاکستان است. هیچ یک از اینها به این معنی نیست که پاکستان به تنهایی قوانین بین المللی را تغییر داده است. هنجارهای بین المللی به دلیل یک رویداد واحد تغییر نمی کند. آنها از طریق اعمال بی شماری از رویه های دولتی که در طول سال ها انباشته شده اند، تکامل می یابند. و این دقیقاً نکته است. توسعه حقوق بین الملل عرفی ناشی از پیشرفت های چشمگیر یک شبه نیست، بلکه به دلیل تکرار و الزام به پیروی از هنجارها است. کشورها زمانی به شکل دهی هنجارها کمک می کنند که به طور مداوم به شیوه هایی عمل کنند که آنها را تقویت کند. رفتار پاکستان دقیقاً در آن قلمرو قرار دارد و نمادی از یک روند در حال ظهور در میان کشورهای کوچکتر و کم نفوذ برای میانجیگری در اختلافات بین رقبا برای نفوذ ژئوپلیتیک است. در نتیجه، پیامدها اکنون فراتر از دکترین قانونی برای پاکستان است. برای سال‌ها، بحث‌ها درباره پاکستان تحت سلطه نگرانی‌های امنیتی و رقابت ژئوپلیتیکی بوده است. متأسفانه، اغلب به طور سنتی به این کشور نگاه می شده است. میانجیگری موفق اکنون تصویر متفاوتی را ارائه می دهد. این کشور پاکستان را به عنوان کشوری نشان می دهد که قادر به تسهیل راه حل ها به جای مدیریت صرف مشکلات است. با این حال، من استدلال می کنم که این روایتی است که پاکستان به طور کامل از آن استفاده نکرده است. آن تصویر دارای ارزشی است که نباید نادیده گرفته شود. اعتبار دیپلماتیک، پس از به دست آوردن، تمایل به ایجاد فرصت هایی دارد که قدرت نظامی به تنهایی قادر به ایجاد آن نیست. اما چالش در حال حاضر ساختن بر روی این لحظه به جای جشن گرفتن آن است. رهبری نظامی و غیرنظامی پاکستان، وزارت خارجه، نهادهای سیاست گذاری و جامعه دانشگاهی باید اطمینان حاصل کنند که این مشارکت در مجامع بین المللی و محافل حقوقی مورد توجه قرار می گیرد. موفقیت های دیپلماتیک ماندگاری کوتاهی دارند. اگر آنها فرافکنی نشوند، تمایل دارند که از بین بروند و به سرعت فراموش می شوند. در زمانی که به نظر می رسد درگیری بر امور بین المللی مسلط است، تلاش های اخیر پاکستان یادآوری می کند که میانجیگری هنوز اهمیت دارد. دیپلماسی آرام به ندرت باعث ایجاد هیجان در اقدام نظامی می شود. اما اگر تاریخ راهنما باشد، نشان می دهد که اغلب در جایی که رویکردهای بلندتر شکست می خورند، نتایجی را ارائه می دهد. مهمتر از آن، چیزی را به ما یادآوری می کند که اغلب نادیده گرفته می شود. حقوق بین الملل منحصراً توسط قدرت های بزرگ نوشته نشده است. هر روز با انتخاب کشورهای کوچکتری مانند پاکستان شکل می گیرد. کشورها برای تأثیرگذاری بر توسعه خود نیازی به قدرت نظامی گسترده ندارند. گاهی اوقات آنها تنها زمانی به این تمایل نیاز دارند که مخالفان را به صحبت ادامه دهند، زمانی که دیگران تسلیم شده باشند. این به خودی خود سهمی است که ارزش شناسایی دارد و داستان پاکستان به خاطر آن سزاوار ستایش است. نویسنده یک متخصص حقوق بین الملل و فارغ التحصیل از دانشکده حقوق هاروارد است. [email protected] منتشر شده در سپیده دم، 13 ژوئن 2026