"ماشین زمانی که با آن زندگی دیوانه و خطرناک من و مادرم را بازسازی کردم." انتشارات مدوزا کتاب لانا استمیرووا "لطفا زندگی کن" را منتشر کرد - در مورد دوران کودکی او در چچن با مادر فعال حقوق بشرش.
⚡ خلاصه سریع
در ژوئیه 2009، لانا استمیرووا پانزده ساله بود. او اخیراً پس از جدایی طولانی از مادرش، فعال حقوق بشر مشهور ناتالیا استمیرووا، به گروزنی بازگشته است که دخترش را برای زندگی نزد بستگانش فرستاد تا او را در معرض خطر قرار ندهد.
در ژوئیه 2009، لانا استمیرووا پانزده ساله بود. او اخیراً پس از جدایی طولانی از مادرش، فعال حقوق بشر مشهور ناتالیا استمیرووا، به گروزنی بازگشته است که دخترش را برای زندگی نزد بستگانش فرستاد تا او را در معرض خطر قرار ندهد. در 15 ژوئیه، افراد ناشناس ناتالیا را در نزدیکی خانه او ربودند، او را به مرز اینگوشتیا بردند و با چندین گلوله به سینه و سر او را کشتند. در سال 2025، دخترش لانا، که در آن زمان برای مدت طولانی در خارج از کشور زندگی می کرد، کتابی به زبان انگلیسی نوشت: «لطفاً زندگی کنید: جنگ های چچن، مادرم و من». اینها خاطرات کودکی و نوجوانی در چچن در دهه نود و اوایل دهه 2000 است، درباره پاکسازی، شکنجه، نقض حقوق بشر و ویرانههایی که پسزمینه این دوران کودکی بود، و همچنین درباره مادری فداکار و نترس که به هر قیمتی تلاش کرد جزیرهای کوچک از عادی بودن را برای آن دو بسازد. یک سال بعد، انتشارات مدوزا لطفاً به زبان روسی زندگی کنید.
← بازگشت