حدود ساعت 11 شب شنبه شب در فاتح پور، UP بود. پلیس در ایستگاه پلیس دهاریانو مشغول کار خود بود. سپس صدای گریه از زندان بلند شد. بعد از مدتی نگهبان از راه رسید و پرسید چه اتفاقی افتاده، چرا گریه می کنی؟