اینجا زندگی با عطرها و رنگها زیباتر میشود
⚡ خلاصه سریع
اول کمی خجالت میکشید، با لبخندی آمیخته به شرم میگفت: «از من عکس نگیرید، نمیخواهم کسی من را بشناسد.» او یکی از توانخواهان ذهنی کارگاه بود و در نگاه اول ترجیح میداد دور از توجه دیگران بماند.
اول کمی خجالت میکشید، با لبخندی آمیخته به شرم میگفت: «از من عکس نگیرید، نمیخواهم کسی من را بشناسد.» او یکی از توانخواهان ذهنی کارگاه بود و در نگاه اول ترجیح میداد دور از توجه دیگران بماند. اما چند دقیقه بعد، وقتی گفتوگوها صمیمیتر شد، خودش گوشیاش را بیرون آورد و با اشتیاق کنارمان ایستاد تا یک سلفی یادگاری بگیریم.
← بازگشت