او یک زن جوان معمولی است که لباس های مارک می پوشد و به مد اهمیت می دهد. با این حال، او دلیلی داشت که چرا نمی توانست کسی را به خانه اش راه دهد. چون خانه اش «عمارت زباله» بود. زباله های روزمره و تنهایی ذهنی که به طور غیرمنتظره ای انباشته می شوند...