آن آهنگ مشخص در کنار چفیه ها، کلاه سیاه ها و گلو سفیدها نیز لذتی غیرمنتظره بود. با نگاهی به گذشته، موج گرمای اواخر ژوئن زمان ایده آلی برای من و همکلاسی های قدیمی من برای دوچرخه سواری در اطراف سافولک نبود. با این حال، با وجود گرمای شدید و اواخر فصل، جنگل ها و پرچین ها همچنان مملو از آواز پرندگان بود. صدای جیر جیر، کلاه سیاه های ملودیک و گلو سفیدهای موزون همه جا بود، در حالی که پرستوها روی مزارع توییتر می زدند و سوئیفت ها از پشت بام های شهرها و روستاهایی که سوار می شدیم فریاد می زدند. من حتی یک فاخته را دیدم - که برای لحظه ای آن را با یک گنجشک اشتباه گرفتم - در حال پرواز سریع و پایین در سراسر جاده. ادامه مطلب...