ترامپ رئیس جمهور آمریکا در ویسکانسین اعلام کرد که جنگ ایران «تا حد زیادی به پایان رسیده است». او توضیح داد که هدفش جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای است و به نظر می‌رسد وضعیت با ایران بسیار خوب پیش می‌رود. پرزیدنت ترامپ همچنین گفت در صورتی که آمریکا و ایران بتوانند به توافق برسند، دیدار با رهبر ایران مفتخر خواهد شد. علیرغم درگیری های گاه و بیگاه و سیگنال های دوسوگرایانه ایران، خوش بینی ابراز شده توسط رئیس جمهور ایالات متحده نشان می دهد که واشنگتن امیدوار است در نهایت به صلح پایدار دست یابد. این امر بدون نقش محوری پاکستان و فیلد مارشال عاصم منیر در هدایت روند حساس صلح امکان پذیر نبود، علیرغم اینکه مین های زمینی در سراسر این روند و در سراسر منطقه برای خرابکاری در آن کار گذاشته شده بود. پاکستان نقش رهبری را در سراسر این روند مخاطره آمیز صلح ایفا کرده است که با چالش های پیچیده ای مواجه است. به مدت 47 سال، آمریکا ایران را تهدیدی برای منافع منطقه‌ای خود می‌نگرید و از دیپلماسی قهری و تحریم‌های اقتصادی برای منصرف کردن تهران از پیگیری برنامه هسته‌ای خود استفاده کرد و از فعالان سیاسی مخالف نظام سیاسی ایران حمایت کرد. با این حال، دو حمله مستقیم و بزرگ ایالات متحده و اسرائیل در طول یک سال به ایران در دوران دولت ترامپ، خسارات عمده‌ای به زیرساخت‌های آن وارد کرد و هزاران نفر از جمله حملات سر بریدن به رهبری ایدئولوژیک، سیاسی، اطلاعاتی و نظامی تهران را کشت. اگرچه به نظر می رسد که سیستم سیاسی و امنیتی ایران این حملات مرگبار را جذب کرده است، اما پویایی امنیتی جدیدی را نیز ایجاد کرده است که پیشرفت دیپلماتیک را با چالش های بیشتری روبرو می کند. استراتژی نظامی غرب به طور سنتی فرض می کند که بریدن سر رهبران ارشد سیاسی و نظامی می تواند به اراده سیاسی دشمن برای شروع جنگ آسیب برساند که می تواند یک پیروزی سریع و قاطع را به همراه داشته باشد و از یک جنگ فرسایشی طولانی و پرهزینه جلوگیری کند. به نظر می رسید این رویکرد در طول جنگ جهانی دوم علیه آدولف هیتلر و بعداً علیه رژیم های صدام حسین، معمر قذافی و بشار اسد کارساز بود. فیلد مارشال منیر تنها شخصیت بین المللی است که در اوج بحران دو بار به ایران سفر کرده است تا رهبری سیاسی، نظامی و دیپلماتیک این کشور را متقاعد کند، آتش بس پایدار را تسهیل کند و پیشرفت در موضوعات پیچیده بحث برانگیز را تشویق کند. با این حال، این رژیم‌ها رژیم‌های تمامیت‌خواه بودند که نظام سیاسی‌شان به محض حذف شخصیت اصلی‌شان فروپاشید. در ایران که از دست دادن رهبری عالی ایدئولوژیک، سیاسی و نظامی شوک بزرگی برای ملت بود، اما نظام سیاسی تهران یا استراتژی نظامی آن را مختل نکرد، اینطور نبود. ایران عمدا هم صحنه درگیری و هم صفحه شطرنج دیپلماتیک را گسترش داده است. این امر منجر به تغییر و گسترش دستور کار مذاکرات فراتر از برنامه هسته‌ای ایران شده و شامل باز کردن تنگه هرمز، آتش‌بس پایدار در لبنان و لغو تحریم‌ها بر دارایی‌های مالی مسدود شده تهران می‌شود. علاوه بر این، سر بریدن رهبری ایدئولوژیک، سیاسی و نظامی ایران، کاریزماتیک ترین و با تجربه ترین چهره های دیپلماتیک، به ویژه آیت الله علی خامنه ای و علی لاریجانی را که سابقه مذاکره با آمریکا را دارند، حذف کرد. این امر قدرت در داخل ایران را به سمت افرادی سوق داده است که نه تنها تجربه نظامی بیشتری از کمپین‌ها در سوریه دارند تا دانش دیپلماتیک، بلکه نسبت به اسلاف کارکشته‌تر خود نسبت به آمریکا بی‌اعتماد بسیار عمیق‌تری دارند - اولین دولت ترامپ به طور یکجانبه از برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) خارج شد، در حالی که دوره دوم او شاهد حذف رهبری ملی تهران بود. این حملات بی اعتمادی ایران را عمیق تر کرده است که موضع تهران را نیز سخت تر کرده است. این امر پیشرفت دیپلماتیک را نه تنها دشوارتر می‌کند، بلکه نقش پاکستان را برای موفقیت این روند پیچیده و حساس صلح ضروری‌تر کرده است. فیلد مارشال عاصم منیر تنها شخصیت بین المللی بود که در اوج بحران خاورمیانه دو بار به ایران سفر کرد تا رهبری سیاسی، نظامی و دیپلماتیک ایران را متقاعد کند، آتش بس پایدار را تسهیل کند و پیشرفت در موضوعات پیچیده بحث برانگیز را تشویق کند. علیرغم مشکلات، پاکستان همچنان در موقعیت منحصر به فردی برای ادامه این روند صلح قرار دارد، زیرا به طور همزمان از اعتماد ایالات متحده و ایران برخوردار است. این امر به این دلیل امکان پذیر شد که پاکستان به ایران اطمینان داد که از خاک و حریم هوایی این کشور برای حمله به ایران استفاده نخواهد شد، اسلام آباد حملات به ایران و همچنین حملات به زیرساخت های غیرنظامی عربستان سعودی و سایر کشورهای خلیج فارس را نقض قوانین بین المللی دانست. اما مهمتر از همه، فیلد مارشال منیر تعهد امنیتی پرزیدنت ترامپ را تضمین کرد که رهبری ایران دیگر هدف قرار نخواهد گرفت. بدون این تضمین امنیتی حیاتی، هیچ فرصتی برای آغاز روند صلح وجود نداشت. هر پست و بیانیه پرزیدنت ترامپ در رسانه‌های اجتماعی که به آتش‌بس پایدار و حل مسائل دیگر ابراز امیدواری می‌کند، به کاهش تنش‌ها و کاهش قیمت جهانی نفت کمک کرده است، که در حال حاضر منعکس‌کننده آسیب بی‌سابقه‌ای به امنیت انرژی و اقتصادی جهان است. ثمرات نقش رهبری و تلاش‌های پرزحمت پاکستان به‌عنوان «تثبیت‌کننده خالص منطقه‌ای» در سراسر جهان مورد تأیید، قدردانی و لذت قرار می‌گیرد. نتیجه نهایی این روند صلح ممکن است زمان ببرد، اما تاریخ به خاطر خواهد داشت که این تنها پاکستان بود که برای کمک به پایان دادن به یک درگیری بزرگ، نجات جان‌های ارزشمند و پایان دادن به رنج بشریت، به‌ویژه مردم فقیر در سراسر جهان، زمانی که جامعه بین‌المللی اعتماد و امید خود را از قوانین و نهادهای بین‌المللی برای حفاظت از صلح، امنیت و ثبات منطقه‌ای از دست داده بود، به این مناسبت دست یافت. نویسنده یک تحلیلگر امنیتی مستقر در اسلام آباد با سه دهه تجربه در تدریس امنیت بین المللی و امور استراتژیک است. منتشر شده در سپیده دم، 9 ژوئن 2026